همه چیز درباره استاد محمود فرشچیان و آثار این نقاش و مینیاتوریست
زندگینامه ی استاد محمود فرشچیان
محمود فرشچیان (زادهٔ ۱۳۰۸ خورشیدی در اصفهان) مینیاتوریست مشهور ایرانی است. او را صاحب سبک جدیدی در نگارگری ایرانی میدانند.
زندگی
فرشچیان متولد ۱۳۰۸ هجری در اصفهان است.
کودکی
او در سالهای پیش از مدرسه از روی نقشههای قالی طرح میزد. پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود با دیدن استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد.
نوجوانی و جوانی
او طی تحصیلات مقدماتی نزد حاج میرزا امامی، هنرمند نامی اصفهان، به یادگیری نقاشی دلبستگی پیدا کرد. او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون، عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاریهای بی نظیر آن آثار) سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقشها را مطالعه میکرد. فرشچیان حتی در دورهٔ سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت.
دیپلم عالی
سال ۱۳۲۹ پس از ۶ سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد. آثار دوران شاگردی او هنوز در هنرستان موجود است.
سفر به اروپا
فرشچیان پس از آموزش نزد استاد امامی و بهادری و فارغالتحصیلی از مدرسه هنرهای زیبا اصفهان برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزهها پرداخت. بنا به گفتهٔ وی در موزههای اروپا اول کسی بود که وارد موزه میشد با بستهای از کتاب و قلم، و در نهایت آخر از همه، خود او بود که از موزه خارج میشد.
بازگشت به ایران
پس از بازگشت به ایران، فرشچیان کار خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و به مدیریت اداره ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزیده شد. محمود فرشچیان، هم اکنون در نیوجرسی آمریکا ساکن است و سفرهای دورهای و فصلی به ایران دارد.
سبک و ویژگی آثار
او را صاحب سبک جدیدی در نگارگری ایرانی میدانند. طراحی و شناخت و بکارگیری صحیح رنگها و قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری، باعث شهرت آثار او شدهاست. از دید درونمایه، آثار استاد فرشچیان از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی الهام گرفتهاست. به هنگام نقاشی، او اغلب به موسیقی گوش میدهد و این اثرگیری از موسیقی، در آثار او نمایان است. اثرمتقابل صداهای ملایم پرنده، چکیدن، آبشار، شرشر، سقوط و چلپچلوپ را میتوان در آثار او یافت.
آثار
برخی از آثار استاد به شرح زیر میباشند:
«ضامن آهو»: طرحی از شمایل امام رضا
«پنجمین روز آفرینش»: در این تابلو همهٔ مخلوقات زمینی و آسمانی به ستایش پروردگار مشغولاند.
«عصر عاشورا»: استاد در مورد نحوه طراحی این اثر جاویدان میگوید:
«سه سال پیش از انقلاب روز عاشورا مادرم مرا نصیحت کرد و گفت: به روضه گوش کن تا چند کلمه حرف حساب بشنوی. و من با ایشان گفتم: من اول در اتاقم کاری دارم بعد خواهم رفت. حال عجیبی به من دست داد. وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلوی عصر عاشورا را شروع کردم. قلم را که برداشتم تابلویی شد که الآن هست بدون هیچ تغییری».
طراحی ضریح امام رضا
آخرین تابلوی او «کوثر» به نام خانم فاطمه زهرا (س) میباشد.
منتخبی از جوایز
۱۳۷۹: انضمام نام هنرمند در فهرست روشنفکران قرن بیست و یکم
۱۳۷۲: نشان درجه یک هنر
۱۳۶۴: تندیس طلایی اسکار ایتالیا
۱۳۶۳: نشان هنر نخل طلایی ایتالیا
۱۳۶۳: تندیس طلایی اروپایی هنر، ایتالیا
۱۳۶۲: دیپلم آکادمیک اروپا، آکادمی اروپا، ایتالیا
۱۳۶۱: دیپلم لیاقت دانشگاه هنر، ایتالیا
۱۳۶۰: مدال طلای آکادمی هنر و کار، ایتالیا
۱۳۵۲: جایزهٔ اول وزارت فرهنگ و هنر، ایران
۱۳۳۷: مدال طلای جشنوارهٔ بینالمللی هنر، بلژیک
۱۳۳۱: مدال طلای هنر نظامی، ایران
*********************************************************
نگاهی دیگر به زندگی استاد
مختصری از زندگی نامه استاد محمود فرشچیان محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، پایتخت هنر ایران ، دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت .
این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد . از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید . فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست . او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت . از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی ، زیر نظر استاد عیسی بهادری ، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت .
بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد . فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد . فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت .
سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد . آثار سالهای شاگردی استاد هنوز در مرکز هنرستان ، موجود است . بدون تردید استاد محمود فرشچیان یکی از پدیده های هنر نگارگری (مینیاتور) در عصر حاضر است و او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است . این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون ، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند . سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست .
****************************************************************8
نگاهی دیگر به زندگی استاد
زندگی نامه استاد محمود فرشچیان
محمود فرشچيان به سال 1308 شمسي در اصفهان، پايتخت هنر ايران، ديده به جهان گشود. پدرش، حاج غلامرضا فرشچيان، از تجار فرش بود و در كار هنر قالي بافي دست داشت. اين زمينه ي مساعد براي پرورش ذوق و شوق او در راه آشنايي با هنر مؤثر افتاد. از سال هاي پيش از مدرسه از روي نقش هاي قالي طرح مي زد، تا به تدريج دستش در كار نقش پردازي روان گرديد. فرشچيان در طي تحصيلات مقدماتي در محضر استاد ميرزا آقا امامي اصفهاني، هنرمند چيره دست و پرآوازه ي ديار اصفهان، به آموختن نقاشي دل بستگي تمام پيدا كرد و دل در گرو نقش هاي زيبا بست. او از كار هنر احساس رضايت و شادماني داشت. فرشچيان در كارگاه استاد امامي آموخت كه در كار هنر بايد عاشق بود و سخت كوش وگرنه راه به جايي نخواهد برد. چنان كه ((عاشقي شيوه ي رندان بلاكش باشد)).
فرشچيان، در ادامه ي راه، از كلاس هفتم دبيرستان (14 سالگي) قدم به هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جايگاه عاشقي، زير نظر استاد عيسي بهادري، استاد نابغه و توانمند نقش قالي، مينياتور، نقاشي رنگ روغن، به فراگيري اصول و مباني طراحي نقوش سنتي (نقشه ي قالي، تذهيب، مينياتور) پرداخت. بدون شك نقش استاد عيسي بهادري در پرورش و خلاقيت هاي محمود فرشچيان نقشي فوق العاده ارزشمند بود. زيرا فرشچيان، با اعتقاد كامل به مهارت و توانايي هاي عيسي بهادري، از سمت شاگردي محضر استادش عاشقانه بهره مي گرفت و نقش مي زد، به نحوي كه تلاش بي وقفه و تمرين هاي شبانه روزي فرشچيان سبب شگفتي و تعجب همگان، به خصوص خانواده شده بود.
اين تلاش سرانجام قلب و روحش را سرشار از نقش ها و رنگ هاي زيبا ساخت. از آن جا كه هنر و ادبيات ايران زمين از ديرباز همگامي و هم دلي خود را در ثبت ارزش هاي فرهنگي جلوه گر ساخته بود، فرشچيان با دلبستگي، به مطالعه ي ادبيات و شعر عرفاني همت گماشت تا بدان جا كه خود نيز گاه شعر مي سرود. بازتاب آشنايي ادبيات عرفاني در آثار استاد فرشچيان بعد ها موجد يكي از ويژگي هاي تحسين برانگيز نقاشي او گرديد.
استاد در بيان احساس و تجسم شعر گونه ي عواطف، به شيوه اي كاملا جديد، موفق به هماهنگي و همگامي ميان مضمون و محتوا و شكل و فرم نقاشي هايش گرديد و اين، مشخصه ي اصلي كار او در نقاشي شد.
فرشچيان در جواني بسيار پرتلاش و خستگي ناپذير به كار و طراحي نقوش مختلف مي پرداخت. او در مطالعه ي آثار تاريخي شهر اصفهان (چهل ستون، عالي قاپو، مسجد شيخ لطف الله،... و طرح هاي اسليمي و ختايي كاشي كاري هاي بي نظير آن آثار سر از پا نمي شناخت و چون محققي موشكافانه اين نقش ها را مطالعه مي كرد. فرشچيان حتي در دوره ي سربازي نيز دست از قلم و رنگ برنداشت و آثاري ديدني آفريد كه بسيار مورد تشويق مقامات قرار گرفت. تابلو صوفيان رقص كنان ساغر شكرانه زدند از جمله ي آن آثار است.
فرشچيان در سال1332 تصميم گرفت براي ديدن آثار هنري هنرمندان معروف جهان سيري در موزه هاي دنيا كند. اين سفر دو سال به طول انجاميد و بر دانش و تجربيات هنري استاد افزود و ذستاوردي جهاني از هنر اندوخت. از آنجا كه ((هنرهاي زيبا)) در جست و جوي هنرمندان خوش ذوق و اصيل براي آموزش هنر بود، فرشچيان در سال 1338 در هنرستان هاي وابسته به آن در تهران به تعليم هنرجويان مشغول شد.
بدون ترديد استاد محمود فرشچيان يكي از پديده هاي هنر نگارگري در عصر حاضر است. او در طراحي و شناخت و به كارگيري رنگ ها فوق العاده قدرتمند و قوي است. اين قدرت قلم و صلابت و استواري خطوط قلم گيري است كه از او هنرمندي پرآوازه و مشهور ساخته است. از نظر محتوا و مضمون، آثار فرشچيان عمدتا با الهام از ادبيات عرفاني و باورهاي مذهبي ساخته و پرداخته شده اند. از حيث تكنيك و فرم نوآوري و ابتكار، آثار استاد فرشچيان بسيار دلنشين و مناسب ارزيابي شده است، زيرا كه بنيان آن بر اصول و مباني نقاشي اصيل ايراني پايه ريزي شده است. فرشچيان با حفظ تمامي ويژگي هاي ارزشمند نگارگري ايراني است كه به نوآوري مي پردازد. به همين دليل است كه موفق در هنر مي نمايد.
حاصل كار بي وقفه ي استاد آثار نقاشي بسيار زيادي است كه در كتاب هاي هنري او به چاپ رسيده است.
سخن آخر اين كه امروز استاد فرشچيان از پس نزديك به پنجاه سال كسب هنر و مهارت در كار نقاشي و خلق نقش هاي دلنشين و چشم نواز، هنرمندي است كه به جرات مي توان او را صاحب سبك جديد در نقاشي ايراني (مينياتور) دانست و دل خوش داشت به آينده ي هنري جواناني كه مشتاقانه تحت تاثير قلم روان و سيال و رنگ هاي نوازش گر او آرزوي شاگردي استاد و بهره گرفتن از درياي تجارب او را دارند. بيش از سه دهه است كه شاهكارهاي ارزنده ي استاد در نمايشگاه هاي صاحب نام ايران و جهان مورد ارزيابي هنري و نقد و بررسي صاحب نظران قرار مي گيرد و همگان سر تسليم در برابر شكوه و عظمت اين هنرمند و استاد كم نظير اصفهاني فرود مي آورند.
قلمش روان و پرتوان باد، به هميشه ي ايام.
منبع : نگارگري ايراني . سيذ محمود افتخاري . انتشارات زرين و سيمين
1381
*****************************************************8
مصاحبه با استاد
" استاد محمود فرشچیان "
متولد 1308 – اصفهان پس از تعلیم گرفتن ازهنرورانی بزرگ ، چون حاج میرزا آقا امامی و استاد عیسی بهادری و گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا رفت و چندین سال به مطالعه ، و کار در موزه ها مشغول شد. منتقدان و هنرشناسان بزرگ جهان هنر ، او را مورد بررسی و تحسین قرار داده اند و تابلوهای او در موزه های معتبر دنیا جای گرفته است. استاد فرشچیان در نقاشی ایران صاحب سبک و مکتب خاص است.
گفتگو با استاد محمود فرشچیان
- استاد ، لطف فرموده به گوشه ای از فعالیتهای خود در ارتباط با هنر نگارگری، خصوصا نقاشی ایرانی در خارج از کشور اشاره بفرمائید.
تا آنجا که به یاد دارم ، در گذشته و حال سعی ام بر این بوده که هنر نقاشی اصیل ایرانی را به دنیا بشناسانم. این هنر، از جمله هنرهایی است که تا کنون آنچنان که باید، حقش ادا نشده و بیشتر، منقدین و هنرشناسان خارجی هستند که هنر عظیم نقاشی ایرانی را نقد و بررسی کرده و در کتابها نگاشته اند. من به سهم خود با برگزاری نمایشگاههایی در نقاط مختلف دنیا ، سعی کرده ام حتی المقدور این هنر و اصالت فرهنگی را در حد توان خود به افردی که علاقمند به شناخت آن هستند بشناسانم . علاوه بر نمایشگاهها، اخیرا کتابی نیز از آثار من در آلمان چاپ شده است. این کتاب را یونسکو جزء آثار برگزیده خود ارائه داده و بزرگترین منتقد نقاشی دنیا "پروفسور استوارت کاریولش" که در نقاشی ایرانی و اسلامی دارای اعتبار ویژه ای می باشد، بر این کتاب نقد نوشته است . این کتاب از سوی موزه "ویکتوریا آلبرت " لندن و مدیر کل یونسکو به اکثر موزه ها، کلکسیونها، کتابخانه های بزرگ دنیا و کتابخانه های شخصی کسانی که به کتب هنری علاقه نشان می دهند ارسال شده و مورد استقبال آن علاقمندان قرار گرفته است.
- استاد با توجه به اینکه مدتی است در خارج از کشور اقامت دارید، برداشت مردم جهان را ، درباره هنر ملی و اسلامی ما چگونه می بینید؟
همانطور که صورت اشخاص در تمام دنیا با هم فرق می کند، سجایای اخلاقی و سلیقه های آنها نیز با یکدیگر متفاوت است. ممکن است یک ایرانی نسبت به هنر نقاشی خودمان بیگانه باشد، اما یک فرد خارجی این هنر را با آغوش باز بپذیرد. در کل باید به این نکته اشاره کنم که در تمام دنیا، برای هنر اصیل ایرانی احترام خاصی قائلند و تحت تاثیر آن قرار می گیرند. به خصوص که هنر نقاشی ایرانی از محتوای عظیم عرفانی نشأت گرفته و بیننده را به اعماق احساس رهنمود می سازد. مردم ملل خارجی وقتی آثار خوب را ببینند و آنها را بشناسند، سخت تحت تاثیر قرار می گیرند. به نظر من ، مهم ایجاد رابطه بین اثر و بیننده است. اگر یک اثر هنری بتواند با تمامی بیننده ها ، در هر کجای دنیا رابطه تنگاتنگ و نزدیک برقرار کند، هر علاقمندی ، آن را پذیرا شده، به خوبی می پذیرد. ما زمانی می توانیم نقاشی خود را در همه جای دنیا اشاعه دهیم که تمام مردم دنیا بتوانند، رابطه نزدیک بین احساس و دید خودشان با اثر هنری ما برقرار سازند. به عبارت دیگر، نقاشی ما باید با بینندگان مختلف دردنیا، غریبه نباشد. در آن صورت این هنر کشش و جذبه ای پیدا می کند که بینندگان بتوانند آن را به خوبی تماشا کنند و زمانی که مورد نقد و بررسی قرار گرفت، محتوای آن در دل و ذهن بیننده بر جای خواهد ماند. من فکر می کنم، در سبکی که دنبال می کنم این رابطه بتواند در حد خوبی بین اثر و بیننده به وجود بیاید. فرق نمی کند چه در ایران و چه در هر گوشه دیگری از دنیا.
من تاکنون نتایج سودمندی را در این خصوص به دست آورده ام. سبکی که من دنبال می کنم، در عین حال که اصالت نقاشی ایرانی را دارد، با مردم دیگر ملل نیز بیگانگی ندارد.
استاد موقعیت کنونی هنرهای ملی واسلامی ما را چگونه ارزیابی می کنید؟
در ایران که خوشبختانه مورد استقبال عموم قرار گرفته است و با وجود دانشکده های در حال تأسیس یا تأسیس شده، جوانها به تدریج متوجه این سبک و مکتب شده، به آن روی آورده اند. من امیدوارم این مکتب بتواند در همه جای ایران و در تمام دانشکده های آن تعمیم پیدا کند و همه افراد با علاقمندی و پشتکار تمام، این راه را ادامه دهند.
وقتی در دوره های مختلف دقت کنیم و هنر ایران را با هنرکشورهای مشرق زمین، مثل چین ، ژاپن و غیره مقایسه نماییم ، درمی یابیم که در هنر ایران ، سبکها، مکتبها، ایده ها و عقایدی وجود دارد که خود هنرمندان به آن پرداخته اند ، در حالیکه در چین ، ژاپن و دیگر ممالک، بیشتر تداوم برقرار است. یک نقاش چینی هر راه و روشی را که دنبال کند – چه پیرو نقاشی نو باشد، چه پیرو نقاشی مکتب قدیم – اصالت هنر چینی در کارهای او به خوبی مشهود است، اما ما در برشهای مختلفی از تاریخ، حالتهای متفاوتی را در نقاشی خود شاهد بوده ایم. حتی بعضی از آثار، نشان نمی دهند که نقاشی ایران است یا اروپایی یا آمریکایی با ... . بالطبع آن آثار نمی تواند هویت اصیل نقاشی ما را در خود داشته باشد. تصور می کنم که این آثار نتوانند جای درخوری در دنیا برای خود باز نمایند ، چون افردای که در این راه ، در مکانهای مختلف دنیا کار می کنند، قدمهای سریعتری نسبت به ما برداشته اند. من فکر می کنم که اگر نقاشان ایرانی به اصالت خود بازگردند و بتوانند محتوای عمیقی که در فرهنگ خود ما وجود دارد را در آثار خود منعکس کنند، بدون شک به نتایج مفید و مهمی خواهیم رسید. در اینجا به خانواده هایی که دارای فرزندانی مستعد درهنر نقاشی هستند ، توصیه ای می کنم ؛ دیده شده که بعضی می گویند نمی توان از طریق نقاشی زندگی کرد یا اینکه از طریق هنر، نمی توان زندگی روزمره را گذراند! ، بر عکس من معتقدم که اگر خانواده ها متوجه شدند فرزندان آنها (چه پسر و چه دختر) دارای استعداد ویژه ای هستند ، کودکان خود را در راه هنر هدایت کنند. فرزندان را کمک و همراهی نمایند تا آنها نیز بتوانند استعداد خود را به مرحله ظهور برسانند. همانطور که پدرم – رحمة الله علیه – نسبت به علاقه و استعداد من به نقاشی بی اعتنا نبود و من را به انجام کار هنری تشویق می کرد، من خدا را شکر می کنم. در وضع فعلی ، از زندگی هنری خود بسیار راضی هستم. ما اعتقادات بسیار عظیم و اساسی ای در دین و مذهب خود داریم ، می دانیم که خداوند رزاق است و مشیت و روزی اشخاص در ید تصرف اوست و جز خواست الهی ، هیچ زندگی به وجود نمی آید و به کمال نمی رسد. پس وقتی که این نکته را قبول داریم، باید بدانیم که یک کار یا یک شغل به خودی خود نمی تواند برای خود ایجاد اعتبار کند. تنها خداست که می تواند روزی و رزقی را که بر هر بنده ای مقدر است به مشیت خود قرار دهد. باز هم می گویم که خانواده ها باید بچه ها را تشویق کنند به هر هنری که آنها علاقمند هستند. ان شاء ا... که فرزندان آنها به درجات خوب و متعالی خواهند رسید و در فرهنگ آینده مملکت اعتبار و درخشش پرفروغی خواهند داشت.
استاد به نظر شما چگونه با حفظ هویت فرهنگی، هنر ملی ما می تواند با جهان خارج ارتباط برقرار کند؟
ما می توانیم این مسئله را از جهات مختلف مورد بررسی قرار دهیم. آیا ما از لحاظ سبک می خواهیم رابطه برقرار کنیم یا اینکه از طریق اشاعه و رساندن هنر ایران به ممالک مختلف جهان.
چنانچه در مکانهای مختلف دنیا مطالعه کنیم، می بینید که آثار مختلف هنری در هر منطقه وضع خاص خود را دارد. به عنوان مثال نقاشی چینی یا صنایع دستی چین ، تنها زمانی توانست در دنیا اشاعه پیدا کند که اولا از لحاظ جنسیت درحد اعلا بود، در ثانی اصالت خود را حفظ کرد.
استاد آینده هنرهای ملی و اسلامی را چگونه می بینید ؟
من آینده هنرهای ملی و اسلامی ایران را بسیار خوب می بینم. چون من هر سال که به ایران می آیم و مطالعه می کنم، می بینم بازگشت خوبی در حیطه هنرهای ایرانی و اسلامی به وجود آمده است. من در سالهاهای قبل که تدریس می کردم، با مشکلات بسیاری مواجه بودم و آن موج نو و حالت غربزدگی بود که در هنر ما به شدت به چشم می خورد اما در حال حاضر می بینیم که با ایجاد نمایشگاهها و افزایش علاقمندی جوانهایی که در این راه قدم گذاشته اند، به تدریج توجه عموم نسبت به هنرهای اصیل اسلامی بیشتر می شود. جای امیدواری است ، امیدوارم با ایجاد دانشکده ها و ایجاد انجمنهای هنری، نقاشی اصیل ایرانی بتواند بیشتر در اذهان عمومی جای خود را باز کرده و خود را ارائه نماید. به فرموده حافظ :
سالهای دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
ما در فرهنگ و هنر خودمان از اصالت عظیمی برخورداریم وفکر نمی کنم لازم باشد ، دست نیاز به نقاط دیگر دنیا دراز کنیم. آنچه مسلم است، نقاشان و هنرمندان ایرانی که در این راه قدم می گذارند لازم است نسبت به آنچه در دنیا می گذرد، بی اعتنا نباشند، چیزهایی را که در هنر دیگر ممالک جهان است ، یاد بگیرند و در هنر خود مستحیل کنند، نه اینکه هنر خود را در هنر دنیا بی رنگ نمایند.
استاد در انتهای این گفتگو، آیا رهنمودی برای هنرمندان نگارگر و به خصوص جوانان هنرمندی که در راه نقاشی ایرانی تلاش می کنند دارید؟
من تنها چیزی که می توانم بگویم این است: آنچه می تواند ، هنرمندان را به درجه ای رفیعی برساند، اول از همه، ایمان به خداست. اخلاص و ارادت کامل به ذات پاک پروردگار.
هنرمند نگارگر، قلمی که می زند جز در راه رضای او نباید باشد و جز در راه تزکیه نفس و پالایش درون خود نباید حرکتی انجام دهد . هنرمند قبل از اینکه بخواهد یک هنرمند واقعی باشد، باید روح و نفس خود را تزکیه کند و با پشتکار و مطالعه، خصوصا در حال و احوال هنرمندان دیگر، فکر خوبی را ارائه دهد. به نظر من ، هنرمند هیچگاه نباید قبل از انجام کار، به فکر در آمد حاصل از آن باشد. اگر هنرمند خوب کار کند، بدون شک این کار برای او درآمد خوبی به همراه خواهد داشت. در ابتدای کار، نباید فکر کرد که چقدر کار انجام بدهیم که بتواند برای زندگیمان مکفی باشد ، بلکه یک هنرمند باید ایثارگرانه تلاش کند تا ان شاء ا... بتواند موفق شود.
علاقمندان جهت بازدید از تابلوهای استاد فرشچیان می توانند به آدرس اینترنتی
http://picasaweb.google.com/jhn.info/KowrfD#
*******************************************************
این هم بیوگرافی استاد به انگلیسی
Master Mahmoud Farshchian was born in Isfahan on January 24, 1930. Growing up, he was surrounded by many architectural masterpieces that gradually and subliminally sharpened his awareness of proportion, color, and form. At the age of five, it became evident that his life would be devoted to art and painting. Mahmoud's father, the owner of a leading carpet business, encouraged his interest in design and planted the seeds of art in Mahmoud's heart.
While still in school, Farshchian was invited to learn painting from the famous masters of the time. After graduating from the Academy of Fine Arts in Isfahan, he traveled to Europe to study the works of Western artists. Upon his return to Isfahan, Mahmoud began working in the General Office of Fine Arts (later the Ministry of Culture and Art). He was later appointed to the position of administrator of National Arts. It was then that he joined the Faculty of Fine Arts of Tehran University as an art professor. It was there that he created many of his unique masterpieces.
Farshchian later moved to the United States and currently resides in the New York metropolitan area. When he came to the United Stated, Farshchian brought with him many treasures which were welcomed by Bibliotheque Nationale, The British Library, Freer Gallery of Art, Metropolitan Museum, and Harvard University. His works continue to be exhibited in galleries and museums throughout Asia, Europe and the United States, as well as in private collections. Master Farshchian has received many awards throughout his life, including a doctorate in fine arts. He has also received much praise from European academies and museums.
Master Farshchian, has achieved a distinctive style and created a school of his own in painting. Some of his talents are his wonderful sense of creativity, his motive designs, his creation of round spaces, his smooth and powerful lines, and his creation of undulating colors. Farshchian's works are a pleasing composition of both nobility and innovation. His themes are cultivated from classic poetry, literature, the Koran, Christian and Jewish Holy books, as well as his own deep imagination. His most outstanding works are based on human affections and moods, which appear most effectively in graceful faces and figures.
While painting, Farshchian often listens to music and these beautiful rhythms set the mood for his bounding, splashing, sometimes wire-thin brush. His pictures urge us to listen with inner ears to "sounds" as architectonic as his lines and forms. There is a rich interplay of gentle sounds: birdcalls, trickles, cascades, gurgles, swoops, and swooshes. His tempests, chilling blasts, raging fires, and blood-curdling cries are expressed so artfully that they never cross the threshold of true horror. So graceful is the whiplash that it cannot sting. Farshchian has told many tales on canvas in his unique expression of sur-naturalism.
برای مشاهده در اندازه واقعی روی تصویر دلخواه کلیک نمایید....
کاملترین فروشگاه موسیقی آنلاین کلید واژه ها: دانلود سخنرانی دکتر حسین محی الدین حسین الهی قمشه ای ادبیات ایران غرب اروپا انگلیسی کتاب ادبیات شعر ترجمه وب سایت استاد محمد رضا شجریان و همایون شجریان...شجريان استاد شجریان محمد رضا شجریان محمدرضا شجریان الهی قمشه ای دانلود شجریان استاد دانلود شجريان دانلود آهنگهای شجریان سرعشق "ارشك رفيعي" اخرین اجراهای قابل دانلود استاد استاد شجریان در سال 88 استاد شجريان استاد محمد رضا شجریان استاد محمدرضا شجريان الاهی قمشه ای الهه قمشه ای الهی قمشه ای بیوگرافی دکتر حسین الهی قمشه ای تصاويراستادان دف حسین الهی قمشه ای دادازغم تنهایی دانلود آ]نگهای شهرام ناظری دانلود آهنگ فيلم امام علي اثر فرهاد فخرالديني دانلود آهنگ های شجریان دانلود آهنگهای شجریان دانلود استاد سالار عقیلی دانلود بت چین از شجریان دانلود تفسير مولوي فروزانفر دانلود شجریان دانلود كتاب علل سقوط علي دشتي به نويسندگي مهدي ماحوزي دانلود محمد رضا شجریان دانلود ناز ليلي شجريان دانلود نوا شجریان دانلوداهنگ خیام خوانی بوشهری دکتر الهی قمشه ای سایت استاد شجریان سایت سرعشق عشق غلام حسین بیگچه خانی فروش سخنرانیهای استاد الهی قمشه ای قاسم رفعتي وگروه سمان مجموعه مقالات و تقریرات مولانا با مقدمه و شرح دکتر الهی قمشه اي+سي دي+دانلود محمدرضا شجریان محمدرضا قمشه اى همدان قديم وبلاگ شجریان
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "