سلامی چو بوی خوش آشنایی       بر آن مردم دیده بر روشنایی

غزلی بی نظیر از حضرت مولانا که اندیشه و عقیده این انسان عظیم را درباره مرگ داراست

دانلود دکلمه از عبدالکریم سروش

غزل از حضرت مولانا - نگارخانه سرّعشق

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
برای من مگری و مگو دریغ دریغ
جنازه​ام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر
تو را غروب نماید ولی شروق بود
کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
کدام دلو فرورفت و پر برون نامد
دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا
 

گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد

مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد

که گور پرده جمعیت جنان باشد

غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد

لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

چرا به دانه انسانت این گمان باشد

ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد

که های هوی تو در جو لامکان باشد

خرید سخنرانیهای دکتر حسین الهی قمشه ایکاملترین فروشگاه موسیقی آنلاین کلید واژه ها:  دانلود سخنرانی دکتر حسین محی الدین حسین  الهی قمشه ای ادبیات ایران غرب اروپا انگلیسی  کتاب ادبیات شعر ترجمه  وب سایت استاد محمد رضا شجریان و همایون شجریان...