| استاد شجريان |
|
-اگر كه تدبيري باشد، |
| مديريت |
|
صفحه نخست |
| شخصيت ها |
|
امير المؤمنين علي(ع) |
| دانلود سخنرانيها |
|
استاد نقویان |
| اساتید موسیقی |
|
استاد محمد رضا شجريان |
| شاعران |
|
فخرالدين عراقي همداني |
| امکانات |
|
******
با وارد كردن نام و ايميل خودتان در دو كادر زير و عضو شدن در خبرنامه از اطلاع رساني وبلاگ بهره مند شويد |
|
|
|
نرم افزار قرآني قصص قرآن
563 جلد تفسير و ترجمه كامل قرآن كريم ترجمه صوتی گویا و کامل قرآن کریم (استاد فولادوند) ترتيل كامل قرآن كريم(استادپرهيزگار) ترتیل کامل قرآن (استادعبدالباسط) طب قرآني ( مجموعه سخنرانیهای استاد جمشيد خدادادي) مجموعه سخنرانی های حجه الاسلام نقویان مداح اهل البیت : حاج عبدالرضا هلالی نرم افزار جهت روخوانی قرآن مجید و همچنین ترجمه آن گردش مجازی به 214 مکان تاریخی مذهبی *...|| مجموعه سخنرانی دكتر عبدالكريم سروش ||...* *...|| نرم افزار عبور از برزخ (ویرایش جدید) ||...* *...|| سمینار گفتگو با ناشناختنی ||...* آموزش صوت ولحن قرآن کریم توسط استاد رحیم خاکی *...|| سياحت غرب، داستان زنده شدن انسان پس از مرگ ||...* *...|| همسرتان عاشقتان خواهد بود اگر...؟! ||...* شجریان
شجريان استاد شجریان محمد رضا شجریان محمدرضا شجریان الهی قمشه ای دانلود
شجریان استاد دانلود شجريان دانلود آهنگهای شجریان استاد شجريان محمد رضا
شجريان شجريان دانلود دانلود آهنگ های شجریان سر عشق شجریان محمد رضا س
سین الهی قمشه ای تصاويراستادان دف حسین الهی قمشه ناظری دانلود آهنگ فيلم
امام علي اثر فرهاد فخرالديني دانلود آهنگ های شجریان دانلود آهنگهای
شجریان دانلود استاد سالار عقیلی دانلود بت چین از شجریان دانلود تفسير
مولوي فروزانفر دانلود شجریانموسيقي موسيقي سنتي موسیقی سنتی موسیقی سنتی
ایران موسيقي سنتي ايران موسیقی سنتی ایرانی موسیقی موسيقي سنتي ايراني
سنتی سنتي موسيقي ايران سمینارهای آنتونی رابینز(از مشهورترین سخنوران
جهان) دکتر وین دایر Dr.Wayne W.Dyer دکتر علیرضا آزمندیان موسیقی ایران
دستگاههاي موسيقي موسیقی ایرانی دستگاه
|
|
منبع : |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
موسیقی دستگاهی ایران در تلاوت قرآن قرائت قرآن، یك فن یا به بیانی جامعتر یك هنر است؛ شاید بتوان گفت نقطه اوج تلاقی هنر و مذهب و برای آنكه بشود از آن لذت برد، باید كمی دربارهاش دانست. در واقع فراگیری فنون موسیقی آوازی، پیشوازی است برای فراگیری تلاوت رنگارنگ قرآن. از یك نظر، قرآن لحنی موسیقایی است و از نظری دیگر، الحان موسیقی در ذات آیات قرآنی و حتی واژگان آن نهفته است كه خودبهخود ما را وادار میكند آن را آهنگین و با وزن بخوانیم. آنچه در این سالها از قرائت قاریان ایرانی شاهد بودهایم تقلید بوده است و بس. همواره قاریانی پرورش داده میشوند كه كمتر به موسیقی و مبانی آن آشنایی دارند و با آهنگهای نامناسب و نغمههای ناموزون قرائت میكنند و این اعجاز بیان الهی را با شیوههای تقلیدی و ناپسند عرضه میدارند. اینكه شیوههای امروزی در قرائت قرآن از كجا آمده، چه ربطی به هنر موسیقی دارد، چه كسانی در پیشرفتش مؤثر بودهاند و ما ایرانیها كه هم در موسیقی، سابقه درخشانی داریم و هم در علوم قرآنی، چه نقشی در اعتلای این هنر داریم و جایمان در این عرصه كجاست، خود موضوعاتی قابل تأمل و بحثاند. پرداختن به این سؤال كه اساساً موسیقی دستگاهی ایران در تلاوت قرآن به كار گرفته میشود یا نه، قبل از همه پرسشها، از اهمیت ویژهای برخوردار است. بهویژه آنكه تا كنون به این مقوله مهم پرداخته نشده است. مشروعیت هنر قرائت در اكثر كتب روایی شیعی، بخشی وجود دارد، به نام «بابالقرآن» یا «كتابالقرآن» كه در آن روایاتی درباره فضل قرآن، فضیلت قاری قرآن، ثواب قرائت سورهها و نكات دیگر مطرح شده است. اما یكی از این نكات، مسئله تحریم غنا و استحباب تحسین صوت در قرائت قرآن است. محدثان بزرگوار ما، در توجیه بعضی روایات فرمودهاند: «قرآن را با صوت زیبا تا آن حدی كه غنا نباشد، باید قرائت كرد، البته بدون آنكه حدود حسن صوت و غنا را مطرح كنند.» بسیاری تصور میكنند كه قرائت و تلاوت قرآن تنها آن چیزی است كه شنیدهاند و فقط و فقط باید در این خصوص از تلاوت قاریان عربزبان تقلید كرد و به همین هم بسنده میكنند. اما برخی از قاریان با استناد به اینكه آهنگهای عربی تلفیقی از آهنگهای غیرعربی (مثلاً ایرانی) است، استفاده از آهنگهای غیرعربی را در قرائت جایز میدانند. مثلاً یكی از گوشههای دستگاه ایرانی را عیناً در قرائت قرآن به كار میبرند. با توجه به روایات شریفه، قرائت قرآن با صوت و لحن زیبا و ترجیع حلال (هنر قرائت)، ممدوح و مورد رضایت حضرت حق، رسول اكرم و ائمه اطهار، علیهم السلام، میباشد. نظر بسیاری از فقها در مورد قرائت قرآن، طبق دستگاه موسیقایی، این است كه در اخبار وارده نسبت به قرائت قرآن، با صدای خوب تأكید شده است؛ و از حضرت امام باقر (ع) نقل شده: «رجع بالقرآن صوتك، فان الله عزوجل یحب الصوت الحسن یرجع فیه ترجیعا» یعنی قرآن را با گرداندن صدا در حلق بخوان؛ زیرا خداوند صدای خوب را دوست دارد. بنابراین باید قرآن با صدای مهذب مناسب معنویت و هدایت قلوب خوانده شود، نه با صداهای مناسب با مجالس لهو؛ و برای یاد گرفتن تنظیم صدا و پیداکردن صوت یا نت مناسب اگر از آلات تنظیم صدا استفاده شود مانعی ندارد؛ ولی نواختن آلات در وقت خواندن قرآن (نظیر نواختن موسیقی درسرودهای معمولی) ممكن است بیاحترامی به شأن قرآن تلقی شود. موسیقی شرقی و ویژگیهای آن وجه تمایز موسیقی شرقی نسبت به موسیقی غربی وجود پردههایی1 است كه موسیقی غربی به طور كل از وجود این فواصل بیبهره است. فواصلی كه در موسیقی شرقی استفاده میشود فاصله یك پرده (پرده كامل)، نیمپرده و ربعپرده (4/3 پرده) است در صورتی كه موسیقی غربی از فاصله ربع پرده استفاده نمیكند. همین موضوع دامنه و تنوع بسیاری را برای موسیقی شرقی ایجاد كرده و بر همین اساس در موسیقی ایرانی، عربی و تركی دستگاهها و مقامهای بسیاری وجود دارند، اما در موسیقی غربی چنین نیست. نفوذ موسیقی كلاسهشده غربی در ممالك شرقی بهخصوص در دو سده اخیر دانشمندان و موسیقیدانان شرقی را بر آن داشت كه نظم خاصی برای مقامهای خود بدهند و در نتیجه یك گام پایهای برای موسیقی خود بیابند و پس از آن بود كه برای مقامهای شرقی گام ثابتی مشخص شد. دستگاههای موسیقی ایران و مقامهای موسیقی عرب هفت دستگاه و پنج آواز حاصل فواصل و گامهای متفاوت در موسیقی ایرانی است. بسیاری از گوشهها نیز در این آوازها و دستگاهها قرار میگیرند. ماهور، شور، سهگاه، چهارگاه، راست و پنجگاه، همایون و نوا، هفت دستگاه و بیات اصفهان، افشاری، ابوعطا، دشتی و بیات ترك آوازهای موسیقی ایرانی را شكل میدهند. همانطور كه گفته شد ربعپرده در موسیقی ما نقشی مهم ایفا میكند و موجبات فراهم آمدن گوشهها و دستگاههایی با رنگ و فضای متنوع را فراهم میآورد. مقام راست، بیات، صبا، سهگاه، عجم، نهاوند، كرد، حجاز مقامهای عربی را تشكیل میدهند كه هر یك از این مقامها در دل خود دارای مقامهای فرعی نیز هستند؛ مطابق با آنچه در موسیقی ایرانی نسبت به دستگاهها و گوشهها اتفاق میافتد. وجه تشابه موسیقی عربی و ایرانی عقیده اكثر مورخان بر این است كه منشأ موسیقی عرب، آهنگها و ترانههای ایرانی بوده. اكثر خوانندگان و نوازندگان مشهور عرب در قرون اول هجری، توسط خنیاگران و نوازندگان پارسیتبار تعلیم یافته یا اینكه خود اصالتاً ایرانی بودهاند. آنان از الحان و آهنگهایی كه قابلیت تطبیق و تلفیق با اشعار عربی را داشت، در سرودها و آوازهای خود استفاده كردند و پس از مدتی موسیقی عرب با تكیه بر همین دانستهها، كه رفتهرفته رو به تكامل میرفت، شكل گرفت. به عنوان مثال در موسیقی ایرانی (و شرق) فاصله هشتم یا «هنگام»2 را به هشت گاه تقسیم میكردند. بعد از حمله اعراب به ایران در صدر اسلام و همچنین در دوران سلطنت عثمانی، این فواصل و پردهها به طور كامل به كشورهای عربی و اسلامی منتقل گردید و تا كنون نیز همان فواصل و پردهها با نامهای ایرانی (اكثراً) در فرهنگ موسیقی این كشورها به چشم میخورد. پرداختن به این موضوع كه عربها تداخلات و تصرفاتی در این مقامها داشتهاند بحثهای تاریخی و فرهنگی است كه در این فرصت نمیگنجد و فقط به ذكر همین نكته مهم بسته میكنیم كه مطمئناً دخل و تصرفاتی در موسیقی ایرانی توسط عربها صورت پذیرفته است. با وجود شواهد و دلایل بسیار زیاد به جرئت میتوان ادعا كرد كه این اسلوب و روش موسیقی ایران بوده كه به كشورهای عربی منتقل شده و اگر موسیقی بدوی و یا قومی در این كشورها نیز بوده یا در این فواصل وجود داشته و یا اینكه از بین رفته است. بنابراین در حال حاضر موسیقی عربی كه موجودیت مستقل از موسیقی ایرانی و غرب داشته باشد وجود ندارد. در تحقیقاتی كه پژوهشگران و موسیقیدانان انجام دادهاند بارها به این تشابهات اشاره شده و از آنجا كه به جز در فواصل معدودی كه بین موسیقی مقامی عربی و ایرانی اختلاف وجود دارد، تشابهات بین این دو موسیقی طبیعتاً بسیار زیاد است، در این مجال به عنوان نمونه به یكی دو وجه تشابه اشاره میشود. مقام راست و سهگاه كه یكی از قدیمیترین و مهمترین مقامهای موسیقی ملل شرق است (بدون تغییر نام) هم در مقامهای موسیقی عرب و هم در دستگاههای موسیقی ایرانی به چشم میخورد. مقام عجم تقریباً منطبق بر دستگاه ماهور است .اما خالی از تفاوت نیست . مقامهای موسیقی عربی مورد استفاده در قرائت میگویند لحن خوش، كمال گفتار است. علمای فن قرائت به مرور زمان، متوجه شدند كه آیات قرآن با توجه به دوری و نزدیكی معنایشان، دارای وزن و آهنگ خاصی هستند. (حتی در موسیقی ایرانی هم آهنگسازان مسلط و آشنا با توجه به شعر ملودی را در دستگاه خاص میسازند. در واقع به این ترتیب كوشش میكنند همخوانی و هماهنگی كاملی میان لحن شعر و ملودی ایجاد شود.) بنابراین آنچه تا حدودی به برتری تلاوت قاریان عربزبان نسبت به ایرانیها منجر شده، استفاده قاریان عربزبان و آشنا به موسیقی از مقامهایی است كه با معانی آیات همخوانی و ارتباط داشته باشد. در قرائت قرآن هر دسته از الحان به خواندن آیات خاصی اختصاص دارد. به عنوان نمونه مقام "بیات" كه وسیعترین مقام در قرائت قرآن است و گوشههای بسیاری دارد قبل و بعد و حتی بین مقامهای دیگر، قابل اجراست. معمولاً قرائت با این مقام آغاز میشود و زمینه اجرای مقامات دیگر است. وقار، عظمت، بزرگی، تسلط و سنگینی را القا میكند و آرامش همراه غم میآورد. این مقام برای اجرای دعاهای قرآنی، حكایات و اندرزها به كار میرود. نمونه: بروج/ استاد غلوش آل عمران، 171 به بعد،/ استاد مصطفی اسماعیل یا مقام راست؛ اثر آن، برانگیختن حس مردانگی، جسارت و حركت به سمت كشف حقیقت است و در آیاتی كه داری تأكید و تحكم و امر است استفاده میشود. هرچند قابلیت تعمیم به انوع حالات مفهومی را دارد. نمونه: روم / استاد منشاوی آیات ابتدای سوره شمس/ استاد عبدالباسط مقام عجم و چهارگاه: اثر این مقامها، ایجاد شور و شوق جوانی است و در آیاتی با مضامین خدا، بهشت، توبه، معجزات پیامبران، دعا و درخواست و حركت و مبارزه به كار میرود. نمونه: ضحی، 11ـ انشراح، 1/ استاد عبدالباسط مقام نهاوند: ماهیتی لطیف و منعطف از نظر لحنی دارد. نه خیلی خشن است و نه خیلی خفیف و بیشتر در بیان داستانهای قرآنی به كار میرود. نمونه: بقره، 250/ استاد مصطفی اسماعیل مقام سهگاه: برانگیزاننده حس محبت و عشق و سوز دل است و در آیاتی با مفاهیم عشق، وعده الهی، بشارت، مغفرت، صفات مؤمنان، پیروزی و اجابت دعا به كار میرود. نمونه: فاطر، 14 و 15، استاد مصطفی اسماعیل مقام صبا: مجموعهای از نغمات حزین است كه گذشته از دستداده را به تصویر میكشد و ما را به خویشتن خویش دعوت میكند. در آیاتی با موضوع عبرت از حوادث گذشتگان، مقایسه عاقبت نیك مؤمنان و سرانجام بد گناهكاران، دعا و توبه و پشیمانی و ذكر نعمتها و آیات الهی به كار میرود. نمونه: قیامت، 14 و 15/ استاد عبدالباسط مقام حجاز: اثر آن، شور و شعف همراه با احساسات عالی و حزین و دعوت به یكپارچگی و اتحاد و آرزو برای سعادت بشر است. از این مقام، در آیاتی كه مربوط به بشارت و انذار، نعمتهای خداوند، تذكر و یادآوری، امر و توصیه، خلقت جهان هستی و موجودات هستند، استفاده میشود. نمونه: حشر 21/ استاد عبدالباسط آنچه موجب دشواری در تشخیص صحیح حضور دستگاههای ایرانی در قرائت شده است همانطور كه در این تحقیق به تشابهات موسیقی ایرانی و عرب اشاره شد و همچنین با مثالهایی در خصوص استفاده از مقامهای عربی در قرائت جای سؤال دارد كه در این بین چه اتفاقی افتاده است كه برخی به انكار از استفاده از دستگاههای موسیقی ایرانی میپردازند؟! اما آنچه موجبات دشواری برای تشخیص دستگاهها و گوشههای ایرانی در قرائت را فراهم كرده است، لحن متفاوت عربی قاریان عربزبان و همچنین تداخلات و تصرّفاتی است كه موسیقیدانان عرب در موسیقی خود نسبت به موسیقی ایرانی ایجاد كردهاند. در واقع به دلیل تفاوت در لحن قاریان مصری تشخیص این موضوع كمی دشوار شده است. در واقع همانطور كه در طول بحث بارها به آن اشاره شد موسیقی عربی در واقع گرتهبرداری از موسیقی ایرانی است. جمعبندی (ترس از تغییر لحن و آشنا نبودن قاریان قرآن به موسیقی) بحثی كه امروز پیش آمده این است كه چرا به جای استفاده از موسیقی سنتی ایران در قرائت قرآن به تقلید از روشها و الحان مصری و عربی اكتفا میكنیم. بسیاری از كارشناسان بر این عقیده هستند كه در موسیقی ایرانی غیر از شور عربی و سهگاه نغمههایی كه به موسیقی عربی نزدیك باشند، بسیار كم است و با به كار بردن موسیقی سنتی ایران در تلاوت آیات قرآنی، برای تطبیق نغمه با معنی مشكل پیدا خواهیم كرد. مثلاً برای برخی از آیات واجد معانی حزنانگیز نمیتوان غیر از مقامهای حجاز یا نهاوند از دیگر مقامها استفاده كرد. حال آنكه در این تحقیق حاضر خلاف این موضوع به اثبات رسید. در جمعبندی كلی از این بحث میتوان عدم شناخت كافی قاریان قرآن كشورمان نسبت به موسیقی و گوشهها و نغمات اصیل ایرانی و ترس از تغییر لحن را علت اصلی این موضوع دانست. درحالیكه بسیاری از نغمات قرائت قرآن، برگرفته از نغمات اصیل ایرانی است پرداختن به آموزش صحیح و آشنا كردن قاریان كشورمان به موسیقی احساس میشود و لازم است كارشناسان به این مقوله توجه بیشتری داشته باشند. معرفی نغمه ی بیات چون الحان عرب برگرفته از ردیف های آوازی ایران است و در صفحه اول به معرفی دستگاه شور ایرانی پرداختیم در این قسمت به معرفی نغمه ی بیات می پردازیم که مرتبط با دستگاه شور می باشد . دستگاه یا نغمه در قرآن کریم از سه قسمت مهم قرار ، جواب و جواب الجواب تشکیل شده است . البته قسمت چهارمی هم به نام حصار وجود دارد که چون از لحاظ دانگ صدا افراد کمتری قادر به اجرای آن هستند آن را کمتر ذکر کرده اند. از دستگاه بیات معمولاً در ابتدا و انتهای قرائت قرآن استفاده می شود . یعنی در پرده ی شروع و پرده ی فرود . حالتی حزین و عرفانی دارد و با جذبه ی آرامش بخش و خاص خود مستمع را آماده پذیرش سایر نغمات و گوشه ها می نماید . افراد عادی معمولاً در این لحن به قرائت قرآن می پردازند زیرا گوش اکثر افراد عام با این نغمه آشناست . این نغمه فروعات زیادی دارد . فروعات یا همان گوشه ها قسمت هایی از هر لحن می باشد که در قرائت قرآن از آن استفاده می گردد . برای مثال برای دستگاه بیات فروعاتی چون : 1. لامی 2. صافی 3. ابراهیمی 4. کرد 5. مصری 6. شور 7. حسینی 8. دشتی 9. نوا 10. محیر 11. دوکا 12. رمل 13. علی و ... ذکر می کنند . بررسی و تحلیل از محسن محسنی منابع 1. ژان دورینگ، ردیفسازی موسیقی سنتی ایران. 2. دكتر جواد مسگری و مهندس حسین دهقانی، نغمه وحی 1و2. 3. پرویز منصوری، تئوری بنیادی موسیقی. 4. شاهین فرهت، دستگاه در موسیقی ایران. 5. روحالله خالقی، نظری به موسیقی. 6. فرامرز پایور، تئوری موسیقی. 7. با تشكر فراوان از آقایان احمد ابوالقاسمی و محمدرضا غلامرضازاده قاریان بینالمللی قرآن
|
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
دکتر:عبد الرؤف مخلص پديدۀ وحدت هماهنگی, همانندی وهمگرايی در رفتار ها وروابط بخش های آفرينش, از اولين مؤلفه های تئروی" صنعت حيات" است. اين پديدۀ حياتی در تابلوهای بسياری متجلٌی است که بعضی از اين تصاوير مکشوف است وآن را هر کس با چشم عادی در حرکت ورفتار رستنی ها وحيوانات وطبيعت می تواند ببيند, وبرخی ديگر از اين تصاوير, با چشم عادی قابل مشاهده نيست, وبايد آن را دانشمندی يا کسی که به ابرازهای خاصٌ آن مجهزٌ است مورد مگالعه ومشاهده قرار دهد.در اين جاست که ما از دعوتگران مسلمان می خواهيم که اندکی صبر کرده با ما در گلگشتی به سرزمين علم همراه شوند, تا در سطور آفرينش حرف ها وواژهای" برنامه ريزی" را با خوانايی تمام مورد مطالعه قرار دهند.بی شک از بارز ترين آنچه که اين رفتار های همانند نشان دهندۀ آن است, پديده ای است که نظريه پرداز معروف دعوت اسلامی, که بعضی دانشمندان اسلام آن را "پديدۀ همبستگی" می دانند, وبه کار بردن تعبرات ديگری چون: " تبعيت" يا " تلازم" يا " انتساب" يا" محوريت" را نيز برای آن مجاز می داند.خلاصۀ آنچه که پديدۀ همبستگی در هستی به دست می دهد, اين است که : بعضی از بخش ها وپرزۀ های آفرينش در مدار بخش ها ومجموعه های ديگری می چرخند که از آها برگزيده تر ونيرومند ترند, به نحوی که اين بخش های نيرومند, مرکز ومحور آن بخش پيرامونی تابع خود به حساب می روند, يا به تعبيری ديگر کانون تجمعی هستند که مخلوقات ديگری پيرامون آنها جمع می شوند, واين کانون ها برای مجموعه ها وبخش های ضعيف چون پناه گاهی هستند که وابستگی آها به اين مرکز قوی آنها را از نابودی واضمحلال نجات می دهد.اين است همان قانون وسنتی که ساختمان هستی بزرگ در کل تا کوچکترين اجزای آن که اتم است بر مبنای آن استوار است, وما در اين جا اين دو مثال غير متناهی در بزرگی وکوچکی که براساس معيارهای ما, ونه لزوما در واقعيت امر , دو نمونه از بزرگترين وکوچکترين هیند, مورد بررسی قرار می دهيم. اگر در اين دو نمونه, يعنی هستی بزرگ در يک طرف, واتم در يک طرف ديگر, تعمق کنيم, در می يابيم که هر دو را يک نظم ونسق به هم پيوند می دهد,وبر هر دو يک نظام واحد حاکم است. اگر ما راستی ودرستی قانون همبستگی ووحدت اجزا وواحد های اين دو نمونه را مورد لحاظ قرار دهيم, تصور مخلوقات غير قابل احصای ديگری که در ميان دوطرف ايندو مقولۀ بزرگترين وکوچکترين قرار دارند وهيچ نيروی ديگری جز خدای بزرگ نمی تواند آنها را شمار کند, مخلوقاتی که از عين اين قانون واين سنت پيروی می کنند وبشر نيز يکی از آنهاست – بر ما آسان می شود.
اما هستی در کل: برای همه معلوم است که , مدير رصد خانۀ کاليفرنيا در يک برنامۀ علمی تلويزيونی, آنچه را که او ويارانش از دانشمندان نجوم در بارۀ چگونگی ساختمان هستی کشف کرده اند, تشريح کرد, او در اين برنامه گفت: آنچه که ما با چشم مجرچ يا تلسکوپ های کوچک در فضای بيکران هستی به صورت ستارۀ ها وسيارات پراگندۀ ای می بينيم, وتصور می کنيم که همۀ آنچه در هستی وجود دارد همين هاست,در واقع امر بخش بسيار کوچکی از حقيقت هستی را به نمايش گذاشته اند, زيرا رصد خانه های بزرگ در دهۀسی از قرن بيستم نشان دادند که کائنات متشکل از آجر هايی است که بعضی روی بعضی ديگر قرار دارند, واين آجر ها در شش جهت با چنان تسلسلی که هرگزپايانی ندارد مکرر در مکرر چيده شده اند, وعظمت خلقت تا جايی است که مثلا يک کهکشان بزرگ ونيرومند را که کانون يا مرکز تجمع کهکشان ها وستاره های ديگر ضعيف تر وکوچک تر از آنند تشکيل می دهد.دانشمندان نجوم برای اين مجموعۀ بزرگترکه خود يک قالب آجر از آجرهايی بی نهايت بنای هستی را تشکيل می دهد, نام ( خوشۀ فلکی) را برگزيده اند, وبه هر ميزانی که اين ستارگان از مرکز دور ودور تر شوند, حجم وضخامت آنها کوچک وکوچکتر می شود تا جايی که به نوعی خلأ در فضا می رسيم, وباز به دنبال آن در اين ساختار کلٌی خوشه های نجومی همانند ديگری از تمام جهات ششگانه عرض اندام می کنند. يك دانشمند امريکايی اضافه می کند: در اوساط دهۀ هشتاد آن گاه که نيروی رصد خانه ها به مراتب مضاعف گرديد ما دوهزار وشش زوايای آن تهيه کرديم , از مشاهدۀ مجموعۀ اين تصاوير, اين حقيقت برای ما روشن گرديد که هر مجموعه از خوشه های نجمی به نوبۀ خود بر محور يک خوشۀ ديگر از آنها که از ديگران نيرومند تر است وبه عنوان مرگزی برای آنها به شمار می رود, گرد آمده اند, وتجمع خوشه ها در نزديک اين خوشۀ نيرومند مرکزی, نسبت به مسافت های دور تر بيشتر وپر حجم تر است , وهرچه از آن دور شويم , تراکم وضخامت خوشه ها هم کم وکمتر می شود.او اضافه می کند: ما اين پديده را " مجموعۀ خوشه ای هستی" نام نهاده ايم , و هنوز هم براين باوريم که اين مجموعه های خوشه ای بی نهايت, در واقع آجرهای بنای آسمان اند, تصاوير ما نشان دادند که اين آجر ها در همۀ جهات شش گانه هستی بر يک گونه, وبا بافتی همانند, وهندسۀ متناظر, نه پراگنده ومتفرق توزيع شده اند ... مشاهدات ما نشان می دهد که هنوز هم به صورت پيوسته, خدای متعال خوشه های بی شمار ديگری را در يک مقياس منوازن می آفريند, هستی در حال توسعۀ مستمر است دارای بار الکتريکی مثبت است, وکائنات در حال تمدد می باشد.
عناصر متعدد .. وهمبستگی واحد:ام " اتم " در طرف ديگر, مخلوقی است به عين شيوه ونمونۀ فوق الذکر, ميکرو سکوپ های الکترونی قوی در اواخر دهۀ هشتاد " اتم" را در معرض مشاهدۀ بشر گذاشتند, در حالی که بشر به ساختار اتم نوعاً آشنايی پيدا کرده بود, مشاهدات به صورت غير قابل انکاری نشان دادند که " اتم" متشکل است از يک هستۀ نيرومندی که دارای بار الکتريکی مثبت است, وبسيط ترين انواع آفرينش که عبارت از: گاز هايدروجن است وهستۀ آن مرکٌب از يک پروتون می باشد, دارای بار الکتريکی منفی است که الکترون نامنيده می شود وبر محور آن حرکت کرده وبه آن سخت وابسته است. پس اگر هستۀ اتم دارای دوپروتون باشد , اين بدان معنی است که ما در برابر عنصر ديگری قرار داريم که " هيليوم" ناميده می شود, وبه دور هستۀ آ« دو الکترون پشتيبان همديگر می چرخند, وخدای متعال تمام عناصر را از گاز ها وفلزات ومعادن تا ديگر پديده ها با همين شيوه وطبق عين نظام آفريده است, الکترون ها در تساوی تمام باعدد پروتون ها بر محور هسته می چرخند, وآنچه که در هسته اتم هر عنصری از اين مخلوقات قرار دارد " عدداتمی" ناميده می شود. علمای فيزک عدد اتمی همۀ عناصر را شناسايی نموده وآن را در ترتيب تصاعدی خود طبق جدولی که آن را " جدول دوره ای عناصر" ناميده اند مرتب کرده اند,مثلاً عدد اتمی کاربون (6) واز اوکسيجن (8) والمونيم(13) وکالسيوم(20) وسيماب جيوه (80) است .. وهمين طور عدد اتمی ديگر عناصر .... اينها اطلاعاتی است که هم اکنون شاگردان بخش های علمی در مدارس ثانوی آنها ذا حتی با تفصيل بيشتر می دانند.
رفتارهای بشری همانند حرکت اتم است:تصوير آجرهای کهکشانی سازندۀ هستی که در فوق بدانها پر داختيم , به وضوح نشان می دهند که " همبستگی" در ساختار هستی, يک حقيقت حياتی ريشه دار وجوهری است, واز اين جهت ممکن است عين اين قاعده را بر روابط بشری وانتظار تبعيت وپيروی بعضی از بشر برای بعضی ديگر از آنان که قوی تر ونيرومند تر از ديگران هستند, تعميم داد. انسان های نيرومندحکم کانونها ومحورهايی را دارند که انسان های ضعيف تر از خود را می چرخانند,واين حقيقتی است که تاريخ جامعۀ انسانی آن را به روشنی تمام نشان داده وعصر کنونی ای که در آن زندگی می کنيم, نيز مؤيد آن است. از اين رو بر دعوتگر مسلمان واجب است تا در جامعه جايگاه محوری ای را احراز نمايد, تا ولاء وهمبستگی ديگران را به مدار خود بکشاند. اين نتيجه گيری برای ما در تفهيم تئوری" صنعت حيات" بسيار مهم است, بنا بر اين بايد بر رویآن محکم دست گذاشت تا آن را به معنای ديگری که بعداً به نتيجه گيری آنها خواهيم پرداخت, پيوست کنيم.اما در همان حالی که ما می رويم تا معنای ديگر پيوسته با اين معنی را کشف کنيم , بی مناسبت نخواهد بود, اگر در برابر معنای فرعی ديگری که در پديدۀ همبستگی ميان مخلوقات نهفته است, درنگی کوتاه داشته باشيم.
معنی اوٌل:همبستگی در طبقه بندی های مختلف جامعۀ بشری پديده ای است که تکرار می شود, زيرا نيروهايی که برای ديگران موقعيت محوری دارند, خود به نوبۀ خويش باز در مدار کانون های مرکزی نيرومندتری سير می کنند وبه مراکز قرتمند تر از خود وابسته اند, واين حقيقت روشن می سازد که ( خوشۀ نجومی) با شماری از ياران خود به خوشۀ نيرومند تری ئابسته است که خود کانونی زنجيره ای از خوشه های ديگر می باشد. واين همان اساس پديدۀ ( رهبری) در زندگی بشری است, شکی نيست که مردم نياز به نيروهايی دارند که به اين همبستگی قوام بخشيده واز دفع نيروها وبا ظلم وفساد جلوگيری نمايند, پس ظلم ومنافی با سنت وقانونمندی هستی است.
معنی دوم: از دياد پروتون های هسته های اتم, به همان تعداد الکترون های بيشتری را به سوی خود جلب می کند – چنان که گفتيم – وليکن آنچه را که نا گفته باقی گذاشتيم اين است که: اين الکترون ها دارای سطوح وطبقات محدودی هستند که در همان سطوح وطبقات می چرخند, اگر اين الکترون ها از نظر تعداد بيشتر باشند, با کوچکترين سببی از مدار خود می گريزند, همچنين است کار در زندگی بشری, اگر تعداد پيروان در کانون اجتماعی بزرگ بسيار باشد, مسئله ريزش نيروها بيشتر است, زيرا عنصری که ايشان را به دور خود گرد آورده است, نمی تواند برای هر يک مدار های بر نامه ريزی شدۀ دقيقی به دست دهد که گرايش ها وآرمانهای آنان را اشباع کند, پس در اين جاست که ميان قاعده ومحور نوعی گست به وجود می آيد که نهايتاً ممکن است به فرار وگريز نيروها بينجامد وچه بسا که اين امر عنصر محوری را به نوعی سر خورده سازد که اين سر خوردگی به افت توانايی های وی در رهبری بينجامد, زيرا پروتونهاس اتم نيز در حالات فشار وتنگنا همراه با خروج الکترون از مدار هستۀ مرکزی می گريزند, واين امر به دعوتگران مسلمان می آموزد که بايد تجمع آنها متوازن وبه هنجار باشد.می توانيم به اين پديده از زاويۀ ديگری نگريسته وبگويم عنصر محوری اگر از نظر نيروی علمی وتوانمندی های ذاتی قوی وآماده باشد, ودر مرحلۀ اولی پيروان بيشتری داشته باشد, آنان پيرامون وی حلقه خواهند زد, در صورتی که لذت ارتباط وهمبستگی در اوج خود باشد, سپس ممکن است در ميانۀ راه با افکار متعالی واستنباط ها وتحليل های پيشرفتۀ او که از سطح ايشان بالاتر است, هماهنگی نشان داده نتوانسته واو را درک نکنند ودر نتيجه از مدار بگريزند, واين امری است که بر دعوتگران الزام می کند تا در حرکت خود سير ميانه را رعايت کرده, حساب ضعفا را نيز داشته باشند, وهميشه از موضع اقوی واولی به قضايا نگاه نکنند. ممکن است گاهی يک مسلمان زمينه های نبوغ را تا بخواهيم داشته باشد, ليکن نتوانند برای نبوغ خود بازاريابی نموده وکسی را بيابد که او را درک کرده بتواند.
معنی سوم:تعداد الکترون های پيرو, مناسب با نيروی هستۀ اتم وتعداد پروتون ها در آن است , همچنين دعوتگر که صنعتگر زندگی است ... می تواند شماری از مردم را جذب کند که با مقدار علم ونيروهای ذاتی وی متناسب باشد, وهرچند که او از نظر روحی , وتوشه های ديگر وملکات ذاتی قوی تر باشد, مردم هم پيرامون او بيشتر حلقه خواهند زد.
معنی چهارم:يک اتم از يک عنصر, اتم ديگر در عنصری ديگر متٌحد می شود, از اتٌحاد اين دو عنصر جزء جديدی به وجود می آيد که دارای خواص جديدی است, واين موجودات مرکٌب فراوان اند, ومدار بهره گيری در اغذيه وادويه نيز در همين جا است, حتی کيميای عضوی, سلسله های متعدد از مرکبات جديد به اضافۀ اتم هايدروجن يا کربن را با ترکيب اصلی خود ايجاد می کند, با هر اتمی که اضافه می شود, خواصٌ آن نيز متجدد ومتکثٌر می گردد. حال خوب دقت کنيد: اين پديده اساس وقانون " پيمان" و" تعهد" در زندگی بشری وحيوانی است, اگر شما بتوانيد با کسانی که با شما نقاط اشتراکی دارند, هم پيمان شويد, يقيناً می توانيد, در برنامه های دعوت نيز نيروهای بيشتری را به ياری بگريد.
همبستگی واطاعت هر دو: در انواع مخلوقاتی که شکاف وسيع ميان هستی بی نهايت واتم کوچک ترين را پر می کنند,شواهد بی شماری که هرگز به مقياس بشری تحت ششمار نمی آيند, بر اين حقيقت تأکيد دارند که پديدۀ( همبستگی) و( پيروی) در نهاد هستی قانونمند است. مثلاً خورشيد ما يکی از اين مخلوقات است, ملاحظه می کنيم که زمين ما , کرۀ مريخ, زحل وبقيۀ سيارگان بدان مرتبط واز آن پيروی می کنند , ما در فضای بيکران هستی ميليون ها وميلياردها خورشيد از اين دست داريم که دارای پيروان ووابستگانی هستند سپس در مقياس پايين تر به همين زمين خود که بنگريم, ملاحظه می کنيم که زمين برای خود قمری دارد که از آن پيروی می کند, وبعضی از کواکب دارای اقمار متعددی می باشد. وافواج پرندگان در مسير هجرت خود از مناطق زيستی به مناطق زيستی بهتر از آن از يک رهبر پيروی می کنند..... وزندگی نظام مند در کندوهای زنبور عسل وآشيانۀ موران در پيروی از اين قانون مشهور ومفروف اند. وهر روز علم با دوربين های حساس خود به دنبال کشف تازه های ديگراز دنيای عجيب وغريب آنان است. تازه هايی که سخت اعجاب آور وگاه بسيار تکان دهنده می باشند,اينها همه مثالهايی برای قانون" محوريت" است که در واقع ناموس هستی است. ما فقط در اين ميدان مثالهايی زده, ودر اين رابطه بابی را گشوديم, شما خود در فهم اسرار خلق, راهی اين ميدان شده, وافق های بيشتری را بگشائيد. ماهنامه امت شماره پنجم 2000م |
|
|||||||||||||
|
-----------------------------آخرين مطالب وبلاگ--------------------------------- |
| حكيم الهي قمشه اي |
|
--زيبايي : |
| براي شما |
|
مجموعه کامل آثار استاد غلامحسین بنان
مجموعه شکوفه باران(گلچین موسیقی سنتی)
DVD کامل آهنگ های استاد شجریان(MP3)
*...|| منتخب موسيقی عرفانی ||...*
کنسرت استاد لطفی در کاخ نیاوران
مجموعه ای بی نظیر از تصنیف های قدیمی
مجموعه ای بی نظیر از تصنیف های عبدالله دوامی و ابوالحسن صبا
مجموعه آثار ادیب خوانساری اکبر فروتن احمد آزاد و اکبر حاتمی
مجموعه آثار علی اکبر شهنازی علی فتاحی و علی نقی وزیری
مجموعه ای کمیاب و گنجینه ای بی نظیر از ترانه ها و تصنیف های قدیمی سنتی
مجموعه كامل رشيدي ، يسطامي ، سرهنگزاده ، مهرپويا
|
| ارتباط |
| درباره سرّعشق |
|
![]() استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است All CopyRight Reserved by SerreEshgh ir.wisdom@gmail.com ©2005-2009 RSS POWERED BY BLOGFA.COM طراح: علیرضا حبیبی ناصر JHN
|
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
All CopyRight Reserved by serreeshgh.blogfa.com ©2005-2009 استفاده از منابع وب سایت تنها با ذكرنام منبع مجاز است