
|
نام آلبوم : |
سروچمان |
|
دستگاه : |
ماهور |
|
مسترینگ و تدوین دیجیتال : |
استودیو بل/ریموند موسسیان،همایون شجریان |
|
عکس : |
محمد صراف |
|
خواننده : |
محمد رضا شجریان |
|
طرح : |
مژگان شجریان |
|
1. |
پیش درآمد ماهور |
از پیر نیاکان |
5:37 |
|
2. |
تکنوازی ساز |
درآمد ماهور |
1:04 |
|
3. |
چهار مضراب |
از پیر نیاکان |
5:16 |
|
4. |
ساز و آواز |
درآمد ماهور-گشایش-حصار ماهور-خاوران-بسته نگار |
9:19 |
|
5. |
تصنیف"سروچمان" |
آهنگ از شجریان بر غزل حافظ |
6:41 |
|
6. |
ساز و اواز |
شکسته (فرازهای اول و دوم) جامه دران |
4:49 |
|
7. |
تصنیف"خاطر حزین" |
مقدنه از پیر نیاکان-آهنگ از شجریان بر غزل حافظ |
5:38 |
|
8. |
ساز و اواز |
دلکش-جامه دران- عراقی(فرازهای اول و دوم) |
8:22 |
|
9. |
ساز و اواز |
قرائی-پس حصار و فرود به ماهور |
3:14 |
|
10. |
تصنیف"بی همزبان" |
آهنگ از شجریان-کلام جواد آذر |
7:58 |
|
|
صدابردار : |
ایرج حقیقی |
|
همنوازان : |
|
داریوش پیر نیاکان |
سه تار |
|
جمشید عندلیبی |
نی |
|
مرتضی اعیان |
تنبک |
|
قسمتي از آلبوم سروچمان جهت دانلود
شعر از سعدی
|
نه طريق دوستانست و نه شرط مهرباني |
|
|
كه به دوستان يك دل سر دست برفشاني |
|
|
دلم از تو چون برنجد كه به وهم درنگنجد |
|
|
كه جواب تلخ گويي تو بدين شكردهاني |
|
|
نفسي بيا و بنشين سخني بگو و بشنو |
|
|
كه به تشنگي بمردم بر آب زندگاني |
|
|
غم دل به كس نگويم كه بگفت رنگ رويم |
|
|
تو به صورتم نگه كن كه سرايرم بداني |
|
|
عجبت نيايد از من سخنان سوزناكم |
|
|
عجبست اگر بسوزم چو بر آتشم نشاني |
|
|
دل عارفان ببردند و قرار پارسايان |
|
|
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معاني |
|
|
نه خلاف عهد كردم كه حديث جز تو گفتم |
|
|
همه بر سر زبانند و تو در ميان جاني |
|
|
اگرت به هر كه دنيا بدهند حيف باشد |
|
|
و گرت به هر چه عقبي بخرند رايگاني |
|
|
تو نظير من ببيني و بديل من بگيري |
|
|
عوض تو من نيابم كه به هيچ كس نماني |
|
|
نه عجب كمال حسنت كه به صد زبان بگويم |
|
|
كه هنوز پيش ذكرت خجلم ز بي زباني |
|
|
مده اي رفيق پندم كه نظر بر او فكندم |
|
|
تو ميان ما نداني كه چه ميرود نهاني |
|
|
مزن اي عدو به تيرم كه بدين قدر نميرم |
|
|
خبرش بگو كه جانت بدهم به مژدگاني |
|
|
بت من چه جاي ليلي كه بريخت خون مجنون |
|
|
اگر اين قمر ببيني دگر آن سمر نخواني |
|
|
دل دردمند سعدي ز محبت تو خون شد |
|
|
نه به وصل ميرساني نه به قتل ميرهاني |
|
شعر از حافظ
|
سرو چمان من چرا ميل چمن نميكند |
|
|
همدم گل نميشود ياد سمن نميكند |
|
|
دي گلهاي ز طرهاش كردم و از سر فسوس |
|
|
گفت كه اين سياه كج گوش به من نميكند |
|
|
تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او |
|
|
زان سفر دراز خود عزم وطن نميكند |
|
|
پيش كمان ابرويش لابه هميكنم ولي |
|
|
گوش كشيده است از آن گوش به من نميكند |
|
|
با همه عطف دامنت آيدم از صبا عجب |
|
|
كز گرر تو خاك را مشك ختن نميكند |
|
|
چون ز نسيم ميشود زلف بنفشه پرشكن |
|
|
وه كه دلم چه ياد از آن عهدشكن نميكند |
|
|
دل به اميد روي او همدم جان نميشود |
|
|
جان به هواي كوي او خدمت تن نميكند |
|
|
ساقي سيم ساق من گر همه درد ميدهد |
|
|
كيست كه تن چو جام مي جمله دهن نميكند |
|
|
دستخوش جفا مكن آب رخم كه فيض ابر |
|
|
بي مدد سرشك من در عدن نميكند |
|
|
كشته غمزه تو شد حافظ ناشنيده پند |
|
|
تيغ سزاست هر كه را درد سخن نميكند |
|
شاعر : جواد آذر
***********************
به سکوت سرد زمان
به خزان زرد زمان
نه زمان را درد کسي
نه کسي را درد زمان
بهار مردمي ها طي شد
زمان مهرباني طي شد
آه از اين دم سرديها، خدايا (2)
نه اميدي در دل من
که گشايد مشکل من
نه فروغ روي مهي
که فروزد محفل من
نه همزبان دردآگاهي
که ناله اي خرد با آهي
داد از اين بي درديها، خدايا (2)
نه صفايي ز دمسازي به جام مي
که گرد غم ز دل شويد
که بگويم راز پنهان
که چه دردي دارم بر جان
واي از اين بي همرازي خدايا (2)
وه که به حسرت عمر گراني سر شد
همچو شراري از دل آذر بر شد و خاکستر شد
يک نفس زد و هدر شد
يک نفس زد و هدر شد
روزگار من به سر شد
چنگي عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جام به خون زد
آه .. دلبرم زنا شکيبي
با فسون خود فريبي
چه فسون نافرجامي
به اميد بي انجامي
واي از اين افسون سازي، خدايا (2)
*************
آهنگ: مرتضی ني داوود / شعر: ملک الشعرا بهار
مرغ سحر ناله سر کن ................ داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، اين قفس را ............ برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را .. پر شرر كن !
ظلم ظالم ، جور صياد .................... آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت .......... شام تاريك ما را سحر كن
نوبهار است ، گل به بار است .......... ابر چشمم ، ژاله بار است
.................. اين قفس چون دلم تنگ و تار است ..................
شعله فكن در قفس اي آه آتشين ..... دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين ... بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران ............... مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن