بيداد
|
نام آلبوم : |
بیداد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دستگاه : |
همایون | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
خواننده : |
محمدرضا شجریان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آهنگساز : |
پرویز مشکاتیان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
صدابردار : |
ایرج حقیقی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
طرح : |
هوشنگ امیراردلان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اجرا : |
مژگان شجریان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
قسمت اول (سمت اول كاست) از آلبوم بيداد* دانلود
ياري اندر كس نمي بينيم ياران را چه شد
دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد
گوشه: جمله اول بيداد
***************
آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي كجاست
خون چكيد از شاخ گل ابر بهاران را چه شد
گوشه:جمله دوم بيداد
***************
كس نمي گويد كه ياري داشت حق دوستي
حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد
گوشه: اشاره به عراق و بيات راجع
***************
لعلي از كان محبت برنيامد سالهاست
تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد
گوشه:عشاق
***************
شهر ياران بود و خاك مهربانان اين ديار
مهرباني كي سر آمد شهر ياران را چه شد
گوشه:عشاق و قرچه
***************
صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغي برنخاست
عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
گوشه:جمله اول شوشتري
***************
گوي توفيق و كرامت در ميان افكنده اند
كس به ميدان درنمي آيد سواران را چه شد
گوشه:جمله دوم عشاق فرود به بيدادوشوشتري
***************
زهره سازي خوش نمي سازد مگر عودش بسوخت
كس ندارد ذوق مستي مي گساران را چه شد
گوشه:جمله دوم شوشتري
***************
حافظ اسرار الهي كس نمي داند خموش
از كه مي پرسي كه دور روزگاران را چه شد
گوشه:شوشتري فرود به همايون
***************
تصنيف ياد باد
|
روز وصل دوستداران ياد باد |
ياد باد آن روزگاران ياد باد |
|
کامم از تلخی غم چون زهر گشت |
بانگ نوش شادخواران ياد باد |
|
گر چه ياران فارغند از ياد من |
از من ايشان را هزاران ياد باد |
|
مبتلا گشتم در اين بند و بلا |
کوشش آن حق گزاران ياد باد |
|
گر چه صد رود است در چشمم مدام |
زنده رود باغ کاران ياد باد |
|
راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند |
ای دريغا رازداران ياد باد |
***********
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بايدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بايدش
گوشه:درآمد همايون (ج اول)
***************
ای دل اندربند زلفش از پريشانی منال
مرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش
گوشه:درآمدهمايون (ج دوم)
***************
رند عالم سوز را با مصلحت بينی چه کار
کار ملک است آن که تدبير و تامل بايدش
گوشه:جمله اول چكاوك
***************
تکيه بر تقوا و دانش در طريقت کافريست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش
گوشه:اوج چكاوك (ج دوم)
***************
با چنين زلف و رخش بادا نظربازی حرام
هر که روی ياسمين و جعد سنبل بايدش
گوشه: بيداد
***************
نازها زان نرگس مستانهاش بايد کشيد
اين دل شوريده تا آن جعد و کاکل بايدش
گوشه:بيات راجع
***************
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
گوشه:عشاق
***************
کيست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود
عاشق مسکين چرا چندين تجمل بايدش
گوشه: عشاق فرود به قرچه
***************
***************
دلم رميده شد و غافلم من درويش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پيش
گوشه:قرچه
***************
چو بيد بر سر ايمان خويش میلرزم
که دل به دست کمان ابروييست کافرکيش
گوشه:1.قرچه 2.رضوي
***************
خيال حوصله بحر میپزد هيهات
چههاست در سر اين قطره محال انديش
گوشه:حجاز
***************
بنازم آن مژه شوخ عافيت کش را
که موج میزندش آب نوش بر سر نيش
گوشه:جامه دران
***************
ز آستين طبيبان هزار خون بچکد
گرم به تجربه دستی نهند بر دل ريش
گوشه:جمله اول كردبيات
***************
به کوی ميکده گريان و سرفکنده روم
چرا که شرم همیآيدم ز حاصل خويش
گوشه:جمله دوم كردبيات
***************
نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنيی دون مکن درويش
گوشه:ابوعطا و فرود به عشق
***************
بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ
خزانهای به کف آور ز گنج قارون بيش
گوشه:شوشتري فرود به همايون
***************
************
تصنيف هلاك من
آنکه هلاک من همی، خواهد و من سلامتش
هر چه کند ز شاهدی، کسی نکند ملامتش
میوه نمی دهد به کس، باغ تفرجست و بس
جز به نظر نمی رسد، سیب درخت قامتش
داروی دل نمی کنم، کانکه مریض عشق شد
هیچ دوا نیاورد، باز به استقامتش
هر که فدا نمی کند، دنیی و دین و مال و سر
گو غم نیکوان مخور، تا نخوری ندامتش
جنگ نمی کنم اگر، دست به تیغ می برد
بلکه به خون مطالبت، هم نکنم قیامتش
کاش که در قیامتش، بار دگر بدیدمی
کانچه گناه او بود، من بکشم غرامتش
هر که هوار گرفت و رفت از پی آرزوی دل
گوش مدار سعدیا، بر خبر سلامتش

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "