دریافت نرم افزار ادبی گنجور

گنجور رومیزی نرم‌افزاری رایگان و آزاد است که به کمک آن می‌توانید اشعار (بیش از) ۵۹ شاعر پارسی‌گو را مرور کنید. جستجو و برجسته‌سازی، نشانه‌گذاری، شماره‌گذاری ابیات، نمایش شعر تصادفی (فال)، کپی متن و چاپ از دیگر امکانات این نرم‌افزار است. پایگاه داده‌های این اشعار مبتنی بر پایگاه داده‌های اشعار سایت گنجور است و امکاناتی جهت مشاهدۀ اشعار متناظر و حاشیه‌های آنها در سایت گنجور نیز در این نرم‌افزار گنجانده شده است.

این نرم‌افزار تحت ویندوز اجرا می‌شود و برای اجرای آن لازم است سکوی مایکروسافت دات نت ویرایش ۲ بر روی سیستم نصب باشد.

برای دریافت نرم افزار ادبی گنجور روی عکس و یا لینک زیر کلیک کنید.


دریافت نرم افزار ادبی گنجور رومیزی با حجم تقریبی 22 مگابایت

دانلود نرم افزار ادبی ساغر


نرم‌افزار «ساغر» مجموعه شعری است که از پایگاه داده «گنجور رومیزی» به عنوان منبع اشعارش استفاده می‌کند. ساغر تحت Qt نوشته شده است و روی تمام سیستم‌ عامل‌هایی که Qt حضور دارد ساغر را می‌توان ساخت.

برای دریافت نرم افزار ادبی ساغر بر روی عکس و یا لینک زیر کلیک کنید.


دریافت نرم افزار ادبی ساغر با حجم تقریبی 31 مگابایت

منبع:http://avayeneyestan.blogfa.com

در نعت سید المرسلین (ص)

در نعت سید المرسلین (ص)

شیخ اجل سعدی شعری زیبا به مناسبت مبعث حضرت رسول اکرم (ص) دارد که با زبان فصیح و اعتقاد عمیق وی به خاندان نبوت همراه است.

سعدی در این سروده زیبا چنین لب به نعت سید المرسلین حضرت ختمی مرتبت پیامبر اکرم (ص) گشوده است:


کریم السجایا جمیل الشیم نبى البرایا شفیع الامم

امام رسل، پیشواى سبیل امین خدا، مهبط جبرئیل

شفیع الوری، خواجه بعث و نشر امام الهدی، صدر دیوان حشر

کلیمى که چرخ فلک طور اوست همه نورها پرتو نور اوست

یتیمى که ناکرده قرآن درست کتب خانه چند ملت بشست

چو عزمش برآهخت شمشیر بیم به معجز میان قمر زد دو نیم

چو صیتش در افواه دنیا فتاد تزلزل در ایوان کسرى فتاد

به لاقامت لات بشکست خرد به اعزاز دین آب عزى ببرد

نه از لات و عزى برآورد گرد که تورات و انجیل منسوخ کرد

شبى بر نشست از فلک برگذشت به تمکین و جاه از ملک برگذشت

چنان گرم در تیه قربت براند که در سدره جبریل از او بازماند

بدو گفت سالار بیت الحرام که اى حامل وحى برتر خرام

چو در دوستى مخلصم یافتى عنانم ز صحبت چرا تافتی؟

بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم که نیروى بالم نماند

اگر یک سر مو فراتر پرم فروغ تجلى بسوزد پرم

نماند به عصیان کسى در گرو که دارد چنین سیدى پیشرو

چه نعت پسندیده گویم تو را؟ علیک السلام اى نبى الورى

خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب

مجموعه کامل آثار استاد غلامحسین بنان|آموزش پيشرفته سنتور| آموزش مقدماتي و پيشرفته تارآموزش قدم به قدم سه تار|مجموعه کامل آثار يانی |کنسرت استاد لطفی در کاخ نیاوران|آموزش دف|الهی قمشه ای بیوگرافی دکتر حسین الهی قمشه ای تصاويراستادان دف حسین الهی قمشه ای دادازغم تنهایی دانلود آ]نگهای شهرام ناظری دانلود آهنگ فيلم امام علي اثر فرهاد فخرالديني دانلود آهنگ های شجریان دانلود آهنگهای شجریان دانلود استاد سالار عقیلي دانلود تفسير مولوي فروزانفر دانلود شجریان دانلود كتاب علل سقوط علي دشتي به نويسندگي مهدي ماحوزي دانلود محمد رضا شجریان دانلود ناز ليلي شجريان دانلود نوا شجریان دانلود+استاد شجریان دانلوداهنگ خیام خوانی بوشهری دکتر الهی قمشه ای سایت استاد شجریان سایت سرعشق عشق غلام حسین بیگچه خانی فروش سخنرانیهای استاد اله

هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش

هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانشآن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویششهر که از یار تحمل نکند یار مگویشچون دل از دست به درشد مثل کره توسنبه جفایی و قفایی نرود عاشق صادقخفته خاک لحد را که تو ناگه به سر آییشرم دارد چمن از قامت زیبای بلندتگفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیمعهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیردچه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدینرسد ناله سعدی به کسی در همه عالمگر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانشوان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانشوان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانشنتوان بازگرفتن به همه شهر عنانشمژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانشعجب ار بازنیاید به تن مرده روانشکه همه عمر نبودست چنین سرو روانشباز می​بینم و دریا نه پدیدست کرانشبوستانیست که هرگز نزند باد خزانشبنده بی جرم و خطایی نه صوابست مرانشکه نه تصدیق کند کز سر دردیست فغانشعاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش

همه چیز درباره مشرف الدين سعدی شیرازی

سعدی شیرازی

زندگي نامه

سعدي تخلص و شهرت «مشرف الدين» ، مشهور به

«شيخ سعدي» يا «شيخ شيراز» است.

درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنين تاريخ تولد سعدي اختلاف بسيار است.

سال تولد او را از 571 تا 606 هجري قمري احتمال داده اند و تاريخ درگذشتش را هم سالهاي 690 تا 695 نوشته اند.

 

سعدي در شيراز پاي به هستي نهاد و هنوز کودکي بيش نبود که پدرش در گذشت.

آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وي اهل علم و دين و دانش بودند.

سعدي خود در اين مورد مي گويد:

همه قبيله ي من، عالمان دين بودند ------- مرا معلم عشق تو، شاعري آموخت

سعدي پس از تحصيل مقدمات علوم از شيراز به بغداد رفت و در مدرسه نظاميه به تکميل دانش خود پرداخت.

او در نظاميه بغداد که مهمترين مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب مي آيد در درس استادان معروفي چون سهروردي شرکت کرد.

 

سعدي پس از اين دوره به حجاز، شام و سوريه رفت و در آخر راهي سفر حج شد.

او در شهرهاي شام (سوريه امروزي) به سخنراني هم مي پرداخت ولي در همين حال، بر اثر اين سفرها به تجربه و دانش خود نيز مي افزود.

 

سعدي در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شيراز بازگشت و در همين ايام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفريد و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد.

برخي معتقدند که او لقب سعدي را نيز از همين نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.

 

پس از از بين رفتن حکومت سلغريان، سعدي بار ديگر از شيراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت.

در بازگشت به شيراز، با آن که مورد احترام و تکريم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول رياضت شد.

 

سعدي، شاعر جهانديده، جهانگرد و سالک سرزمينهاي دور و غريب بود؛ او خود را با تاجران ادويه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه مي کرد. از پادشاهان حکايتها شنيده و روزگار را با آنان به مدارا مي گذراند.

سفاکي و سخاوتشان را نيک مي شناخت و گاه عطايشان را به لقايشان مي بخشيد. با عاشقان و پهلوانات و مدعيان و شيوخ و صوفيان و رندان به جبر و اختيار همنشين مي شد و خامي روزگار جواني را به تجربه سفرهاي مکرر به پختگي دوران پيري پيوند مي زد.

 

سفرهاي سعدي تنها جستجوي تنوع، طلب دانش و آگاهي از رسوم و فرهنگهاي مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه اي معنوي نيز به شمار مي آمد.

سنت تصوف اسلامي همواره مبتني بر سير و سلوک عارف در جهان آفاق و انفس بود و سالک، مسافري است که بايد در هر دو وادي، سيري داشته باشد؛ يعني سفري در درون و سفري در بيرون.

وارد شدن سعدي به حلقه شيخ شهاب الدين سهروردي خود گواه اين موضوع است.

ره آورد اين سفرها براي شاعر، علاوه بر تجارب معنوي و دنيوي، انبوهي از روايت، قصه ها و مشاهدات بود که ريشه در واقعيت زندگي داشت؛ چنان که هر حکايت گلستان، پنجره اي رو به زندگي مي گشايد و گويي هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمايش به شيوه اي يقيني بيان مي شود. گويي، هر حکايت پيش از آن که وابسته به دنياي تخيل و نظر باشد، حاصل دنياي تجارب عملي است.

 

شايد يکي از مهم ترين عوامل دلنشيني پندها و اندرزهاي سعدي در ميان عوام و خواص، وجه عيني بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بيان هنرمندانه آنها نيز سهمي عمده در ماندگاري اين نوع از آثارش دارد.

از سويي، بنا بر روايت خود سعدي، خلق آثار جاوداني همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بيانگر اين نکته است که اين شاعر بزرگ از چه گنجينه ي دانايي، توانايي، تجارب اجتماعي و عرفاني و ادبي برخوردار بوده است.

 

آثار سعدي علاوه بر آن که عصاره و چکيده انديشه ها و تأملات عرفاني و اجتماعي و تربيتي وي است، آيينه خصايل و خلق و خوي و منش ملتي کهنسال است و از همين رو هيچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.

 

 

ويژگي هاي آثار سعدي

 

آنچه که بيش از هر ويژگي ديگر آثار سعدي شهرت يافته است، "سهل و ممتنع" بودن است.

اين صفت به اين معني است که اشعار و متون آثار سعدي در نظر اول "سهل" و ساده به نظر مي رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد.

 

در طول قرن هاي مختلف، همه ي خوانندگان به راحتي با اين آثار ارتباط برقرار کرده اند.

اما آثار سعدي از جنبه ي ديگري، "ممتنع" هستند و کلمه ي "ممتنع" در اينجا يعني دشوار و غيرقابل دسترس.

وقتي گفته مي شود شعر سعدي "سهل و ممتنع" است يعني در نگاه اول، هر کسي آثار او را به راحتي مي فهمد ولي وقتي مي خواهد چون او سخن بگويد مي فهمد که اين کار سخت و دشوار و هدفي دست نيافتني است.

بعضي ديگر از ويژگي هاي آثار سعدي عبارتند از:

 

  نکات دستوري

نکات دستوري در آثار سعدي به صحيح ترين شکل ممکن رعايت شده است.

عنصر وزن و موسيقي، منجر به از بين رفتن يا پيش و پس شدن ساختار دستوري در جملات نمي شود و سعدي به ظريف ترين و طبيعي ترين حالت ممکن در لحن و زبان، با وجود تنگناي وزن، از عهده اين کار برمي آيد.

اي که گفتي هيچ مشکل چون فراق يار نيست

 

گر اميد وصل باشد، همچنان دشوار نيست

 

نوک مژگانم به سرخي بر بياض روي زرد

 

قصه دل مي نويسد حاجت گفتار نيست

 

 

در آن نفس که بميرم در آرزوي تو باشم

 

بدان اميد دهم جان که خاک کوي تو باشم

 

به وقت صبح قيامت، که سر زخاک برآرم

 

به گفتگوي تو خيزم، به جستجوي تو باشم

 

حديث روضه نگويم، گل بهشت نبويم

 

جمال حور نجويم، دوان به سوي تو باشم

 

ايجاز

 

ايجاز يعني خلاصه گويي و يا پيراستن شعر از کلمات زايد و اضافي.

 

دوري از عبارت پردازي هاي بيهوده اي که نه تنها نقش خاصي در ساختار کلي شعر بلکه از زيبايي کلام نيز مي کاهند، در شعر و کلام سعدي نقش ويژه اي دارد.

 

از سويي اين ايجاز که در نهايت زيبايي است، منجر به اغراق هاي ظريف تخيلي و تغزلي مي شود و زبان شعر را از غنايي بيشتر برخوردار مي کند.

 

در شعر سعدي هيچ کلمه اي بدون دليل اضافه يا کم نمي شود.

 

گفتم آهن دلي کنم چندي

 

ندهم دل به هيچ دلبندي

 

به دلت کز دلم به در نکنم

 

سخت تر زين مخواه سوگندي

 

ريش فرهاد بهترک مي بود

 

گر نه شيرين نمک پراکندي

 

کاشکي خاک بودمي در راه

 

تا مگر سايه بر من افکندي ...

 

ايجاز سعدي، ايجاز ميان تهي و سبک نيست، بلکه پراز انديشه و درد است.

 

در دو حکايت زير از "گلستان" به خوبي مشاهده مي شود که سعدي چه اندازه از معني را در چه مقدار از سخن مي گنجاند:

 

حکايت: پادشاهي پارسايي را ديد، گفت: «هيچت از ما ياد آيد؟» گفت: «بلي، وقتي که خدا را فراموش مي کنم.»

 

حکايت: يکي از ملوک بي انصاف، پارسايي را پرسيد: «از عبادتها کدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نيمروز، تا در آن يک نفس خلق را نيازاري.»

 

موسيقي

سعدي از موسيقي و عوامل موسيقي ساز در سبک و زبان اشعارش سود مي جويد. وي اغلب از اوزان عروضي استفاده ميکند.

 

علاوه بر اوزان عروضي، شاعر به شيوه مؤثري از عواملي بهره مي برد که هر کدام به نوعي موسيقي کلام او را افزايش مي دهند؛ عواملي همچون انواع جناس، هم حروفيهاي آشکار و پنهان، واج آرايي، تکرار کلمات، تکيه هاي مناسب، موازنه هاي هماهنگ لفظي در ادبيات و لف و نشرهاي مرتب و ...

 

استفاده از اين عناصر به گونه اي هنرمندانه و زيرکانه صورت مي گيرد که شنونده يا خواننده شعر او پيش از آن که متوجه صنايع به کار رفته در شعر او شود، جذب زيبايي و هماهنگي و لطافت آنها مي شود.

 

در غزل زير سعدي نهايت استفاده را از عوامل موسيقي زاي زبان برده است، بي آن که سخنش رنگ تکلف و تصنع به خود بگيرد.

 

تکرارهاي هنرمندانه ي کلمات، هم حروفي ها و وزن مناسب شعر و همچنين لحن عاطفي و تعزلي کلام سعدي را چون شربتي شيرين و گوارا به جان خواننده مي ريزد:

 

بگذار تا مقابل روي تو بگذريم

 

دزديده در شمايل خوب تو بنگريم

 

شوق است در جدايي و جور است در نظر

 

هم جور به که طاقت شوقت نياوريم

 

روي ار به روي ما نکني حکم از آن تست

 

باز آ که روي در قدمانت بگستريم

 

ما را سري است با تو که گر خلق روزگار

 

دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سريم

 

گفتي زخاک بيشتر نه که از خاک کمتريم

 

ما با توايم و با تو نه ايم اينت بوالعجب

 

در حلقه ايم با تو و چون حلقه بر دريم

 

از دشمنان برند شکايت به دوستان

 

چون دوست دشمن است شکايت کجا بريم؟

 

طنز و ظرافت

 

طنز و ظرافت جايگاه ويژه اي در ساختار سبکي آثار سعدي دارد.

 

البته خاستگاه اين طنز به نوع نگاه و تفکر اين شاعر بزرگ بر مي گردد. طنز سعدي، سرشار از روح حيات و سرزندگي است.

 

سعدي به ياري لحن طنز، خشکي را از کلام خود مي گيرد و شور و حرکت را بدان باز مي گرداند.

 

با همين طنز، تيغ کلامش را تيز و برنده و اثرگذار مي کند.

 

طنز، نيش همراه با نوش است؛ زخمي در کنار مرهم. سالها بعد، لسان الغيب، حافظ شيرازي ابعاد عميق ديگري به طنز شاعرانه بخشيد و از آن در شعر خود استفاده ها برد:

 

با محتسب شهر بگوييد که زنهار

 

در مجلس ما سنگ مينداز که جام است

 

يا

 

کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوي

 

به نقد اگر نکُشد عشقم، اين سخن بکشد

 

 

آثار سعدي

 

از سعدي آثار گوناگوني به نظم و نثر موجود است که عبارتند از:

 

1- بوستان يا سعدي نامه، که در واقع اولين اثر اوست و در سال 655 تمام شده است. گويا سعدي آن را در ايام سفر خود سروده و هم چون ارمغاني در سال ورود خود به وطن بر دوستانش عرضه کرده است.

 

موضوع اين کتاب که از عالي ترين آثار قلم تواناي سعدي و يکي از شاهکارهاي شعر فارسي است، اخلاق و تربيت و سياست و اجتماعيات است.

 

اين کتاب ده بخش دارد به نام هاي: عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذکر، تربيت، شکر، توبه، مناجات و ختم کتاب.

 

سعدي اين کتاب را که حدود چهارهزار بيت دارد به نام اتابک ابوبکر بن سعد کرده است.

 

2- گلستان، شاهکار نويسندگي و بلاغت فارسي است که سعدي آن را در سال 656 تأليف کرده است.

 

3- قصايد عربي، که حدود هفتصد بيت مي شود و شامل موضوعات غنايي و مدح و اندرز و مرثيه است.

 

4- قصايد فارسي، در ستايش پروردگار و مدح و اندرز و نصيحت بزرگان و پادشاهان معاصر سعدي است.

 

5- مراثي، شامل چند قصيده بلند در رثاي مستعصم بالله -آخرين خليفه عباسي که به فرمان هلاکو کشته شد- و نيز مرثيه هايي براي چند تن از اتابکان فارس و وزراي آن زمان است.

 

6- ملمعات و مثلثات و ترجيعات: که شمال اشعاري در قالب هاي خاص مانند ترجيع بند و ... است.

 

7- غزليات، که خود شامل چهار بخش است؛ طيبات، بدايع، خواتيم و غزليات قديم.

 

8- مجالس پنجگانه، اين کتاب به نثر است و در بردارنده ي خطابه ها و سخنراني هاي سعدي است.

 

هر چند موضوع آن ارشاد و نصيحت است اما از لحاظ جوهر نويسندگي به پاي گلستان نمي رسد.

 

9- نصيحة الملوک، در پند و اخلاق و چندين رساله ي ديگر به نثر در موضوعات گوناگون.

 

10- صاحبيه، که مجموعه چند قطعه فارسي و عربي است و بيشتر آنها در ستايش شمس الدين صاحب ديوان جويني وزير دانشمند دوست عصر اتابکان است و به همين دليل آن را "صاحبيه" ناميده است.

 

11- خبيثات، مجموعه اي است از اشعار هزل آميز، که هر چند اغلب آنها خوشايند نيست ولي چند غزل و رباعي دارد که نمونه اي از لطيفه هاي آن دوران هستند و از اين جهت قابل بررسي اند.

 

مجموعه ي اين آثار "کليات سعدي" ناميده مي شود. که تحت همين عنوان بارها بارها چاپ شده است.

 

نمونه آثار

 

نمونه ي شعر از "بوستان"

 

سگي پاي صحرانشيني گزيد

به خشمي که زهرش ز دندان چکيد

 

شب از درد بيچاره خوابش نبرد

به خيل اندرش دختري بود خورد

 

پدر را جفا کرد و تندي نمود

که آخر تو را نيز دندان نبود؟

 

پس از گريه مرد پراگنده روز

بخنديد کاي مامک دلفروز

 

مرا گر چه هم سلطنت بود بيش

دريغ آمدم کام و دندان خويش

 

محالست اگر تيغ بر سر خورم

که دندان به پاي سگ اندربرم

 

توان کرد با ناکسان بدرگي

وليکن نبايد ز مردم سگي

?       

 

نمونه اي از غزل سعدي

 

شب عاشقان بيدل چه شبي دراز باشد

 

تو بيا کز اول شب در صبح باز باشد

 

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

 

به کجا رود کبوتر که اسير باز باشد

 

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رويت

 

که محب صادق آنست که پاکباز باشد

 

به کرشمه عنايت نگهي به سوي ما کن

 

که دعاي دردمندان ز سر نياز باشد

منبع http://daneshnameh.roshd.ir