موزه تاريخ طبيعي همدان، در راستاي تامين اهداف علمي، آموزش و پژوهشی دانشگاه بوعلي سينا، در سال 1351شمسي، به همت آقاي جعفر محمد علي زاده بنيانگذاري شده است، و تا كنون نيز با مديريت ايشان اداره مي شود. اين موزه با الگوها و استانداردهاي بين المللي طراحي و تكميل شده است و نه تنها در سطح ايران، بلكه در سطح خاور ميانه و حتي جهان مطرح مي باشد. محل آن در فضاي دانشكده كشاورزي دانشـگاه بوعـلي سينا در انتهاي چهار باغ آزادگان
منشعب از ميدان مدرس واقع شده است، و با زير بناي تقريبي 2000 متر مربع در سه سالن مجزا و مرتبط به هم به شرح زیر جای داده شده اند:
:: سالن شماره 1
در اين سالن نگاره هاي سنگي كشف شده از مناطق مختلف ايران، توسط گروه تحقيق موزه و سفالينه ها، و دست سازهاي مفرغي و سكه به نمايش در آمده، كه مبين برداشت دقيق انسان ايراني و علاقمندي وي به طبيعت اطراف خود بوده است. همچنين حدود 300 مورد صحنه سازي از طبيعت وحش ايران به معرض ديد عموم گذاشته شده است.
:: سالن شماره 2
اين سالن به آبزيان اختصاص دارد و شامل دو بخش جدا از هم است: در بخش اول: آكواريوم انواع ماهيان زينتي آب شيرين مناطق گرمسيري است، كه در حال حاضر تعدادي از آنها به صورت محدود و در حد تحقيقات در موزه نگهداري مي شوند. همچنين راه اندازي آكواريوم ماهي هاي آب شور و نيز احداث آكواريوم بزرگ و قابل رقابت با انواع بين المللي آن حاوي اقسام گوناگون آبزيان، در دست مطالعه مي باشد. بخش دوم : شامل آبزيان فيكسه شده است. در اين قسمت نمونه هاي كمياب و نفيسي از انواع آبزيان ، خزندگان، و پستانداران، به صورت فيكسه شده در داخل محلول و يا به صورت " تاكسيدرمي " شده قرار دارد.
:: سالن شماره 3
در اين سالن، مجموعه اي از نمونه هاي كاني، فسيلي و سنگهاي رسوبي به جاي مانده از ادوار مختلف زمين شناسي ايران، جمع آوري شده است، كه گر چه فشرده اي از نمونه هاي كاني و فسيلي ايران است، ليكن غني ترين مجموعه هاي مشابه داخل كشور است.
:: اکتشافات
توجه به اكتشاف، بيانگر پوپايي و بالندگي يك موزه مي باشد. موزه تاريخ طبيعي همدان نيز درطول فعاليت 28 ساله خود برخي از نمونه ها را براي اولين بار در كشور كشف نموده است که البته اثبات جديد بودن آنها در سطح جهان نياز به تحقيق و بررسي بيشتري دارد. براي مثال، كشف 5 گونه جديد از ماهي هاي خليج فارس و چند نمونه از فسيلها، براي اولين بار توسط اين موزه گزارش شده است. در حال حاضر علاوه بر گردشگران و محققين، سالانه گروههاي زيادي از دانشجويان و دانش آموزان، از اين موزه ديدن مي كنند.
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
سهروردی می گوید موقعی که قران می خوانی طوری بخوان که انگار قران تنها برای تو نازل شده و تو مخاطب قرانی.