وضعیت آموزش زبان و ادبیات فارسی

در دانشگاه های ایران

حسن ذوالفقاري استاد دانشكده ی ادبيات دانشگاه تربيت مدرس و مولف كتاب‌هاي درسي در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبي فارس، درباره ی ضرورت بازنگري در رشته زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه‌ها گفت: اکنون در مجموع در دانشگاه‌ها كهنه‌گرايي حكومت دارد و دانشگاه‌ها گورستان ادبيات شده‌اند و ذوق‌ها در آن پرپر مي‌شوند. به جاي اين كه ذوق‌ها با آخرين متد علمي به روز و مستحكم شوند.
مؤلف كتاب‌هاي درسي ایران ادامه می دهد: در وضعيت فعلي ما نتوانسته ايم هم سو با پيشرفت‌هاي علم، نيازهاي جامعه و ضرورت‌هاي آن، غنا و گسترش ادبیاتمان را پيش ببريم.
وي با بيان اين كه ادبيات در كشور ما،  اكنون به دو ‌صورت دانشگاهي و غير دانشگاهي حيات دارد، عنوان كرد: ادبيات در جايگاه غير دانشگاهي پيشروتر است. در دانشگاه‌ها دچار ركود هستيم و اين موضوع به عوامل زيادي بر مي‌گردد.
استاد دانشگاه تربيت مدرس در تشريح اين عوامل تصريح كرد: يكي از دلايل اين است كه استادان رشته ی زبان و ادبيات فارسي كم تر توانسته‌اند خود را با مباحث علمي جديد منطبق كنند.
ذوالفقاري بي‌توجهي به رشته‌هاي جديد و عدم تاسيس ميان- رشته‌ها را از ديگر عوامل ركود در دانشگاه‌ها برشمرد و اضافه كرد: رشته‌ها و گرايشات جديد هنوز با توجه به گستره ی ادبيات به وجود نيامده‌اند. الآن ما فقط رشته ی‌ ادبيات داريم و رشته‌هايي مانند ادبيات داستاني،‌ ادبيات عامه، نسخه پژوهي، ويراستاري، ادبيات كودك و ادبيات كاربردي هنوز تاسيس نشده‌اند.
وي درباره ی نقش استادان دانشگاه در دگرگون نشدن رشته ی ادبيات اظهار داشت: استادان سنتي معمولن با ايجاد تغييرات در رشته ی ادبيات، ميانه ی خوبي ندارند و در برابر آن مقاومت مي‌كنند. اين حركت بايد از گروه‌هاي زبان و ادب فارسي دانشگاه‌ها انجام شود و نسل جواني كه امروز به حوزه‌هاي جديد وارد شده است، قدرت دارد كه به تغيير دست بزند.
ذوالفقاري با اشاره به افراط و تفريط‌ در گرايش به ادبيات سنتي و مدرن اظهار داشت: گاهي به دليل همين افراط و تفريط‌ها به ادبيات سنتي ضربه‌هايي وارد شده است. به هر حال ما هنوز نتوانستيم بين سنت و مدرنيته پل بزنيم و از ظرفيت‌هاي هر دو استفاده كنيم.
مؤلف كتاب‌هاي درسي در پاسخ به اين پرسش كه سمينارها از جمله سمينار دانشگاه علامه (در ١۵ اسفند ١۳٨٦) چه نقش علمي و عملي در تغيير واحدها و متون رشته ی ادبيات دارد، تاكيد كرد: سمينارها دو وجه دارند، با ديد خوشبينانه می توان گفت که منجر به صدور بيانيه مي‌شوند و ضمنن خود برگزاركنندگان بايد به بايدها و نبايدها پايبند باشند و مقالات كارشناسانه ارایه دهند.
وي افزود: جنبه ی بدبينانه سمينارها هم اين است كه در طي چند روز افراد دور هم جمع مي‌شوند و حرف‌هاي قشنگي مي‌زنند كه درد دل همه است، ولي بعد از چند روز همه ی  آن حرف‌ها فراموش مي‌شود.
عباس‌علي وفايي دبير شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي و ریيس مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبي فارس گفت: به رشته زبان و ادب فارسي در دانشگاه‌ها پس از انقلاب و پس از تغيير و تحولات، به صورت جدي پرداخته نشده و واحد‌هاي درسي اين رشته حدود ۳٠ سال است كه تغييرات محسوسي بر حسب شرايط و ضرورت‌ها نداشته است.
وي افزود: ضرورت بازنگري اين واحد‌ها و نيازهاي دانش جويان، جمعي از استادان و دانش جويان  را بر آن داشت كه تمهيدي بينديشند و به همين سبب پيشنهاد برگزاري سميناري مطرح شد و در پایان قرار شد سميناري با عنوان «بايد‌ها و نبايد‌ها در رشته ی زبان و ادبيات فارسي» در روز ١۵ اسفند ١۳٨٦ در دانشكده ی زبان و ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي برگزار شود.
دبير علمي اين سمينار با اشاره به اين كه به گروه‌هاي ادبي در شهرستان‌ها نیز  اطلاع‌رساني شده است، تصريح كرد: حدود ۵٠ نفر به عنوان اعضاي هيئت علمي و مشاور در اين سمينار شركت مي‌كنند و ما سعي كرديم از هرگروه زبان و ادبيات فارسي كشور يك نفر را به عنوان مشاور شرکت دهیم.
وفايي با بيان اين كه ٨٠ مقاله از دانشگاه‌هاي مختلف به دست ما رسيد، اظهار داشت: اغلب كساني كه مقاله فرستادند جوان بودند كه شامل استادان جوان و دانش جويان دوره ی فوق ليسانس مي‌شوند و اين نشان مي‌دهد كه آنان خواستار تغيير و تحولات در دانشگاه‌ها هستند.
استاد دانشگاه علامه طباطبايي از چاپ برگزيده ی مقالات سمينار خبر داد و اضافه كرد: پرويز ياحقي از دانشگاه فردوسي مشهد با رويكرد انتقادي به تغيير واحد‌هاي درسي رشته زبان و ادبيات فارسي سخن خواهد گفت و سعيد حميديان استاد دانشگاه علامه، محمود فتوحي، نعمت‌الله ايران زاده از اعضاي هيات علمي دانشگاه علامه، كاووس حسن لي از دانشگاه شيراز و آقاي نمين و بنده نيز از ديگر سخن رانان اين سمينار هستيم.
وفايي تصريح كرد: اين سمينار با همكاري دانشگاه علامه طباطبايي، مركز شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي، انجمن ترويج زبان و ادبيات فارسي، انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي و وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري برگزار مي‌شود كه قطعن در مراسم افتتاحيه سمينار جز چهره‌هاي نامبرده از مسئولان وزارت علوم و محمد‌رضا مخبر دزفولي دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي نیز دعوت به عمل مي‌آيد.
دبير علمي سمينار «بايدها و نبايدهاي رشته زبان و ادبيات فارسي» با انتقاد از وضعيت واحد‌هاي درسي اين رشته در دانشگاه‌ها تاكيد كرد: ما بعد از انقلاب دوره‌هاي مختلف شعر را داشته ایم كه از آن جمله مي‌توان به شعر مقاومت و پايداري اشاره كرد. همچنين قبل از انقلاب در ادبيات معاصر چهره‌هاي كمي نداريم و جاي تاسف است كه در دانشگاه فقط ٢ تا ٤ واحد درسي به ادبيات معاصر اختصاص مي‌دهيم كه عمده ی آن هم تاريخ ادبيات يعني زندگي نامه و آثار مؤلفان است و تحليل هيچ جايگاهي در آن ندارد.
وفايي ادامه داد: ادبيات داستاني و نمايشي دستخوش تغييرات محسوس شده است. اما ما چه مقدار از اين تغييرات بهره برديم. دانشجويان بايد ٢ واحد تئوري داستان داشته باشند و چند واحد ديگر بايد باشد تا آن ها را با تئوري‌هاي داستان آشنا كند و آن ها را به سمت تحليل ببرد.
وي همچنين از وضعيت دستور زبان در دانشگاه‌ها انتقاد و خاطرنشان كرد: در طي ٤ سال دانش جويان فقط ٤ واحد دستور زبان پاس مي‌كنند كه اكثر آن ها همان حرف‌هاي دبيرستان است. در حالي كه نام زبان بر تارك رشته زبان و ادبيات فارسي مي‌درخشد.
عنايت سميعي منتقد و شاعر در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبي فارس، درباره ی تغييرات متون و واحدهاي درسي رشته زبان و ادبيات فارسي، گفت: صرف جابه جايي متون چيزي را حل نمي‌كند. متون جديد مستلزم اين است كه استادان دانشگاه به آن‌ها اشراف داشته باشند كه اين طور نيست.
وي افزود: گنجاندن شعر معاصر در متون درسي رشته ی ادبيات دانشگاه‌ها مستلزم تغييرات ديگري نیز هست كه متأسفانه مورد بي‌توجهي قرار گرفته است. سيستم آموزش ما، يك سيستم مدرك‌ساز است كه در آن هم استاد و هم دانش جو در يك جهت حركت مي‌كنند.
اين منتقد اضافه كرد: شما اگر بخواهيد محتواي متون دانشكده ادبيات را تغيير دهيد چيزي حل نمي‌شود؛ چراكه شما در دانشگاه تهران كه يك دانشگاه مادر هست نگاه كنيد. استادي كه به شعر معاصر و موضوعات جديد ادبيات اشراف داشته باشد به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسد.
سميعي با بيان اين كه تغييرات در ادبيات از جنس تغيير در رشته ی رياضيات كه جزو علوم دقيقه است، نيست، تآكيد كرد: تغييرات در رشته‌هاي علوم انساني به فرديت خلاق احتياج دارد. تصور نمي‌كنم که در ادبيات، با تكنيك بتوانيم چيزي را عوض كنيم. تكنيك باید برخاسته از چيزي باشد كه دانش جو را متحول كند.
وي درباره ی تسلط ادبيات كلاسيك در دانشكده‌هاي ادبيات اظهار داشت: بي‌ترديد ادبيات ما منحصر به كلاسيك نيست و البته ادبيات كلاسيك پشتوانه و موتور حركت ادبيات ماست. اما نمي‌شود به اين اعتبار كل ادبيات معاصر را نديده گرفت. در هيچ جاي دنيا مثل اين جا نسبت به ادبيات معاصر بي‌ اعتنا نيستند. حتا در كشورهاي همسايه مثل تركيه از اين لحاظ وضع به تر است.
سعيد حميديان استاد دانشگاه و پژوهشگر در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي فارس بيان داشت: اگر دانشگاه‌ها با افق‌هاي بيرون از جو خود در ارتباط نباشند منجمد شده و پويايي خود را از دست مي‌دهند. قشر هنرمندان و دانشگاهيان بايد با يكديگر در يك تعامل و تبادل اطلاعاتي قرار بگيرند.
وي در خصوص كمبود واحدهاي ادبيات معاصر در سرفصل‌هاي رشته زبان و ادبيات فارسي خاطرنشان كرد: اين جريان به روحيات افراد برنامه‌ريز بازمي‌گردد. براي مثال آنان اگر خودشان كهن‌گرا باشند و به ادب معاصر التفاتي نداشته باشند، كمبودي در تدريس واحدهاي معاصر به وجود مي‌آيد.
حميديان تصريح كرد: از حدود ١٤٠ واحد دوره كارشناسي رشته ادبيات تا چندی پیش تنها ٢ واحد به شعر معاصر با اين همه گستردگي‌اش اختصاص داده شده بود اما به تازگي ٢ واحد نثر معاصر نيز به اين سرفصل‌ها اضافه شده است اما بايد بگويم كه ادبيات معاصر ما نياز به توجه و التفات بيش از اين دارد.
استاد ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي اظهار داشت: گوشزد كردن اين ضعف‌ها نكته ی جديد و تازه‌اي نيست، من به نوبه ی‌ خودم در چندين همايش در اين خصوص شركت كردم و نظراتم را بيان داشتم، اما حتا يكي از سياست گذاران اصلي آموزشي را در آن مجامع نديدم. اين طور كه مشخص است سياست گذاران آموزشي رابطه ی چندان خوبي با ادبيات معاصر ايران ندارند. از نظر من مسئولان آموزشي به واحدهاي جديد درسي با يك سوء ظن نگاه مي‌كنند.
وي با اشاره به اضافي بودن برخي از واحدهاي ادبيات كلاسيك در سرفصل درس‌هاي رشته ادبيات گفت: در ميان درس‌هاي ادبيات كهن هم كه تدريس مي‌شوند بعضي از سرفصل‌ها مانند انگشت ششم هستند، نه اين كه دردي را دوا كنند، بلكه نقصي هم اضافه مي‌نمايند.
وي در خصوص عدم تدريس نقد ادبي و نمايش نامه در دانشگاه‌ها بيان داشت: زماني كه به ادبيات معاصر خودمان عنايتي نمي‌شود نبايد هم توقع داشت كه به ادبيات ديگر كشورها پرداخته شود.

شاپور جوركش شاعر، منتقد و مترجم، در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي فارس بيان داشت: مشكلي كه در شيوه ی تدريس ادبيات فارسي در دانشگاه‌ها وجود دارد اين است كه استادان، خود سنگر بزرگي براي دفاع از  ادبيات كلاسيك هستند و ادبيات كلاسيك را پرستش وار ستايش مي‌كنند و اجازه نمي‌دهند كه دانش جو كوچك ترين نظري را در خصوص ادبيات كلاسيك بدهد.
وي ادامه داد: اين سنگر مستحكم باعث اين مي‌شود كه ادبيات معاصر ياراي اين را نداشته باشد كه دانشگاه‌ها حضور بيابد. امروز در دانشگاه‌ها تنها به حفظ كردن يك سري از اشعار و متن‌هاي كلاسيك مبادرت مي‌شود كه اين مساله تنها ذهن دانش جوي جوان را خسته مي‌نمايد.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: ادبيات كهن ادبياتي است كه نقش تاريخي خود را انجام داده ولي اكنون هم مي‌بينيم كه به عنوان محتويات ذهني دانش جويان ادامه پيدا كند. در صورتي كه مشكلي در اين نيست كه بايد آموزه‌هاي نغز ادبيات كلاسيك را مدنظر قرار دهيم اما با اين شرايط،  ادبيات معاصر كه مي‌تواند با دانش جوي امروز رابطه برقرار كند به دليل تعصبات، مهجور مي‌ماند.
مترجم كتاب «نقد و نظريه‌هاي ادبي از افلاطون تا بارت» با اشاره به اين كه هر ادبياتي روزي كلاسيك مي‌شود، گفت: بايد جايگاه ادبيات معاصر را شناخت و به آن بها داد. حفظ كردن ادبيات كهن به دلیل نقد كردن آن و گرته‌برداري از ‌آموزه‌هاي آن است. ما بايد ادبيات كلاسيك را بخوانيم و از آن براي جامعه‌اي كه در حال گذار از مدرنيته است آموزه‌هاي جديد بسازيم نه اين كه جوانان را تنها مجبور به حفظ آن‌ها كنيم كه فقط ذهن‌شان فرسوده شود.
جوركش در خصوص تدريس نقد و نظريه‌هاي ادبي مدرن در دانشگاه‌ها گفت: ما در زمينه ی نقد ادبي و حتا تدريس آن ضعف‌هاي خاص خودمان را داريم. براي پركردن اين شكاف‌ها لازم است كه يك سري نقدهايي كه در دنيا نوشته شده را ترجمه و آرشيو كنيم و در كنار خواندن آن‌ها به توليد نقد بومي خودمان دست بزنيم. ايران بايد بتواند نقد بومي خود را در كنار اين آرشيو به وجود بياورد، چون نقد هر كشوري مخصوص آن كشور است.
وي با اشاره به مساله ی «مرگ مؤلف» در نقد تصريح كرد: من معتقد نيستم كه مرگ مولف الان در ايران مي‌تواند كاربرد داشته باشد. در ايران ما، شخصيت‌هايي مثل سعدي، حافظ، مولانا و ... نقش اساسي داشته و دارند. مردم ما به فردوسي و ناصرخسرو لقب حكيم مي‌دهند تا از آن پيروي كنند. شخصيت مولانا اكنون بيش از اشعار مولانا بر ما تاثير دارد، تئوري «مرگ مؤلف» در ايران كاربردي ندارد، زیرا این تئوري‌هاي غربي این مراحل را در مملكت خود طي كرده اند و ما در ايران بايد بتوانيم با معيارهاي فرهنگي خودمان پيش برويم.
خالق «بوطيقاي شعر نو» راجع به تدريس نمايش نامه‌نويسي به عنوان يكي از شاخه‌هاي ادبيات اظهار داشت: در زمينه ی نمايش نامه نويسي و تدريس آن ايران واقعن ضعيف عمل كرده است. براي مثال در زمينه ی ادبيات دراماتيك كودك و نوجوان تنها يك مجموعه ی نمايشي را قبل از انقلاب ترجمه كرديم و در ادبيات نمايشي بزرگسال هم مي‌توان گفت كه تئاتر هنوز در مملكت ما جدي نشده است. يعني در واقع آن را به عنوان «تيارت» مي‌شناسند نه «تئاتر».
جوركش گفت: در واقع تئاتر هست كه می تواند ادبيات جامعه مدرن را  تشكيل دهد. شعري كه درونگرايي را در جامعه رشد داده در واقع اگر به سمت و سوي دراماتيك برود مي‌تواند تحول ايجاد كند چرا كه درك حضور ديگران (دموكراسي) را از طريق تئاتر و نمايش نامه مي‌توانيم رشد دهيم.
خالق كتاب «زندگي، عشق، مرگ از ديدگاه هدايت» در خصوص حضور به هم رساندن هنرمندان در صحنه تدريس در دانشگاه‌ها بيان داشت: نويسندگان، شاعران و مترجمان و منتقدان را بايد به نحوي تشويق كنيم كه در دانشگاه‌ها تدريس را شروع كنند. تنها راهي كه مي‌تواند ادبيات مدرن را به دانشگاه‌ها ببرد استفاده از كساني است كه در اين حيطه قلم مي‌زنند.

از: Parsnews.com