سرّعشق(زیبایی .:. دانایی .:. نیکویی)
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن .::. شرط اول قدم آن است که مجنون باشی...
فال حافظ
پیوندهای مفید





Powered by WebGozar

به نام خداوند بخشنده مهربان،  تولد استاد محمد رضا شجریان  این صدای سخن عشق را بر خود ایشان و جامعه موسیقی و تمام عاشقانه هنر و موسیقی ایران زمین تبریک عرض می نمائیم و از خداوند بزرگ و مهربان برای ایشان طلب توفیق،سربلندی و عمری طولانی می کنیم.

آری، درروز اول مهر ۶۶ سال قبل کسی بدنیا آمد که دل زنده ای نیست که با شنیدن طنین صدای ملکوتیش  یاد حضرت دوست نکند و تاملکوت نرود،آری آمد که به این بیت ازحضرت حافظ تجلی دهد که:

مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد          نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

با دلی لبریز از شوق و افتخار به اینکه از دوستداران استاد شجریان هستیم،

 از عمق جان می گوییم که استاد دوستتان داریم و تولدتان مبارک باد

************************************

سلام، عرض تبريك به شما به  مناسبت حلول ماه مبارك رمضان و طلب پوزش از شما مهربانان براي  عدم حضورم در چند هفته گذشته، دليل اين غيبت بنده  اينست كه همونطوري كه اطلاع داريد بنده در كنكور شركت كرده بودم كه به لطف خدا تونستم قبول بشم و چند روز گذشته رو نيز در استان گلستان يعني محل قبوليم بودم.

بهرحال اگر مدتي نبودم ببخشيد،خوب به پست امروز بپردازيم:

***************

پست امروز بنده  ياد ايام نام دارد، نامي آشنا و خاطره انگيز براي عاشقان ودلشدگان هنر و موسيقي،دراينجا براي اينكه بتونم اشارت امروز رو بهتر بيان كنم سوالاتي مطرح مي كنم و سپس جواب آنها را مي دهم:

معمولابراي اندازه گيري هر چيزي آنرا با چيز ديگري از همان جنس ميزان مي كنند،سوال من اين است كه شما:

وقتي مي گوييد فلان كس چه جمالي دارد و چقدر زيباست او را با چه كسي مقايسه كرده ايد؟

وقتي مي گوييد آن گل خوشبو است شما آنرا با بوي كدام گل مقايسه كرده ايد؟

وقتي مي گوييد صدا ونغمه ي او خوش است، آنرا با صداي چه كسي مقايسه كرده ايد؟

وقتي مي گوييد فلان رفتار بد است با رفتار چه كسي آنرا مقايسه كرده ايد؟

وقتي مي گوييد چه منظره زيبايي،آنرا با كدام منظره مقايسه كرده ايد؟

وقتي مي گوييد .................؟؟؟

شايد افرادي  بگويند اينها در فطرت ما هستند ، ولي جواب عارفان چيز ديگريست كه :

اين سوالات آدرس جايي را مي دهند كه ما در آن بوده ايم ولي از خاطرمان رفته است و تنها با ديدن بعضي از چيزهايي كه در دنيا كمي شبيه به آنجاست ياد آنجا مي كنيم، مثل روي زيبا ،بوي خوش،صداي خوش،منظره زيباو خلاصه هر جيز زيبايي كه در دنيا وجود دارد كه البته همه سايه آن زيبايي و جمال است...

 من ملك بودم و فردوس برين جايم بود                       آدم آورد در اين دير خراب آبادم

نتيجه اي كه ميتوان از اين بحث گرفت اينست كه حضرت حافظ  فرموده :

عشق من با خط مشكين تو امروزي نيست      دير گاهست كزين جام هلالي مستم

 

من سعي كردم چون هميشه همه سخنانم رو خلاصه بگويم اميدوارم منظورم را درست بيان كرده باشم،در ضمن پست بعدي بنده درباره تسلط استاد شجريان بر قرائت قران و دعاي ماندگار ربنا مي باشد.

 خوب سخن كافيست فكر كنم شما نيز موافقيد  كه باهم كمي از آن روزگار و از آن گلشن كه درآن  ايامي مسكن داشته ايم وان شاا... به آن باز خواهيم گشت بشنويم

ياد ايام از كاست هاي ماندگار استاد شجريان مي باشد كه هنرمندي نيست كه آنرا نشناسد

در اين اثر استاد با پسرشان همايون(تنبك) و با نوازندگي استادان عندليبي(ني)و پيرنياكان(تار) همكاري داشته اند.به اطلاع برسانم كه اين كنسرت به صورت تصويري در بازار موجود مي باشد كه در سال 1372 در آمريكا اجرا شده است.

شعر اين اثر از رهي معيري مي باشد كه توصيف كم نظيري از آن گلشن داشته اند.

ياد ايام     

 

یاد ایّامی که درگلشن فغانی داشتم

در میان لاله و گل، آشـیانی داشتم

گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار

پـای آن  سرو  روان، اشکِ  روانـی داشتم

آتشم برجان ولی از شکوه لب خاموش بود

عشق را از اشک حسرت، ترجمانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاک بوس درگهی

چون غبـار از شکـر، سـر بـر آسـتانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم، بهاری تازه بود

در زمین  با  ماه و پروین، آسمانی داشتم

درد بی عشقی زجانم برده طاقت، ورنه من

داشـتم  آرام،  تــا  آرامِ   جـانـی  داشتم

بلبل طبعم «رهی» باشد زتنهایی خموش

نغمه ها  بودی  مرا، تا  همـزبـانی  داشتم

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

غلامرضا اعواني (استاد دانشگاه ):

" مولانا " عشق اصلی را نزد خدا می داند

بيان "مولانا" بياني عرفاني است كه به زباني دقيق و لطيف در آمده . ازنظر "مولانا" همه اوصاف كمال كه در عالم وجود داشته باشد، همه صفات خداوند هستند. از اين رو هر كاري كه انسان انجام مي دهد جلوه اي از خداست . مثلا زراعت هم كار خداست . زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد :« آيا شما هستيد كه زراعت مي كنيد يا ما ؟» در واقع انسان هميشه نايب خدا در زمين است، در همه كارها هم از جانب خداوند نايب مي شود. همه صفات كمال صفات خداوند هستند، "مولانا" عشق را هم از اوصاف خداوند می داند. او عشق اصلي را نزد خدا و آن را بسان زرناب می داند. در حالي كه عشق انساني ما فقط زراندود است، "مولانا" مثالي مي زند مبني بر اينكه آتش سرخ است‌، نور آن سفيد است و چوب در حال سوختن هم منشا دود است. او معتقدست عشق ما دود دارد، در حالي كه عشق خدا پاك است.

در نظر "مولانا" زر انسان جنبه حقانيت دارد ( عشق انسان تنها زراندود زر اصلي يعني خداست ).

مولانا" معني شناسي است كه به حقايق و اسراري پي مي برد كه به انسان اختصاص دارد، خدا خود گفته است كه به انسان همه اسراسر را با قيد كل ها آموخته است.يعني حقايق همه اسرار الهي در انسان ظهور دارد.بنابراين او وجود جامع و الهي و مظهر اسم الله است.به گفته اعواني مراد "مولانا" اين است كه انسان نبايد به مرده وجود فاني دل ببندد، بلكه بايستي به وجود ازلي حضرت حق دل ببندد.

از نظر حكما وجود مبتني بر عشق است خداوند در قرآن مي گويد:«همه موجودات زمين و آسمان در تسبيح خداوند هستند» . اين گفته ممكن است به نظر ما به زبان شعر نزديك باشد، ولي در حقيقت زبان وجود است، همه حكماي قديمي هم زبان وجود را مبتني بر عشق دانسته اند.

"ارسطو" فيلسوفي استدلالي و واضح منطق است، او با اين وجه استدلالي خداوند را غايت همه اشياء و معشوق همه اشياء و موجودات گفته است.

ا صحبت درباره انسان شناسي "مولانا" بسيار گسترده است. اما درباره عقل و عشق نزد باید بگویم: مولانا عقل را بر جزيي و كلي تقسيم مي كند، عقل كلي نزد او همان عشق است ،"مولانا" از عقل مكتسبي و قراردادري هم سخن مي گويد. نزد مولانا آنچه با عشق تضاد دارد، عقل جزئي و دنيايي است كه منكر عشق مي شود.


موضوعات مرتبط: مولوی - جلال الدین رومی
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
 
 

::  استان همدان
استان همدان با وسعت 19493 کیلومتر مربع از شمال به استان زنجان و قزوین، از جنوب به استان لرستان، از مشرق به استان مرکزی و از مغرب به استانهای کرمانشاه و کردستان محدود می شود و بین مدارهای (33 درجه و 59 دقیقه) تا (35 درجه و 48 دقیقه) عرض شمالی از خط استوا و (47 درجه و 34 دقیقه) تا (49 درجه و 36 دقیقه) طول شرقی از نصف النهار گرینویج قرار گرفته است و بر اساس آخرین تقسیمات کشوری ( سرشماری سال 1375 و اصلاحات بعدی) شامل 8 شهرستان، 21 شهر، 20 بخش، 71 دهستان و 1120 روستاست.

   
 
 
 

::  شهرستان همدان
شهرستان همدان با وسعتی حدود 4118 کیلومتر مربع، از خط الرأس رشته کوه الوند، تا مرزهای شرقی استان کشیده شده است. شرقی ترین نقطه این شهرستان 49 درجه و 27 دقیقه غربی ترین آن 48 درجه و 20 دقیقه از نصف النهار گرینویج فاصله دارد و در حد فاصل 34 درجه و 35 دقیقه، تا 35 درجه عرض شمالی واقع شده است.
شهرستان همدان، از شمال به شهرستانهای رزن و کبودراهنگ، از جنوب به تویسرکان و ملایر، از شرق به استان مرکزی و از غرب به شهرستان بهار محدود می شود.

   
 
 
 

::  شهر همدان
بنای اولیه شهر همدان را به دیااکو پادشاه ماد نسبت داده اند این شهر در زمان بخت النصر ویران شده و داریوش بزرگ آن را مرمت نموده است. کمتر شهری چون همدان را سراغ داریم که اینچنین با تاروپود این آب و خاک آسمانی آمیخته باشد کدامین واقعه یا رویداد تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، ادبی، سیاسی و حتی نظامی را می توان به جستجو نشست و ناچار به رجوع به همدان و مردمانش نشد بی گمان هیچ شهر و دیاری در این کشور همچون همدان از آثار و مظاهر مدنیت و فرهنگ و هنر برخوردار نبوده است .

   
 

موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
باغ گیاهان دارویی بوعلی سینا

 

 

استان همدان از گذشته های دور، از قطب های تولید انواع گیاهان داروئی در کشور بوده است و طب سنتی با طبیبان سنتی در آن رواج داشته و با فرهنگ مردم عجین بوده، همچنین تهیه عرقیات گلهای معطر و گیاهان داروئی نیز مرسوم بوده است. با توجه به زمینه های موجود از جمله: رویش انواع گیاهان دارویی و تولید انبوه آن در استان، استقبال عمومی در استفاده از گیاهان داروئی، سابقه تاریخی استفاده از طب سنتی و وجود طبیب های مانند : حکیم ابوعلی سینا در گذشته و  دکتر سید احمد علی خسروی همدانی و دیگران در حال حاضر، در سال 1375، " باغ گیاهان داروئی بوعلی سینا " در جنوب همدان احداث گردیده و توسط مرکز تحقیقات جهاد کشاورزی استان، رویشگاههای طبیعی و مکانهای پراکنش گیاهان داروئی شناسایی گردید. که تا کنون منجر به شناسایی 250 گونه گیاهان داروئی و صنعتی شده است. به طور مثال ، کتیرا، محصول یکی از گیاهان صنعتی به نام "گون" می باشد، که خود یکی از اقلام صادراتی استان را تشکیل می دهد.

 
 

کاربردهای تحقیقاتی، آموزشی ، نمایشگاهی، احیاء و توسعه طب سنتی و فراهم کردن امکان بازدیدهای علمی، از جمله اهداف احداث باغ گیاهان داروئی بوعلی سینا در همدان بوده است.
لازم به ذکر است که : ارتفاعات الوند، کوههای بوطاقی، گرین، آلمابلاغ، خان گرمز، لشگردر، کوه سرده و کوه گرمه از عمده ترین مناطق رویش گیاهان دارویی در استان می باشند.

 
 

برخی از طرح های اجرا شده در باغ گیاهان دارویی عبارتند از:
الف- طرح جمع آوری و شناسایی گیاهان دارویی استان همدان
ب- کشت و اهلی کردن گیاهان موسیر در استان همدان
ج- ساخت 36 داروی گیاهی و معرفی به وزارت ارشاد، در زمان و آموزش پزشکی جهت اخذ مجوز از جمله :
     1- داروی گیاهی ضد میگرن
     2- داروی گیاهی تقویت کبد
     3- داروی گیاهی ضدسینوزیت
     4- داروی گیاهی ضد سوختگی
     5- داروی گیاهی ضد نفخ و باد شکن
     6- داروی گیاهی ضد رویش موهای صورت و غیره
در ضمن، با بررسی های انجام شده در موسسه تحقیقات جنگل و مرتع، مشخص شده است که گل راعی موجود در استان همدان، بالاترین درصد ماده موثره در کشور را داراست. در این راستا آزمایشهای مشابهی بر روی سایر گیاهان دارویی انجام می شود. این واحد در حال مقایسه اسانس گیاهان دارویی کشت شده در باغ گیاهان داروئی همدان با سایر استانهای کشور می باشد .


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
کوهستان الوند

 
 

::  رشته کوه الوند

 
 

رشته کوه الوند، یکی از ویژگیهای طبیعی و جذاب استان همدان می باشد، که در جنوب شهر همدان و شمال شهر تویسرکان قرار گرفته است. الوند، بلندترین قله آن، با ارتفاع  3574 متر از سطح دریا، حد طبیعی بین این دو شهر می باشد. جهت این کوهستان از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده است و استان همدان را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می کند. این کوهستان ، با دره های عمیق و سرسبز، چشم سارها، چمن زارها، قله ها و پوشش گیاهی و ... میعادگاه هزاران  انسان شیفته طبیعت می باشد.

 
 
 
 

::  قله های کوهستان الوند

 
 

معروفت ترین قله ها ، از شمال غربی به جنوب شرقی عبارتند از : المابلاغ 2997 متر، کرکس 2959 متر، قزل ارسلان 3250 متر، دائم برف 3450 متر، کلاغ لان 3480 متر، الوند 3584 متر، تاریک دره 3314 متر، کمر لرزان 3338 متر، چهار قله (3184 ، 3172 ، 3166و 3170 متر) ، یخچال صاحب (گاو بره) 3486 متر، شاه نشین 3496 متر، سرخ بلاغ 3124 متر و قله کلاه قاضی 3125 متر .

 
 
 
 

::  دشتک های رشته کوه الوند

 
 

در کوهستان الوند، علاوه بر قلل مرتفع و شیب دار، دشتک های کوچکی وجود دارند، که سطح آنها از چمن زار پوشیده شده و چشمه های زیادی در آنها جاری است و با توجه به اینکه از سطوح نسبتاً مسطحی برخوردارند، به صورت محل استراحت و اطراق کوهنوردان درآمده اند.

 
 
 

میدان میشان - همدان
 

مهمترین این تشتک ها عبارتند از : میدان میشان، تخت نادر، چمن شاه نظر و تخت رستم.

 
 
 
 

::  دره های شمالی و جنوبی الوند

 
 

در دامنه های شمالی الوند دره های پر آبی مانند : دره برفین، دره گنجنامه، دره عباس آباد، دوزخ دره، دره گوساله ، دره کیوارستان، دره سیمین دره ، دره مراد بیگ، دره دیوین، دره قز، دره حیدریه و غیره وجو دارد و دره های مصفایی نیز در دامنه جنوبی الوند واقع است، از جمله دره سرکان، دره آرتیمانی، دره فاران ، دره گزندر، دره شهرستانه و غیره .

 
 
 
 

::  چشمه های الوند

 
 

1- حوض نبی: از مشهورترین چشمه های الوند حوض نبی می باشد، که از زیر صخره ای بزرگ در زیر قله الوند سرچشمه گرفته و در جهت شمالی به سمت تخت نادر سرازیر می گردد و دارای آبی بسیار خنک و گواراست.
2- چشمه تخت نادر: در ابتدای تخت نادر واقع است و چشمه ای نسبتاً پرآب است.
3- چشمه کلاغ لان : چشمه ای دائمی است که در چمن زار کلاغ لان جاری است و آب مصرفی روستای دره مراد بیگ را تامین می کند.
4- چشمه قاضی : در دره مرادبیگ جاری است و آب مصرفی روستای دره مرادبیگ  را تامین می کند .
5- چشمه ملک: سرچشمه رودخانه ای است که در دره دیوین جریان دارد.
6- هفت چشمه : این چشمه ، در دامنه جنوبی چهار قله و در جاده منتهی به تویسرکان جاری است.
7- چشمه خسرو: چشمه خسرو، در مسیر یخچال به کلاه قاضی در جریان است.
8- بهشت آب : در سمت دره کیوارستان و جنوب قله الوند چشمه کوچکی است که از شکاف صخره ای بیرون می آید و در سالهای کم آب، آب آن کم شده و گاهی در تابستانها به خشکی می گراید.
9- چشمه افعی : این چشمه در دامنه دوزخ دره واقع است.
10- چشمه آب مروارید: چشمه ای ایست پر آب و بسیار گوارا، که آب و بسیار گوارا، که آب این چشمه و چشمه افعی از مسیر رودخانه و فرجین می گذرد. در حوالی چشمه مروارید، نوعی درخت بید به نام " مروار" روئیده است و شاید به همین دلیل و یا به خاطر زلال بودن آب این چشمه، نام مروارید بر آن نهاده اند.

 
 
 
 

::  بعضی گلها و گیاهان خوراکی یا دارویی کوهستان الوند

 
 

پوشش گیاهی غالب در رشته کوه الوند "گون" است. گون گیاهی است بوته ای و خاردار که از ساقه آن صمغی به نام "کتیرا" می گیرد. محصول این گیاه در صنایع چسب و نساجی و غیره، کاربرد صنعتی دارد.
در فصول معتدل سال به ویژه در بهار هر جا که برفها ذوب می شوند، ابتدا گل یخ می روید که گلی سفید و زیباست. پس از آن لاله های زنگارنگ سر از خاک بیرون می آورند و در اطراف چشمه ها و چمن زارها، گلهای زرد و بنفش و گلهای لاله، آلاله، سوسن و گیاهانی از قبیل : پونه ، آزربه ، مفرا ، گزنه ، ریواس ، موسیر ، کنگر ، شیرین بیان ، طوطیا  و غیره  به  وفور

 
 

می روید ، که بعضی از آنها خوراکی و برخی دارویی هستند. به عنوان مثال طوطیا را به عنوان سرمه ای شفابخش به چشم می کشند.

 
 
 
 

::  زندگی جانوری در کوهستان الوند

 
 

گرگ، روباه، خرگوش، شغال و سمور و پرندگانی مانند: عقاب سیاه و دال در این کوهستان دیده می شوند . قوچ، میش بز کوهی، کبک، کبوتر و عقاب دشت نیز، از حیوانات و پرندگان این منطقه می باشند.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

تاریخچه

 
 

موزه تاريخ طبيعي همدان، در راستاي تامين اهداف علمي، آموزش و پژوهشی دانشگاه بوعلي سينا، در سال 1351شمسي، به همت آقاي جعفر محمد علي زاده بنيانگذاري شده است، و تا كنون نيز با مديريت ايشان اداره مي شود. اين موزه با الگوها و استانداردهاي بين المللي طراحي و تكميل شده است و نه تنها در سطح ايران، بلكه در سطح خاور ميانه و حتي جهان مطرح مي باشد. محل آن در فضاي دانشكده كشاورزي دانشـگاه  بوعـلي سينا  در  انتهاي  چهار باغ  آزادگان

 
 

منشعب از ميدان مدرس واقع شده است، و با زير بناي تقريبي 2000 متر مربع در سه سالن مجزا و مرتبط به هم به شرح زیر جای داده شده اند:

 

 

 

 

::  سالن شماره 1

 
 

در اين سالن نگاره هاي سنگي كشف شده از مناطق مختلف ايران، توسط گروه تحقيق موزه و سفالينه ها، و دست سازهاي مفرغي و سكه به نمايش در آمده، كه مبين برداشت دقيق انسان ايراني و علاقمندي وي به طبيعت اطراف خود بوده است. همچنين حدود 300 مورد صحنه سازي از طبيعت وحش ايران به معرض ديد عموم گذاشته شده است.

 

 

 

 

::  سالن شماره 2

 
 

اين سالن به آبزيان اختصاص دارد و شامل دو بخش جدا از هم است:
در بخش اول: آكواريوم انواع ماهيان زينتي آب شيرين مناطق گرمسيري است، كه در حال حاضر تعدادي از آنها به صورت محدود و در حد تحقيقات در موزه نگهداري مي شوند. همچنين راه اندازي آكواريوم ماهي هاي آب شور و نيز احداث آكواريوم بزرگ و قابل رقابت با انواع بين المللي آن حاوي اقسام گوناگون آبزيان، در دست مطالعه مي باشد.
بخش دوم : شامل آبزيان فيكسه شده است. در اين قسمت نمونه هاي كمياب و نفيسي از انواع آبزيان ، خزندگان، و پستانداران، به صورت فيكسه شده در داخل محلول و يا به صورت " تاكسيدرمي " شده قرار دارد.

 

 

 

 

::  سالن شماره 3

 
 

در اين سالن، مجموعه اي از نمونه هاي كاني، فسيلي و سنگهاي رسوبي به جاي مانده از ادوار مختلف زمين شناسي ايران، جمع آوري شده است، كه گر چه فشرده اي از نمونه هاي كاني و فسيلي ايران است، ليكن غني ترين مجموعه هاي مشابه داخل كشور است.

 

 

 

 

::  اکتشافات

 

 

توجه به اكتشاف، بيانگر پوپايي و بالندگي يك موزه مي باشد. موزه تاريخ طبيعي همدان نيز درطول فعاليت 28 ساله خود برخي از نمونه ها را براي اولين بار در كشور كشف نموده است که البته اثبات جديد بودن آنها در سطح جهان نياز به تحقيق و بررسي بيشتري دارد. براي مثال، كشف 5 گونه جديد از ماهي هاي خليج فارس و چند نمونه از فسيلها، براي اولين بار توسط اين موزه گزارش شده است. در حال حاضر علاوه بر گردشگران و محققين، سالانه گروههاي زيادي از دانشجويان و دانش آموزان، از اين موزه ديدن مي كنند.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

موقعیت جغرافیایی

 
 

در روستای علیصدر از توابع شهرستان کبودرآهنگ و 75 کیلومتری شمال غربی شهر همدان، یکی از عجایب طبیعی جهان و نمونه نادری از غارهای آبی قابل قایقرانی ، به نام "غار علیصدر " واقع شده است که با طول جغرافیایی 48 درجه و 18 دقیقه و عرض 35 درجه و 18 دقیقه، دارای ارتفاع 1900 متر از سطح دریاست.
امکان دسترسی به غار علیصدر از سه مسیر فراهم است:
1- همدان، لالجین به بیجار که جدیدالاحداث و مناسب تر است.
2- از تقاطع سه راهی پایگاه هوایی نوژه (همدان به رزن) .

 
 

3- از طریق همدان به صالح آباد .
غار علیصدر در ارتفاعات ساری قیه (صخره زرد) به وجود آمده است. در این کوه ، دو غار دیگر به نامهای سوباشی و سرآب وجود دارد، که به ترتیب 11 و 7 کیلومتر با غار علیصدر فاصله دارند. به لحاظ گسترش زیاد لایه های سنگ آهک متبلور در منطقه، امکان ارتباط بین غارهای علیصدر وجود دارد.

 
 
 
 

::  تاریخ پیدایش

 
 

زمین شناسان، قدمت سنگ های این کوه را به دوران دوم زمین شناسی، یعنی دوره ژوراسیک (190 تا 136 میلیون سال قبل) نسبت می دهند و شواهد به دست آمده از دورن غار حاکی از آن است که این غار پناهگاه انسانهای اولیه بوده است.
مردم روستای علیصدر و روستاهای اطراف، از قدیم الایام به وجود آن پی برده بودند و از آب آن بهره برداری می کرده اند، ولی هیچگاه کاربری گردشگری آن، مطرح نبوده است، تا اینکه در پنجم مهر ماه 1342 گروهی 14 نفره از اعضای هیئت کوهنوردی همدان، غار علیصدر را مورد بازدید و کاوش قراردادند. این عده، توانستند با وسایل ابتدایی مانند چراغ دستی و تیوب لاستیکی، مقداری در درون غار پیشروی کنند. بازدید این گروه در روزنامه های محلی منعکس شد و در سال 1346 با پخش خبر کشف یک غار شگفت انگیز و  بی انتها در سطح  رسانـه های  ملی  سیل  محققـان  ، کوهنوردان  ،  و

 
 

علاقمندان آثار طبیعی به سوی آن سرازیر شد.
در سال 1352 کوهنوردان همدانی، دهانه ورودی غار را به قطر 50 سانتیمتر تعریض نمودند و از سال 1354 استفاده عمومی از غار علیصدر آغاز شد. در آن  زمان اهالی روستا مسافران را با چراغ دستی، قایق و پارو به دیدن قسمتهای ابتدایی غار می بردند.

 
 
 
 

::  چگونگی ایجاد

 
 

در نتیجه ترکیب آب حاصل از بارش قطرات باران با گاز دی اکسید کربن موجود در هوا تشکیل اسید کربنیک ضعف و نفوذ آن در زمین های آهکی و انجام واکنش شیمیایی، ترکیبی ناپایدار به نام بی کربنات کلسیم، به وجود آورده است.
چون این ماده در آب محلول است، در درون لایه های آهکی ضخیم، فضاهای خالی ریزی ایجاد کرده و این فضاهای خالی میلیون ها سال گسترش پیدا کرده و به مرور به هم پیوسته اند و به عبارتی میلیون ها سال قلم صانع جهان خلقت، به حکاکی و نقش آفرینی این شاهکار شگفت انگیز مشغول بوده است، تا این غار بسیار وسیع در دل زمین ایجاد شده است.

 
 
 
 

::  زیبایی های غار علیصدر

 
 

غار علیصدر از بسیاری جهات، علی الخصوص به علت وجود گذرگاه های ممتد آبی و دریاچه های وسیع و قابل قایقرانی که در سرتاسر غار گسترده شده اند، یکی از زیباترین جلوه های طبیعی ایران و جهان و پدیده ای منحصر به فرد در نوع خود می باشد. که فقط در معدودی از غارهای  جهان، مثل غار مولیس در فرانسه و غارهای شوالیه و بوکان در استرالیا، چنین زیبائیهای خیره کننده ای وجود دارد.
آب دریاچه غار، بدون رنگ و بو می باشد و مزه آن معمولی است و هیچ گونه حیات جانوری در آن وجود ندارد. درجه حرارت آن در طول سال، ثابت و در حدود 12 درجه سانتیگراد است و به قدری زلال است، که تا عمق 10 متری با نور معمولی و چشم غیر مسلح به خوبی قابل روئیت است. نتایج آزمایشهای فیزیکوشیمیائی بر روی آن نشان می دهد، که در نقاط مختلف غار، ترکیبات شیمیایی آب نزدیک به هم بوده و جز آب های بی کربناته کلسیک سبک با PH  اسیدیته نزدیک به خنثی می باشد و به دلیل وجود املاح آهکی فراوان در آب ، غیر قابل خوردن است. از آنجا که مازاد آب غار توسط رشته های مختلفی (مثل چشمه شور) به خارج غار هدایت می شود، لذا- سطح آب در طی فصول و سالهای مختلف به استثناء مواقع کم آبی ، یکنواخت است. ولی در مواقع کم آبی ،دارای نوساناتی بوده، که آثار آن بر روی دیواره غار به خوبی مشهود است.
عمق آب غار، در قسمت های مختلف، آن از صفر تا 14 متر در نوسان اس. آب دریاچه غار از چشمه های زیر زمینی و ریزش مداوم آب از دیوار و سقف غار تامین می شود، که منشا آنها به طور کلی از محل ریزشهای جوی است. سقف غار، که در بعضی قسمت ها تا حدود 10 متر از سطح آب ارتفاع دارد، پوشیده از کربنات کلسیم خالص و در بعضی قسمت ها مخلوط با عناصر دیگر است، که بر سر راه جریان آب از خارج به داخل غار به وجود آمده اند. این رسوبات به صور مختلف استالاکتیک هایی (چکنده) را تشکیل داده اند و در کف غار و در جاهایی که آب وجود ندارد ، استالاکمیت هایی (چکیده) با اشکال متنوع و جذاب به وفور دیده می شود.

 
 
 
 

منظره داخل غار بسیار بدیع و هوای آن بسیار پاک و لطیف بوده و عاری از هرگونه گرد و غبار و آلودگی میکروبی است و در تابستان خنک و در زمستان گرم و مطبوع است. همچنین هوای داخل غار سبک بوده و حالت سکون مطلق دارد. به طوری که چنانچه شمعی در آنجا روشن کننده، هیچ گونه حرکتی در شعله شمع دیده نمی شود.
در برخی از معابر غار 10 الی 11 کیلومتر پیشروی شده است، ولی هنوز تمام کانالها و شبکه های ارتباطی غار شده است، ولی هنوز تمام کانالها و شبکه های ارتباطی غار کشف نشده اند. در حال حاضر، پس از طی مسیر قابل قایقرانی ، غار نوردی پیاده ،در قسمت خشک غار آغاز  می شود و گردشگران پس از طی مسافتی نسبتاً طولانی  مجدداً با قایق ادامه مسیر می دهند. تا کنون 14 کیلومتر از معابر، غار کشف شده ولی تنها 4 کیلومتر از معابر که با پرژکتور نور پردازی شده اند، مورد بازدید قرار می گیرند.
در مجموع، بازدید از محوطه وسیع قندیل ها ، قندیل بزرگ ، جزایر سوم و چهارم، قایقرانی ، غار نوردی و گذراز پیچ و خم گذرگاه های آبی و دالانهایی با سقف بلوین، به بیننده می باوراند که این اثر ، حقیقتاً یکی از شاهکارهای جهان آفرینش است و هیچ وصفی توان توصیف این همه شکوه و زیبایی را ندارد.

 
 
 
 

::  تاسیسات رفاهی و تفریحی

 
 

در مجموعه سیاحتی غار علیصدر ، برای بازدید کنندگان تسهیلاتی شامل: .یک باب مهمانسرا، 10 دستگاه ویلایی چوبی یک و دو خوابه، 16 دستگاه سوئیت اقامتی، 50 دستگاه چادر صحرائی ، رستوران ، بازارچه خرید موارد خوراکی و صنایع دستی،نماز خانه ، سرویس بهداشتی ، توقگاه اتومبیل ، وسایل بازی کودکان، فضای سبز و امکان کوهنوری فراهم است.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

معرفی برخی از کتابخانه های عمومی همدان

 
 
 
تلفن نشانی نام ردیف
2864546  همدان - خیابان آیت اله طالقانی- جنب بوستان کودک  آزادی 1
8270330  همدان - کوی مدرس- خیابان میلاد – جنب بوستان مدرس  شهید مدرس 2
2560888  همدان - میدان امام حسین – جنب بوستان شاهد  شاهد 3
2549266  همدان - ابتدای شهرک فرهنگیان-  جنب بوستان شهید باهنر  فرهنگیان 4
2855661  همدان - چهار باغ شهید مدنی – محله کلپا- جنب بوستان حجازی  شهیدان حجازی 5
4229010  همدان - میدان سپاه- اسلام شهر  پروین اعتصامی 6
 
 

 کد شهرستان همدان : 0811

 
 
 
 

::  منتخبی از محلهای اجرای برنامه های فرهنگی و هنری

 
 
 
نشانی وابسته به نام ردیف
 همدان - میدان آرامگاه بوعلی  اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی  تالار فجر 1
 همدان - خیابان مهدیه  اداره کل آموزش و پرورش استان همدان  کانون مهدیه 2
 همدان - میدان آرامگاه باباطاهر  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  کانون پرورشی فکری 3
 همدان - چهار باغ شهید مفتح  اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی  مجتمع فرهنگی ابن سینا 4
 
 

موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

وضعیت کشاورزی ، جنگل و مرتع در استان همدان

 
 
 

استان همدان در گذشته، دارای جنگلهای طبیعی وسیعی بوده است، ولی در حال حاضر، فقط در قسمتی از کوههای نهاوند از سلسله جبال زاگرس باقیمانده است. که بلوط از درختان عمده آن است. این استان همچنین  سالهاست  که  به  عنوان یکی از  مراکز

 
 

تولید گندم، سیب زمینی ، چغندر قند، سیر، یونجه، محصولات باغی و خصوصاً گردو، و انگور در سطح کشور مطرح است.
به طوری که از نظر تولید گندم رتبه سوم ، جو هفتم، سیب زمینی  سوم، چغندر قند هشتم، یونجه اول ، انگور رتبه سوم را در کشور داراست . و هر چند که باغات گردوی استان از نظر سطح زیر  کشت رتبه دوم را در کشور دارد، ولی رتبه اول گردوی کشور را از آن خود کرده است.
کل زمینهای کشاورزی استان 950 هزار هکتار است، که 5/6 درصد از سطح زیر کشت کشور می باشد. به دلیل آب و هوای سرد و زمینهای کوهپایه ای در استان، کشت دیم در آن متداول تر است. چنان که طبق تحقیقات انجام شده ، حدود 630 هزار هکتار از کل زمینهای کشاورزی استان دیمی و تنها 320 هزار هکتار آن، آبی است.
68% زمینهای کشاورزی استان، زیر کشت گندم است. سایر تولیدات به ترتیب سطح زیر کشت عبارتند از: حبوبات، علوفه، جو، سیب زمینی  و چغندر قند.

 
 
 

وسعت باغات استان نیز 1/6% کل زمینه های قابل کشت است. تولیدات سالانه محصولات کشاورزی استان، بین 2/2 تا 8/2 میلیون تن است، که حدود 8/4 درصد کل تولیدات کشاورزی کشور است. ارزش ناخالص تولیدات کشاورزی سال 1379 استان، حدود 180 میلیارد تومان برآور گردیده و تعداد شاغلان استان در این بخش، طبق سرشماری سال 1375 ، 32% شاغلان استان است که 10% بیش از میانگین کشور می باشد.
 

 
 
 
 

::  سوقات همدان

 
 
 

رسم ایرانیان، از دیرباز تاکنون چنین بوده است که معمولاً در هر سفر، ره آوردی به نام سوغات خریداری می کنند و در بازگشت به وطن، به بستگان و نزدیکان خود هدیه می کنند و از همین رهگذر نیز، هر شهر و دیاری به فراخور مزیت های نسبی خود، برای مسافران وارده، تحفه هایی دارند.

 
 
 
 
 

::  صنایع دستی

 
 
 

صنایع دستی، همواره به عنوان یکی از انگیزه های سفر و جاذبه های جالب برای جهان گردان مطرح بوده است. خصوصاً صنایع دستی کشورهایی نظیر ایران، که دارای تاریخی کهن، فرهنگ و هنری متعالی و تمدنها باستانی ارزنده می باشند، حامل بسیاری از ارزشهای فرهنگی، هنری ، تاریخی و اعتقادی است و علاوه بر جنبه یادگاری و ماندگاری خاطرات ، یکی از راههای تعامل فرهنگی و شناسایی مردم یک کشور ، به سایر ممالک است.

 
 
 
منبت چوب
 
سفال و سرامیک

گلیم بافی

گیوه بافی قالی بافی مصنوعات چرمی منبت چوب
 
 

::  صنایع و معادن همدان

 
 
 

استان همدان از لحاظ معادن بسیار غنی است، که مهمترین آنها، عبارتند از : سنگ گرانیت، سنگ آهک، سنگ ساختمانی، فلدسپات، سرب، روی، نقره، گچ، سیلیس، لیمونیت، تراورتن، سنگ آهن، پورد سمباده و مواد اولیه سیمان. به عنوان مثال ، شهرستانهای تویسرکان و همدان درکوهستان الوند، غنی ترین معادن سنگ گرانیت کشور را دارا بوده و از لحاظ مرغوبیت نیز در نوع خود منحصر به فرد می باشند. بدیهی است که با این ذخایر غنی معدنی، بستر لازم برای توسعه صنعت فراهم است.

 
 

در حال حاضر صنایع موجود استان عبارتند از :
:: صنایع سبک
1- صنایع غذایی (شیر پاستوریزه، کمپوت، آرد، قند، شکلات سازی، نوشابه، کشمش پاک کنی، تولید پنیر و غیره)
2- کارخانه شیشه : (با تولید انواع استکان ، لیوان ، شیشه و غیره)
3- صنایع نساجی و چرم سازی (جوراب بافی، سری دوزی، سالامبور سازی و گونی بافی)
4- صنایع سلولوزی (دکوراسیون درب و پنجره، روکش چوبی، دفتر ، کارتن سازی و مقوا سازی)
5- صنایع شیمیایی (پلاستیک سازی، نایلون سازی، مایعات پاک کننده و لوازم بهداشتی)
6- صنایع کانی غیره فلزی(موزائیک سازی، سنگ بری، آسفالت پزی، ظروف چینی و پودرهای صنعتی)
7- برق و الکترونیک (ترانسفورماتور، تابلوهای فشار قوی برق، کلید و پریز و سمی و کابل)
8- صنایع فلزی (ظروف آلومینیوم، لولا سازی، طناب و سیم فولادی، دستگاه های تهویه سرد وگرم)
:: صنایع سنگین
1- ریخته گری چدن و فولاد و دو واحد ذوب نورد آلومینیوم و یک واحد تولی پروفیل آلومینیوم
2- تولید ادوات کشاورزی (ردیف کن یونجه، سیب زمینی کار، بذرکار غلات و بیل سازی)
3- ساخت ماشین آلات ساختمانی و راه سازی (سنگ شکن ، حمل کننده با ظرفیت زیاد، دانه بندی شن و ماسه)
4- ماشین های ساخت گیت سوپاپ و انواع خودرو و فیلتر سازی سرکان
5- ساخت ماشین های راه سازی از قبیل: بتونیر و دامپر توسط شرکت فولاد همدان، در رزن .
ضمناً – کارخانه ذوب آهن غرب کشور نیز ، در اسد آباد در حال احداث می باشد.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
سراها و کاروانسراهای همدان

 

 
 

کاروانسراهای همدان، از نوع درون شهری است و به دو گروه عمده تقسیم می شوند:
کاروانی، تجاری مانند: کاروانسرای گلشن و میرزاخانی، که هم تجاری هستند و هم محلی برای استراحت کاروانیان بوده اند.
 تجاری: از این نوع، می توان به کاروانسرای صفرخان نو و شریفیه اشاره کرد.
اکثر کاروانسراهای کاروانی، تجاری دارای حیاط مرکزی هستند و حجره ها در دو طبقه پیرامون حیاط مرکزی، بنا شده اند که حجره های طبقه پائین به عرضه کالا اختصاص دارند و حجره های طبقه بالا مخصوص استراحت و خواب کاروانیان بوده اند.

 
 
 
 

::  سراهای همدان

 
 

سرای تحدید : این کاروانسرا در راسته ذغالیها قرار گرفته که مخروبه شده است.
سرای سبزواری: در ضلع جنوب غربی بازار (ورود از شرق خیابان باباطاهر است).
سرای افتخاری: در شمال راسته اسکندریه (ورودی  از شرق خیابان باباطاهر است)
سرای قدسیه: در راسته قبله در جنوب غربی بازار، دارای بیشترین تعداد حجره و محل انبار کالاست.
سرای قبله : با 16 باب حجره در راسته قبله و جنوب غریب بازار واقع است و فعلاً محل انبار کالاست.
سرای یعقوب یاری: در غرب بازار قرار گرفته و گرچه مخروبه است، لیکن واجد ارزش معماری است.
سرای پیغمبر : در ضلع غربی بازار است و به علت مجاورت با مسجد پیغمبر به این نام مشهور شده است. 
سرای دکتر مطلب: در شمال راسته پیمبر واقع شده و فعلاً محل انبار کالا شده است.
سرای حاج ملا یوسف : در غرب راسته حسین خانی واقع شده و به محل انبار کالا تبدیل گردیده است.
سرای دالان دراز : در شمال راسته حسین خانی واقع شده و به محل انبار کالا تبدیل گردیده است.
سرای رنگرزها : در شمال راسته حسین خانی و روبروی سرای سید قربان، در حاضر فاقد هویت معماری اولیه است.
سرای سید قربان : در شمال غربی راسته حسین خانی است و فعلاً متروکه است.
سرای سینا: در شمال غربی بازار و در جوار بخش غربی سرای حسین خانی است.
سرای مازوجی: در انتهای راسته حاج فضل الـله واقع است و اینکه کاربری غالب آن پشم فروشی است. 
سرای نهاوندی : در شمال بازار واقع است و کاربری غالب آن پشم فروشی است.
سرای گمرک : در شمال کاروانسرای حاج میرزا کاظم واقع است. درب اصلی ان از خیابان اکباتان می باشد و کاربری غالب آن ، فرش فروشی است.
سرای روحیه : در ضلع شرقی سرای گمرک و از جنوب در مجاورت سرای آهن فروشان قرار دارد.
سرای آهن فروش ها: در شمال شرقی سرای میرزا کاظم و شمال راسته آهک فروش هاست. کاربری غالب آن، آهن فروش است.
سرای حاج ابوالحسن : در غرب بازار و جنوب راسته زرگرهاست و به نام بازار روز شهرت یافته است.

 
 
 
 
 
 

::  کاروانسراهای همدان

 
 

کاروانسرای قلمدانی: در شمال مسجد پیغمبر به وسعت تقریبی 500 متر مربع ، کاربری فعلی و دفتر تجاری است.
 کاروانسرای صفرخانی و سرای نو: در ضلع شمال و شرق مسجد پیغمبر، در راسته فلسطین واقع است. ورودی آن در کنار ورودی سرای قلمدانی واقع است و با مساحت 4000 متر مربع، دارای 165 باب حجره است. این کاروانسرا به شماره 2088 مورخه 11/5/1377 به ثبت آثار تاریخی رسیده است.
کاروانسرای شریفیه : واقع در بخش میانی بازار و محدود به راسته نخود بریزها، حلبی سازخانه، صحافخانه و علاقبندها می شود این کاروانسرا  به شماره 2087 مورخه 11/5/1377 ثبت شده است.
کاروانسرای میرزا کاظم : در ضلع شرقی خیابان اکباتان واقع شده و ورودی ان از راسته سمساری هاست. این مجموعه در حال حاضر زیباترین  و سالم ترین سرای همدان است وسعت تقریبی آن 4000 مترمربع است و به شماره 2224 مورخه 23/5/1378 به ثبت رسیده است.
کاروانسرای حسین خانی: در شمال شرقی کاروانسرای نو قرار دارد و درب های اصلی آن در جنوب شرقی کاروانسرا قرار دارد. این بنا متعلق به دوران فتحعلی شاه قاجار است و در حال حاضر محل انبار کالا شده و در گذشته علاوه بر انبار تجارتخانه هم بوده است.
کاروانسرای گلشن: در خیابان اکباتان روبروی کاروانسرای حاج میرزا کاظم قرار دارد . و مدخل دیگر آن ، از وسط ضلع غربی به بازار صحافخانه مرتبط می گردد. احداث این بنا مربوط به اوایل دوران قاجاریه بوده و کاربری فعلی آن مرکز فروش گلیم و موکت ، پارچه و غیره می باشد.

****************************************

گنجینه برق همدان

 
 

 قبل از پیوستن همدان به شبکه سراسری برق، در سال 1310 اولین مولد برق شهر همدان با سوخت هیزمی و قدرت تولید 40 کیلو وات، توسط شخص خیری به نام ناصر الممالک شریفی، در خیابان بوعلی کوچه عبدل نصب گردیده بود. سپس در سال 1314 با استفاده از آب استخر تپه، دو دستگاه توربین برق آبی زیمنس نیز با قدرت نامی 500 کیلو وات آمپر، ولتاژ خروجی 6/6 کیلو وات و 1000 دور در دقیقه ، در شیب تند ضلع غربی تپه عباس آباد، در ارتفاع 80 متری نصب شده بود، که برق مصرفی شهر همدان را تامین می کرد و بهره برداری از آنها تا سال 1351 نیز ادامه داشت.

 
 

از سال 1377 ، بقایای دستگاه های فوق الذکر ، که تداعی کننده یاد آن روزها است، به صورت موزه کوچکی در تپه عباس آباد در معرض دید عموم گذاشته شده است. علاقمندان جهت بازدید می توانند همه روزه صبحها از ساعت 9 تا 12 و بعد از ظهرها از 15 تا 18 از این گنجینه دیدن نمایند

************************************

بازار قدیمی همدان

 
 

ضرورت تهیه نیازمندیها و خرید سوغات، به عنوان ره آوردی پر ارزش برای بستگان و دوستان و یادبودی ارزشمند و خاطره انگیز از صنایع دستی، علائم و مظاهر گردشگری و جذابیت مشاهده چگونگی زندگی، وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مردم و معماری شهر مورد بازدید ، جملگی موجب گردیده است، که دیدن بازار و مراکز خرید و فروش هر شهری را، همواره برای گردشگران در زمره یکی از نقاط جذاب قرار دهد. از این رهگذر است که بازارهای سنتی نیز علاوه بر بازارهای مدرن و جدید، علاقمندانی برای بازدید دارد. بازار همدان، ترکیبی از راسته بازارها و کاروانسرا های درون شهری است.

 
 

مجموعه بازار سنتی و کاروانسراهای شهر همدان، که از 36 بازار و راسته بازار و 26 سرا و کاروانسرا تشکیل شده است، اکثراً با سبک معماری دوره قاجاریه ساخته شده اند و با وسعتی حدود 30 هکتار به دو صورت عمده فروشی و خرده فروشی فعالیت می کنند. و در آنها تاسیساتی نظیر: مسجد، حمام ، زورخانه و چایخانه و غیره گنجانده شده است.
در گذشته، هر یک از راسته ها و کاروانسراها به عرضه یک کالای خاص اختصاص داشته اند، اما این ویژگی ، امروزه تا حدودی دستخوش تغییر شده است و در بعضی از مغازه ها صرفاً به عرضه و توزیع کالا مشغولند ، اما برخی دیگر علاوه بر محل فروش، کارگاه تولیدی صنعتگران نیز بوده اند، مانند: مسگرخانه و حلبی ساز خانه .

 
 
 
 

::  معرفی فهرست وار بازارها و راسته بازارهای شهر همدان

 
 

راسته بازار زنگنه با مظفریه یا حکیم خانه، در حد فاصل خیابان عباس آباد – باباطاهر، محل عرضه انواع وسائل و لوازم خانگی.
بازار زرگرها، در خیابان باباطاهر، محل خرید و فروش طلا و جواهرات.
سبزه میدان، ابتدای خیابان باباطاهر(ضلع شرقی)،  محل عرضه حبوبات، سبزیجات و میوه و تره بار.
بازار کفش دوزخانه بزرگ، منشعب از راسته گلشن ، عمدتاً محل عرضه کیف و کفش .
بازار کفش دوزخانه کوچک، منشعب از راسته گلشن ، عمدتاً محل عرضه کیف و کفش .
بازار قنادها (قنادخانه) ، در ضلع غربی مسجد جامع، محل عرضه انواع شکلات و آجیل (در سالهای اخیر تعداد زیادی زرگری و فروشگاه لوازم خانگی نیز دایر شده است.)
بازار صحاف خانه ، در قسمت غربی کاروانسرای گلشن، محل کتابفروشی  و نوشت افزار
بازار صندوق سازها، واقع در محوطه ضلع شمالی مسجد جامع، انتهای بازار ذغالی ها؛ محل عرضه لوازم خانگی .
بازار قبله (نجار ها) ، در ضلع شرقی خیابان باباطاهر ، محل نجاری و فراورده های خراطی .
بازار گلشن ، منشعب از خیابان اکباتان ضلع شرقی کاروانسرای گلشن،البسه فروشی
بازار سمسارخانه، در ضلع غربی کاروانسرای میرزا کاظم، قبلاً مرکز چیت فروشی بوده، ولی امروزه عمدتاً بازار فرش است.
بازار دباغ خانه ، در چال دباغ خانه منشعب از خیابان اکباتان، محل فروش انواع مصالح ساختمانی (در سالهای اخیر دباغی ها به بیرون شهر منتقل شده اند.)
بازار حلبی سازها (حلبی سازخانه) ، در ادامه راسته قنادها، اغلب ساخت وسایلی از قبیل متعلقات بخاری، کانال کولر، ناودان، منبع آب و نفت، و نوشت افزار فروشی.
بازار چاقو سازها، در ضلع شمالی مسجد جامع، محل تعمیر و ساخت انواع چاقو، کارد ، قیچی و کلید.
بازار آهنگر ها، زنجیر سازها، چلنگرها ، واقع در خیابان اکباتان ، محل عرضه قفل، زنجیر، و انواع وسایل بنایی مانند ماله، تراز، شمشه و غیره.
بازار پالان دوزها، در ادامه راسته گلشن تا ابتدای نمازگاه، محل فروش مواد اولیه فرش مثل: پشم، خامه و دیگر کالاها.
بازار پیغمبر(گونی فروش ها)، در راسته مقابل مسجد پیغمبر، عمدتاً محل عرضه گونی.
بازار حلاج خانه، در ضلع شرقی کاروانسرای میرزا کاظم، اغلب شامل حلاجی و فروش انواع لحاف و تشک
بازار رزین برها واقع در جنب شاهزاده حسین، محل ساخت انواع سطل آب، چرخ گاری و درشکه.
بازار ذغالی ها، در ضلع شمالی میدان امام، در حال حاضر عمدتاً محل فروش انواع وسائل و لوازم خانگی است.
بازار حاج فضل اللـه، در راسته منشعب از ضلع غربی خیابان اکباتان، محل دباغی چرم و فروش ظروف روی، و چوب فروشی.
بازار حسین خانی، منشعب از راسته کلیمی ها، محل فروش مواد خوراکی از قبیل برنج و حبوبات
بازار آهک فروش ها ، واقع در سرگذر ، در این محل بیشتر مصالح ساختمانی عرضه می شود.
بازار شیشه فروش ها (شیشه برها) ،منشعب از سبزه میدان، محل عرضه شیشه ، لوازم ساختمانی، رنگ و ابزار یراق.
بازار علاقبندها، در ضلع شرقی کاروانسرای شریفیه ، در این بازار وسائل دست ساز مثل لوله بخاری ، سطل فلزی، وسایل حلبی قدیمی، و اجناس مشابه ساخته و عرضه می شود.
بازار فلسطین ( یا یهودی ها یا کلیمی ها)، واقع در مجموعه بازار، محل عرضه لوازم الکتریکی، پلاستیک، طناب، خامه فروش و غیره .
بازار قصاب ها، منشعب از سبزه میدان ، عمدتاً محل عرضه گوشت گاو و گوسفند ، عطاری و مواد خوراکی دیگر.
بازار قیصریه (موتاب خانه)، منشعب از راسته گلشن، محل کفش دوزی، عرضه پوشاک و خامه فرش.
بازار کاه فروش ها، در خیابان شهدا روبروی کاروانسرای میرزا کاظم، محل عرضه البسه دست دوم، میوه فروشی، عطاری و خرازی.
بازار کهنه فروش ها ، پشت شاهزاده حسین، محل فروش البسه دست دوم.
بازار گندمی ها، واقع در محل بنه بازار، صنف قناد و قندریز فعالیت دارند و در انتهای راسته گندم فروشی و علافی نیز، موجود می باشد.
بازار بزازها، در ضلع شرقی مسجد جامع منشعب از خیابان اکباتان، عمدتاً محل فروش انواع پارچه.
بازار مسگرها، در معابر منشعب از راسته قنادها ، شیشه برها، نخود بریزها ، بیشتر مغازه ها به حرفه مسگری اشتغال دارند و انواع لوازم خانگی ، لباس ، کیف و لوازم پلاستیکی نیز عرضه می شود.
بازار سرگذر، در ضلع شمای خیابان شهدا قرار گرفته و در مغازه های عطاری، خرازی، بقالی، خواربار فروشی و لباس فروشی ، انواع کالاهای مورد نیاز عموم عرضه می گردد.
بازار نخود بریزها، این گذر محدود به درب شمال غربی مسجد جام و در انتها، عمود بر راسته فلسطین است، که در فروشگاههای خرازی عطاری، خواربار فروشی و لوازم بهداشتی ، انواع لوازم مصرفی را ارائه می کنند.
 بازار اسکندریه در ضلع جنوب غربی بازار واقع شده (ابتدای این راسته از ضلع شرقی خیابان باباطاهر منشعب و در جهت شرق بازار ادامه می یابد) این بازار عمدتاً فرش فروشی است.
 

 
 
 
 


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
مقبره استر و مردخای

 
 

مقبره استرو و مردخای در مرکز شهر همدان، ابتدای خیابان دکتر شریعتی قراردارد. مصالح ساختمانی بنای این مقبره از سنگ و آجر است و به سبک بناهای اسلامی ساخته شده است. از شکل ظاهر و سبک معماری این اثر، چنی بر می آید، که ساختمان فعلی ان در قرن هفتم هجری بر روی ساختمان قدیمی تری که متعلق به قرن سوم هجری بوده است، بنا شده باشد. قسمتهای مختلف بنا شامل : مدخل ورودی، دهلیز، مقبره ، ایوان و شاه نشین است. یک جلد کتاب آسمانی "تورات"  که قدمت بالایی دارد و  بر پوست  آهو نوشته

 
 

شده است، در حفاظ استوانه ای شکلی، در سازمان میراث فرهنگی استان نگهداری می شود.
در وسط فضای مربع شکل مقبره ها، دو صندوق منبت کاری شده زیبا بر روی این قبور قرار دارد. در بالای قبر جنوبی، که آن را به استر نسبت می دهند، صندوق منبت کاری عتیقه و نفیسی قرار دارد، که قدیمی تر است و صندوق دوم که بر روی قبر مرد خای قرار دارد، بسیار شبیه صندوق اولی است و حدود در سال 1300 توسط استاد عنایت الله این حضرت قلی تویسرکانی، که یکی از منبت کاران برجسته زمان خود بوده، ساخته شده است. ترجمه خطوط عبری روی صندوق متعلق به استر، که بانی صندوق را معرفی میکند، چنین است : " امر کرد به ساختن این صندوق ، بانوی عفیفه صادقه، جمال ستام و برادران دانشمند او، که به طبابت موکلند: جمال الدوله و یوحزقیا و جمال الدوله یشوعا و یشعل ، که هر سه نفر برادر خانم جمال ستام هستند" .

 
 

بر بالای دیوار مقبره نیز، کتیبه ای به زبان عبری و به صورت برجسته گچ بری شده است. خطوط عبیر روی صندوق استر، و گچ بری های برجسته، متعلق به قرون هشتم یا نهم هجری می باشند. در مورد هویت مدفون این بقعه ، تاکنون نظرات متفاوتی داده شده است، اما روایت مشهورتر ،که با روایت مورخین یونانی و روایت تورات در مورد سرگذشت استر و مردخای تطبیق دارد به شرح زیر است:
اردشیر پسر خشایارشا ، " اردوان" را به تخت سلطنت نشانید. وی چهل و یک سال سلطنت کرد و اختلاف با مصر را که 15 سال به طول انجامید ، به نفع ایرانیان خاتمه داد. اردشیر با دختری از یهود به نام استر، که خواهر زاده یکی از درباریان یعنی مردخای بود، ازدواج کرد.

 
 

به این ترتیب یهودیان در دربار اردشیر نفوذ زیادی پیدا کردند. در این بین، شخصی به نام هامان که او نیز از درباریان با نفوذ و پر قدرت بود، نسبت به نفوذ روز افزون یهودیان حسادت نمود و از این رو فرمان قتل یهودیان را از اردشیر گرفت.
اما مردخای به وسیله استر همسر اردشیر ، این فرمان را از شاه پس گرفت و آنان را نجات داد. از آن پس ، یهودیان در اواخر اسفند و اوایل فروردین هر سال (مصادف با 13- 15 آدار، در گاهشمار کلیمیان) در سالروز نجات کلیمیان از قتل عام، با دعا و گرفتن روزه و خواندن طومار مگیلا، یاد آن را گرامی می دارند و به عنوان "جشن پوریم" برگزار میکنند. این اثر تاریخی از یک طرف، برای قوم یهود زیارتی و قابل احترام است، و از طف دیگر ، بعنوان یک اثر تاریخی، واجد ارزش است.
در خصوص نام استر باید گفت که نام اصلی او "هدسه " بوده ، اما چون به طرز شگفت آوری زیبا خوش سیما بوده است، نام استر یعنی ستاره را بر وی نهاده اند. وی دختر فردی به نام "ابی حایل" بوده است، که در حدود 500 سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین پارس به دنیا آمده و بعد از فوت پدر و مادرش، عمویش (مردخای) سرپرستی او را به عهده گرفته است.
مردخای از خانواده شاؤل و از رجال دربار اخشویرش (خشایارشا) و مربی هدسه، دختر عمومی خود بود، که به منصب وزارت نیز رسیده است. وی پسر "یائیز " ، از نواده های یعقوب پیامبر و از نژاد بنیامین بوده است.

 

 **********************************

گنبد علویان

 
 

گنبد علویان در چهار باغ علویان، در نزدیکی میدان امام رزاده عبداله قرار دارد. بر اساس شناسنامه فنی بنا، این گنبد یکی از یادمانهای متعلق به اواخر دوره سلجوقیان در قرن ششم هجری است، که توسط خاندان علویان ابتدا به عنوان مسجد احداث شده است و سپس در دوره های بعد با ایجاد سردابی در زیر زمین، به مقبره ان خاندان تبدیل گردیده است.

 
 

خاقانی به کنایه ، از آن به عنوان " گنبد سبز" یاد نموده است و فرهنگ عامیانه مردم استان همدان نیز بر این امر دلالت دارد که می گوید:
" دلا دوشم، دلا دوشم، دلا دوش "
" به حق گنبد سبز سیه پوش"
اما چرا سیه پوش؟ توضیح آن این است که : یک دسته از بازماندگان فعلی علویان در همدان، هنوز هم "سیه پوش" هستند و یا شناسنامه هائی به این عنوان وجود دارند. راوندی صاحب  "مجمع التواریخ و القصص"  نیز گنبد علویان را به عنوان

 
 

"تریه اسلاف" مطرح نموده است.
علت نامگذاری این بنا به گنبد علویان این بوده است که در گذشته های دور دارای گنبد بوده، گرچه در اثر گذشت زمان، گنبد آن فرو ریخته است. از سوی دیگر، علاقه شدید مردم به سادات و دوستداران علی (ع) و مدفون بودن دو تن از احفاد خاندان علویان در این بنا، از دلایل دیگر آن بوده است.
متاسفانه از هویت دقیق مدفونین اطلاعات دقیقی در دست نیست . این اثر که یکی از شاهکارهای معمار و گچ بری بعد از اسلام در همدان است، طی شماره 94 در مورخه 15/10/1310 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

 
 
 
 

***************************************

بـرج قربـان

 
 

برج قربان، یکی از آثار تاریخی قرن هفتم یا هشتم هجری است، که در محل زندی های شهر همدان، بین چهار باغ شهید مدنی و خیابان طالقانی ، جنب دبیرستان ابن سینا واقع است. این بناء مدفن شیخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابوالعلاء همدانی و جمعی از امرای سلجوقی است. عثکل ، جد اعلای او، عرب تبار بوده ولی او و پدرانش همدانی بوده اند. تاریخ وفات حافظ ابوالعلاء را در ذیحجه 488 هجری نوشته اند.

 
 

یاقوت حموی در جزء هشتم "معجم الادبا " آورده است که : حافظ برای فرا گرفتن نحو، لغت، حدیث و علوم قرآنی، به بغداد، اصفهان و خراسان مسافرت نمود  اساتیدی چون حسین وباس، ابوعلی حداد ، ابوالقاسم بن بیان و ابوعبدا... قراوی را درک کرده است.
تا آنجا که بعدها ، حفاظ و بزرگان حدیث، از وی نقل حدیث و روایت کرده اند. او یکی از زهاد، محدثین و حافظان قرآن بوده و در طول زندگی اش وقت خویش را با قرآن و حدیث گذرانده و به ارشاد مردم زمان خود پرداخته است.سپس به همدان مراجعت نمود و در محلی که فعلاً برج قربان نامیده می شود و در گذشته باب الاسد خوانده می شد، می زیسته است.

 
 

 وی در 19 جمادی الاول 567، در سن 79 سالگی در همدان وفات یافته و در سرداب برج مدفون شده است. از جمله تالیفاتش ، کتاب "الهادی و زاد المسافرین " در 50 مجلد می باشد. درباره مقام او اشعاری از خاقانی شروانیف و موفق بن احمد مکی موجود است. از شاگردان او می توان از ابن ممانی همدانی نام برد، که در جهاد بر ضد مغولان ، در سال 618 هجری، خود و فرزندش به شهادت رسیده اند. درباره علت نامگذاری این بنا به برج قربان معروف است که در جریان شورش افاغنه در اواخر دوره صفویه ، فردی به "نام قربان" این محل را سنگر گاه خود قرارداده و ضمن دفع شورشگران ، از اهالی محل دفاع کرده است. از این رو مسجد و بقعه ، بنام او شهرت یافته است.
در سال 1312 و در حین انجام تعمیرات، در زیر برج سردابی یافتند، که کلیه قبور اشاره شده در آنجا قرار داشتند. این برج در تاریخ 28/3/1354 و به شماره 1078/3 در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسیده است.

****************************

میدان امام خمینی (ره)

 

 
 

نقشه این میدان، که در مرکز شهر همدان واقع شده است، در سال 1307 توسط معمار شهرساز آلمانی، به نام "کارل فریش" تهیه گردیده است و بین سالهای 1309 تا 1312 ساخته شده است. ابنیه اطراف میدان، شبیه ساختمان های میدان حسن آباد تهران و به سبک "باروک" ( سبکی که در قرن 19 و 20 در اروپا معمول بوده) ساخته شده است.

 
 

از این میدان شش خیابان سی متری منظم با زاویه 60 درجه منشعب می شود به نامهای: خیابان اکباتان، خیابان باباطاهر ، خیابان دکتر شریعتی ، خیابان بوعلی، خیابان تختی و خیابان شهدا.
این خیابانها، در محل الحاق به میدان امام خمینی و در دو طرف ، دارای گنبدهایی با پوششهای فلزی هستند، که 12 تابلو ، به نام دوازده پیشوای دینی شیعیان در کنار آنها دیده می شود. چنین شهرهایی در جغرافیای شهری، شهرهای شعاعی با دوایر متحدالمرکز نامیده می شود،  که در ایران تنها، میدان امام خمینی همدان چنین است

***************************************

مجسمه شیر سنـگی

 
 

یکی از یادمانهای تاریخ باستان در شهر همدان ، مجسمه شیر سنگی است، مجسمه شیر سنگی است، که در انتهای خیابان 12 متری سنگ شیر و در وسط میدان مربع شکی به همین نام قرار گرته است.

 
 

واقع شده، تپه باستانی است، زیرا تابوت متعلق به دوره اشکانی ، از ان محل کشف شده و فعلاً در موزه تپه هگمتانه نگهداری می شود. این مجسمه به همراه قرینه اش ابتدا بر دروازه شهر همدان قرار داشته است و اعراب به هنگام فتح همدان، آن را "باب الاسد" به معنی دروازه شیر نامیده اند:
در سال 319 هـ - ق نیز، که دیلیمان همدان را به تصرف خود درآورده اند ، دروازه شهر را به کلی تخریب کردند. مردآوریچ دیلمی، قصد داشت یکی از آنها را به ری منتقل نماید ولی چون موفق نشد، پنجه های یکی از شیرها را شکست و و دیگری به طور کامل تخریب نمود.

 
 

مجسمه آسیب دیده ، تا سال 1328 هـ .ش بر روی زمین افتاه بود، تا اینکه "مهندس سیحون " ، طراح و معمار آرامگاه بوعلی، آن را در محل فعلی نصب کرد.
تاریخ ساخت مجسمه شیر سنگی، مورد اختلاف است، ولی از نحوه حجاری مجسمه و نزدیکی آن به باروی اشکانیان و کشف تابوت دوره اشکانی از آن محل، چنین بر می آید، که به اشکانیان مربوط می باشد. این اثر در تاریخ 15/10/1310 و به شماره 93  در فهرست آثار ملی و تاریخی ایران به ثبت رسیده است.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
شهر باستانی هگمتانه

 

 

آشوريان باستان به شهرهاي قوم كاسي، عنوان " كاركاشي " داده بودند كه " كار " به معني قرارگاه يا منزلگاه و " كاشي " اسم قوم " كاسي است.
آشور شناسان و مادشناسان، جملگي اين كار كاشي ( یا شهر كاسيان ) را منطقه كنوني همدان دانسته اند. پرفسور گيريشمن، باستان شناس معروف فرانسوي، معتقد است كه اسم قبلي هگمتانه، " اكسا يا" يعني شهر كاسي ها بوده است. و در مجموع اعتقاد غالب بر اين است، كه شهر هگمتانه را يكي از اقوام آريايي بنام مادها ساخته اند و نخستین دولت ايراني را در آن بنا نهاده اند. ولي نتايج تحقيقات، بيانگر آن است كه شهر هگمتانه، پيش از انتخاب به پايتختي توسط مادها، وجود داشته مردماني از قوم كاسي در آن مي زيسته اند. سپس بازماندگان قوم كاسي، بعدها با طايفه اي از آريايي ها قوم موسوم به ماد را پديد آورده اند و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوري، دولت ماد را بنيان گذاشته و پايتخت خود را كار كاشي قرار داده اند و از آن به بعد، اين شهر هگمتانه نام گرفته است.

 
 

مادها، گروهي از اقوام آريايي بودند، كه از جنوب سيبري به سمت فلات ايران حركت كرده و در غرب ايران ساكن شدند. عواملي مانند: رشد اجتماعي و فرهنگي، تماس با گروههاي بومي ساكن فلات ايران، وجود همسايگاني قدرتمند و احساس نيازهاي جديد سياسي و اجتماعي، آنها را وادار به اتحاد و ايجاد حكومتي مقتدر نمود، به طوري كه قوي ترين قوم آن روزگار يعني آشوري را، براي هميشه از صفحه روزگار محو كردند.

 
 

امروز عموم باستان شناسان، تپه باستاني هگمتانه، واقع در مركز شهر همدان را، كه وسيع ترين تپه باستاني ايران است، بقاياي همان ابنيه عهد كاسي، مادي، هخامنشي و بعد از آن مي دانند. مساحت اين تپه حدود 30 هكتار مي باشد. كه با در نظر گرفتن بخش هايي كه جزء محدود تپه باستاني بود، ولي اينك ساختمانهاي مسكوني بر روي آن ساخته شده، به بيش از 40 هكتار نيز مي رسد.
اين تپه بيضي شكل، در داخل محدوده شهر فعلي همدان، و در دو سوي خيابان اكباتان واقع شده است. "هگمتانه"، يا " هنگمتانه " كه به زبان پارسي قديم به معني محل تجمع بوده، تركيبي از دو واژه "هنگ " به معني " جا " و " متانه " به معني " تجمع " است. اين واژه در زبان يوناني به صورت "اكباتانا " در آمده است، و در كتيبه هاي عيلامي به صورت " آگ ماتانو" آمده است. برخي نيز معتقدند: " امدانه " يا " آماداي " كه در كتيبه پيلسر پادشاه آشور آمده به اين محل اطلاق مي شده. هگمتانه " در زبان ارمني، " اهمتان" و در زبان سرياني و پهلوي، "اهمدان " ، در گويش نويسندگان عرب " همدان " و در تورات، " احتمانا" گفته شده است.

 
 

همچنين سكه هايي از عهد ساساني كشف شده كه محل ضرب آنها " اهمتان " قيد شده است. نخستين اشاره مكتوب به نام مادها و سرزمين ماد، در سالنامه بيست و چهارم شارل مانزر سوم ( 836 قبل ميلادي ) و سارگن دوم ( 715 قبل از ميلاد) بوده، كه از اين قوم و سرزمين آنان به نام " ماداي "يا " آماداي " ياد كرده اند. روايات مورخين يوناني نيز حاكي است كه اين شهر در دوره مادها، ( از اواخر قرن هشتم تا نيمه اول قرن ششم قبل از  ميلاد)  مدتها مركز  امپراتوري  مادها  بوده

 
 

است. و پس از انقارض آنها نيز به عنوان يكي از پايتخت هاي دوره هخامنشي (پايتخت تابستاني و احتمالا" محل خزانه آنها ) به شمار مي رفته است. گفته هاي هرودت مورخ يوناني، در قرن پنجم قبل از ميلاد، مهمترين ماخذ تاريخي در اين مورد است. وي بناي اوليه اين شهر را به " ديااكو " نخستين شهريار ماد نسبت مي دهد ( در 728 قبل از ميلاد ).  هرودت اوضاع سياسي واقتصادي نا مناسب قوم ماد را در دستيابي ديااكو به قدرت موثر مي داند. ديگر مورخين يوناني چون پلي بيوس، كنزياس، ژوستين و گزنفون نيز درباره هگمتانه مطالبي جمع آوري كرده اند. ديااكو پس از اينكه هگمتانه را به پايتختي خود برگزيد، تصميم به ساخت كاخي عظيم و مستحكم به صورت هفت قلعه تو در تو گرفت. به طوريكه كاخ پادشاهي و خزانه، در درون قلعه هفتم قرار داشته باشد. ديااكو به تقليد از رنگ آميزي قصرهاي بابلي، دستور داده بود كنگره هاي هر قلعه را به رنگي مخصوص در آورند.
هخامنشي (پايتخت تابستاني و احتمالا" محل خزانه آنها ) به شمار مي رفته است. گفته هاي هرودت مورخ يوناني، در قرن پنجم قبل از ميلاد، مهمترين ماخذ تاريخي در اين مورد است. وي بناي اوليه اين شهر را به " ديااكو " نخستين شهريار ماد نسبت مي دهد ( در 728 قبل از ميلاد ). به اين ترتيب: رنگ كنگره هاي قلعه اول سفيد، دومي سياه، سومي ارغواني، چهارمي آبي، پنجمي نارنجي، و كنگره دو با روي داخلي سيمين و زرين بودند و محيط بيروني ترين ديوار قلعه، تقريباً  به اندازه حصار شهر آتن بوده است.
قصر شاهي، كه در آخرين قلعه دروني بر پاشده بود، داراي صدها اتاق بوده، و مردم نيز خانه هاي خود را بيرون اين قلعه ها و در كنار آن ساخته بودند. بنا به در خواست ديااكو، قوم ماد شهرهاي كوچكي راكه در آن مي زيسته اند، رها ساخته و پايتخت را مورد توجه قرار دادند و در اطراف قلعه شاهي، خانه هاي خود را بنا كردند.

 

 

 

 

 پلي بيوس مورخ يوناني ( 204 تا 132 قبل از ميلاد ) مي نويسد : در دامان كوه اورنت، ( اورنت يا اورنتس = الوند ) شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحكم و حيرت آوري قرار گرفته، و قصر شاهي، در داخل آخرين قلعه آن استوار گرديده است. وضع ساختماني،آرايش عجيب، و تزئيناتي كه در آن به كار رفته به نحوي بوده، كه توصيف آن مبالغه آميز به نظر مي رسد. چوب هايي در آن به مصرف رسيده پوشيده از زر و سيم است. درها، ستون ها و رواق هاي آن، با هزاران گونه كنده كاري و نقش و نگار آراسته شده اند. يك ديوار بي پيرايه، و يك تير عاري از زيور، در آن كاخ نيست. حتي كاشي هايي كه زينت بخش " ازاره ها" و ديوارهاي دورني قصر است، با پوششي از آب نقره، سيم اندود گشته و همه چوب ها از جنس سرو و كاج مي باشند.
كنزياس مورخ يوناني وپزشك معروف اردشير دوم هخامنشي ( 404 تا 3045 قبل از ميلاد ) مي نويسد:  " سميرامين " ملكه آشور ، پس از ديدن وضعيت شهر وموقعيت مناسب آن دستور داده، كه براي او در آنجا كاخي بسازند و چون ديده است كه در شهر جديد الاحداث كمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزينه اي گزاف ، نهري ساخته و آب درياچه اي را كه در آن سوي كوه اورنت ( الوند ) است به اين شهر سرازير نمايند.
ابوبكر احمد بن محمد اسحاق همداني معروف به اين فقيه، در كتاب البلدان خود كه در حدود سال 290 هجري به تحرير در آمده، به نقل از يكي از دانشمندان پارسي مي نويسد: " همدان بزرگترين شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده است". بخت النصر بعد از فتح و ويراني بيت المقدس، فرمانده اي به نام صقلاب را به قصد تصرف همدان مي فرستد، ولي وي با عدم موفقيت مواجه شده و طي نامه اي به بخت النصر مي نويسد: من به شهري آمده ام داراي بارويي بلند و سركش و مردمي بسيار و كوي و برزن هاي فراخ و رودهاي فراوان و غیره. پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مركزيت نخستين را نيافت، ولي به جهت قرار گرفتن سدر مسير جاده شاهي، كه پارسه ( تخت جمشيد ) را به سارد متصل مي كرد، به عنوان پايتخت تابستاني هخامنشيان مورد توجه خاص بود، و از اين رو آن را آباد كردند.

 
 

در زماني كه داريوش سوم با اسكندر مواجه مي شود، هگمتانه به صورت ويرانه اي بود. ولي داريوش سوم بنا به پيشنهاد ياران خود دستور مي دهد در ميانه شهر، كوشكي بزرگ كه آن را ساروق مي ناميدند، بسازند. در اين كوشك سيصد مخفي گاه براي گنجينه و دارايي ها بر باشد. و براي آن هشت درب آهنين ساختند، كه همه دو اشكوبي ( دو لختي ) و هر اشكوب، به بلنداي دوازده گز بود.
چنانكه ملاحظه شد درباره چگونگي احداث و نام بنيانگذاران هگمتانه در بين مورخين يوناني، اتفاق نظر وجود ندارد. مورخين اسلامي نيز دراين زمينه با يكديگر اختلاف نظر دارند و در مورد محل دقيق آن هم نظريات متفاوتي ارائه شده است. گر چه اكثر مورخين، پژوهشگران و باستان شناسان مانند مرحوم مصطفوي، پرفسورگير يشمن، اشميت ، لوشاي و پرا دارا ، تپه اي

 
 

را كه هم اكنون در شهر همدان به نام هگمتانه معروف است، محل اصلي شهر باستاني هگمتانه مي دانند. در حفاري هاي باستان شناسي سالهاي اخير در تپه هگمتانه هم مشخص شده است، كه محل كاخ و بناهاي اشاره شده، در تپه هگمتانه كنوني واقع بوده است.
 نتايج حفاري هاي تپه هگمتانه – آثار كشف شده حاكي از وجود يك شبكه منظم و پيشرفته آب رساني در شهر حكومتي مادهاو پارت ها مي باشد. در فواصل بين كانال هاي آب رساني، معابري به عرض 5/3 متري وجود داشته و كف اين معابر، تماماً با آجرهاي مربع شكل و منظمي مفروش بوده است.
پيشينه حفاري هاي علمي از اين تپه، به سال 1913 ميلادي بر مي گردد، كه هيئي فرانسوي از طرف موزه لوور پاريس به سرپرستي شارل فوسي، كاوش هايي در تپه هگمتانه انجام داد. ولي نتايج اين كاوشها هيچ گاه منتشر نشد.
در طي 10 فصل حفاري انجام شده از سال 1362 تا 1378، كه حدود 14000 متر مربع از بقاياي اين شهر مورد كاوش قرار گرفته، يكي از كهن ترين دوره هاي تمدن بشري نمايان شده است. همچنين يك حصار طولاني به ارتفاع 9 متر و دو برج عظيم و كم نظير در درون آن كشف شده، از جمله كاوشهاي علمي سال 1362 تا كنون كه به سرپرستي آقاي دكتر محمود رحيم صراف به انجام رسيده، منجر به شناسايي شهر بزرگي در دل تپه هگمتانه شده است. تحقيقات نشان داده كه در فواصل 35 متري بين معابر، دو سري واحدهاي ساختماني قرار دارند، كه هر كدام شامل يك حياط مركزي (هال) است. با اتاق ها و انبارهايي به صورت قرينه در گرداگرد آن. به شكلي كه هر واحد ساختماني، فضايي در حدود 5/17 × 5/17 متر را در بر مي گيرد. معابر مذكور با عرض 5/3 و پی بندي آجري در بخش وسيعي از تپه گسترش داشته و جهت شمال شرقي به جنوب غربي دارند. همچنين ادامه كاوش ها بخش هايي از حصار عظيم شهر به قطر 9 متر وارتفاع 8 متر را آشكار ساخته است. اين حصار در فواصل معين، داراي برجهاي عظيم بوده، كه هگمتانه قديم را در بر مي گرفته است. به طور كلي اين تپه در طول يكصد سال اخير بارها مورد حفاري باستان شناسان داخلي و خارجي قرار گرفته است. از جمله ويژگيهاي شهر باستاني هگمتانه معماري و طرح و نقشه منظم اين شهر بوده، كه در بين آثار باستاني به دست آمده كم سابقه است. ضمناً در طول حفاريهاي انجام شده آثار ارزشمند و بي نظيري كشف گرديده، كه اغلب متعلق به دوران هخامنشيان و نياكان آنهاست.

***********************************

کتیبه های گنجنامه و دره های اطراف

 
 

گنجنامه، در یکی از دامنه های کوهستان الوند و به فاصله 5 کیلومتری جنوب غربی همدان، در دره مصفای عباس آباد قرار دارد. در نزدیکی گنجنامه ، چشم انداز زیبایی از آبشار گنجنامه و دره های سرسبز عباس آباد ، تاریک دره و کیوارستان دیده می شود. تاریک دره نیز به دو شاخه تقسیم می گردد: در شاخه شرقی آن، تاسیسات پیست اسکی تاریک دره احداث شده است و در ضلع غربی تاریک دره ، در خط الراس گردنه (گدوک) ، جاده ماشین  رو  جدید  با راه کاروان رو قدیمی یکی می شود. این دره عصر هخامنشیان، شروع جاده هگمتانه – استخر ، معروف به "جاده شاهی" بوده، که هگمتانه را از طریق پیچ و خمهای تاریک دره، گدوک (دره)، ورد آورد علیا، شهرستانه،  اشتران به  تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه،

 
 

لرستان ، تخت جمشید و فارس مرتبط می ساخته است. این راه، همچنین یکی از راههای ارتباطی همدان به غرب و جنوب کشور (و میانرودان) یا بین النهرین (عراق امروزی) بوده است.
به سبب آنکه هگمتانه، پایتخت تابستانی هخامنشیان بوده و در مسیر جاده شاهی قرار داشته است، داریوش اول هخامنشی پس از اتمام کار سنگ نبشته های بیستون، دستور نقر کتیبه کنونی گنجنامه را داده است. پس از او فرزندش خشایار نیز به پیروی از او کتیبه ای در سمت راست و کمی پائین تر از سنگ نبشته پدر، بر جای گذارده است. (حدود 50 سال ق-م)
هر یک از کتیبه ها به سه زبان، در سه ستون و 20 سطر، بر روی صخره ای بزرگ حک شده اند، مه در ستون دست چپ ، متن فارسی باستان، ستون وسط؛ عیلامی یا شوشی و ستون دست راست کتیبه ها، به زبان بابلی

 
 

یا اکدی و هر سه به خط میخی ماد یا هخامنشی می باشند. اولین واژه ستونی که به فارسی باستانی حک شده ، کلیه "baga " به معنی خداست. در تاریخ معاصر، ایران شناسان بسیاری درصدد ترجمه متون کتیبه های گنجنامه بوده اند، که "اوژن فلاندن" باستان شناس فرانسوی و "پاسکال کست" (1840 و 1841 میلادی) دستیارش ، از آن جمله اند. ولی عاقبت "سر هنری راولینسن" انگلیسی موفق شد، که رمز خط میخی پارسی  باستان را کشف نماید  و سرانجام  این پندار مردم ،

 
 

که این کتیبه ها را راز مکتوب یک گنج پنهان تصور می کردند، با کشف رازهایی از تاریخ باستان این سرزمین تعبیر شد . و اینک ترجمه سنگ نبشته داریوش هخامنشی: خدای بزرگ است اهورا مزدا که این سرزمین را آفرین، که مردن را آفرین، که شادی را برای مردم آفرین، که داریوش را شاه کرد، یگانه شاه از میان شاهان بسیار و یگانه فرانروا از میان فرمانروایان بسیار. من (هستم) داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای با دولت های بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی.
متن هر دو کتبیه یکی است، فقط در کتبه خشایار شاه به جاری داریوش، خشایار شاه آمد و به جای ویشتاسب ، داریوش و عبارت : "hyah maoistha baganam" به معنی : "که بزرگترین خدایان است" ، فقط در کتیبه خشایار شاه آمده است . این کتیبه های از دیرباز تا کنون، نامهای گوناگونی به خود گرفته اند.
ابن فقیه همدانی، در سال 290 هجری، در کتاب "اخبار البدان" خود، از آن بعنوان "تب نابر" نام برده است و اسامی دیگر عبارتند از: "سنگ نبشه " ، " نبشت خدایان" ، " کتیبه های الوند" ، "جنگ نامه" و " گنج نامه" که دو نام آخر، در سده های اخیر مصطلح شده اند. این اث طی شماره 92 مورخه 15/10/1310 در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسیده است.
در سال 1373 نیز توسط شهرداری همدان، ترجمه های فارسی و انگلیسی هر دو کتبه بر روی دو تخته سنگ خارا کنده شده و در ضلع دیگر محوطه گنجنامه قرارداد شده است.

************************************

آرامگاه شیخ الرئیس ابوعلی سینا

 
 

::  زندگی نامه

 
 

در سوم صفر سال 373 هجری قمری، در روستای افشنه از توابع خورمثین بخارا، در خانه عبدا... بن سینا از مادری به نام ستاره، نابغه شرق متولد شد، که او را حسین نام نهادند و بعدها آوازه علم و دانش او مرزهای آن روزگار را در هم نوردید و قرنها افکار و اندیشه های ژرف او الهامبخش سالکان طریقت و چراغ هدایت عالمان و اندیشمندان رشته های مختلف علمی گردید به اعتبار اینکه پسرش علی و جدش سینا بود، ( علی بن حسین بن عبدا... بن سینا ) ابوعلی سینا (بوعلی سینا) خوانده شد.

 
 

وی در همان اوان کودکی، قرآن را حفظ کرد و علوم مختلف چون ریاضیات، صرف، نحو، لغت و معانی، جبر، مقابله، هندسه، فلسفه و منطق ، چنان تبحری بدست آورد، که تا آن زمان کسی به آن پایه نرسیده بوده او پس از فلسفه به طب روی آورد و همزمان از تحصیل فقه نیز غافل نبود، و در طب نیز شهرتی بسیار کسب کرد، که همه روزه گروهی از بیمارانی که از اطباء دیگر مایوس شده بودند، از معالجات او بهره مند می شدند. به طوری که خود او گفت است: هر گاه در مساله ای سرگردان می ماند، به مسجد جامع می رفته ،نماز می گذارده و در برابر آفریدگارش فروتنی می کرده، تا اینکه دشواری بر او گشاده می گشت. بوعلی که در 22 سالگی از بخارا به گرگانج (پایتخت خوارزمشاهیان) عزیمت کرد، مورد تجلیل و تکریم بسیار قرار گرفت و در سن 30 سالگی ، در تمام کشورهای اسلامی شهرت یافته بود. ولی  پس از چندی به ری رفت و مورد استقبال مجدالدوله حاکم ری و مادرش سیده ملک خاتون قرار گرفت. ولی تهاجم سلطان محمود غزنوی به ری سبب شد، که از طریق قزوین به همدان عزیمت نماید.

 
 

بوعلی به پیشنهاد شمس الدوله حاکم وقت همدان، وزارت او را پذیرفت . وی در زمان دیالمه ،لشکران دیالمه بر او شوریدند و او را نزد شمس الدوله بردند و تقاضای قتل او را کردند، که شمس الدوله تنها به عزل او رضایت داد. ابن سینا به منزل دوست صمیمی خود ابو سعید دخوک رفت ، سپس به تالیف کتابهای طبیعیات ، شفا و قانون پرداخت . او طی نامه ای از علاوه الدوله کاکویه خواست، که اگر اجازه فرماید ، به خدمت او درآید. در این زمان، توسط عمال تاج الدوله فرزند شمس الدوله، دستگیر و به مدت چهار ماه زندانی شد. در زندان، باقیمانده کتاب شفا و نیز کتابهای هدایه و رساله "حی بن یقطان" را به اتمام رساند. در خلال این مدت، علاء الدوله کاکویه، ضمن اجابت در خواست بوعلی و به قصد تنبیه تاج الدوله و تسخیر همدان، به سمت همدان حرکت کرد،که بدون مقاومت،این شهر به تصرف او درآمد.

 
 

سپس بوعلی از زندان آزاد شد، به اصفهان رفت و به وزارت علاء الدوله منصوب شد و نزد او منزل خاصی داشت و تا آخر عمر در خدمت او ماندف تا اینکه در مسافرتی که به همراه علاء الدوله به همدان داشت، به مرض قولنج دچار شد. وقتی به همدان رسیدند ، متوجه شد که بدنش قدرت مقابله با بیماری را ندارد و گفت : " آن مدبری که تدبیر بدن من می نمود، از تدبیر دست برداشت. دیگر معالجه من نفی ندارد" . پس غسل کرد و توبه نمود و آنچه داشت به فقرا بخشید و هر سه روز، یک بار از حفظ قرآن ختم می کرد و در حالت احتضار این شعر را می خواند :
تا باده  عشق در قدح ریخته اند
و ندر پس عشق، عاشق انگیخته اند
با جان  روان بوعلی، مهر علی
چون شیر و شکر به هم در آمیخته اند  
و می گفت : " مردیم و انچه با خود بردیم ، این است که دانستیم که هیچ ندانستیم" شیخ الرئیس ، حجه الحق ، شرف المل ابوعلی سینا، در روز جمعه اول ماه مبارک رمضان سال 427 هجری قمری، به جوار رحمت الهی پیوست و در همدان مدفون گردید.

 
 
 
 

::  بنای یادبود آرامگاه بوعلی

 
 

آرامگاه بوعلی در میانه میدانی به همین نام واقع است. میدانی بیضوی، با درختان چنار کهنسال، باغچه های موزون، بنای زیبا و تندیسی که معرف این میدان است، تفرجگاه زیبایی را بوجود آورده است، که چون نگینی در قلب این شهر کهن می درخشد. شهرهای مهم جهان، معمولاً هر یک به قامت بنای یادبوی مشهورند. همدان نیز، حدود 50 سال است که به برج آرامگاه بوعلی، مزیّن و معروف است.

 
 

بنای آن آرامگاه تا کنون سه بار نوسازی شده است. مقبره قدیمی آن که در زمان قاجاریه ساخته شده بود، در خور شان و شخصیت علمی این متفکر بزرگ نبود. بنابراین انجمن آثار می ایران، به مناسبت هزارمین سال تولد بوعلی سینا، در سال 1330 تصمیم به تجدید بنای آن گرفت.
طرح و نقشه بنای فعلی، با معماری مهندس هوشنگ سیحون، به سبک معماری قرنی که حکیم درآن می زیسته، از روی قدیمی ترین بنای تاریخ دار الاسلامی، یعنی برج قابوس بن وشمگیر در شهر گنبد کاووس اقتباس شده است.
بنای آرامگاه تلفیقی از دو سبک معماری ایران باستان و ایران بعد از اسلام است، که  با بهره گیری از هنر معماری سنتی و شیوه های نوین ، در آن عناصری چون برج، الهام گرفته از برج گنبدقابوس، باغچه ها؛ متاثر از باغ های ایرانی، آب نما؛ الهام گرفته از حوض خانه های سنتی و نمائی با روکار سنگهای حجیم و خشن خارا، که با سنگ گرانیت کوهستان الوند آراسته شده و نمودار کاخ های باستانی ایرانیان است، استفاده شده است. به این ترتیب کار ساخت بنای جدید در سال 1333 هجری شمسی به پایان رسید.
محل فعلی آرامگاه بوعلی، منزل مسکونی ابوسعید دخوک دوست صمیمی بوعلی سینا بوده است، که او نیز در جوار بوعلی مدفون می باشد. در حال حاضر تالار جنوبی آرامگاه موزه، محل نگهداری سکه، سفال، برنز و سایر اشیاء کشف شده زیر خاکی، مربوط به هزاره های قبل از میلاد و دوران اسلامی میباشد و در تالار شمالی، کتابخانه ای مشتمل بر 8000 جلد کتاب خطی و چاپی نفیس ایرانی و خارجی و غرفه هایی مربوط به آثار بوعلی سینا و شعرا و نویسندگان همدانی نگهداری می شود. در غرفه آثار بوعلی، عکسی از جمجمه بوعلی نیز در معرض دید گذاشته شده، که احتمالاً به هنگام تخریب مقبره قدیمی تهیه شده است.
مکمل این بنا، بوستانی است به شکل نیم دایره ، با فضای سبز زیبا. تندیس بوعلی نیز در حالی که کتابی در دست و دو چشم خیره بر افقهای دور دارد، در ضلع شرقی میدان نصب شده است و شاید این شعر خود را بر لب دارد:
دل گرچه در این بادیه ، بسیار شتافت
یک موی ندانست ، ولی موی شکافت
اندر دل من ، هزار خورشید بتافت
 آخر به کمال ذره ای ، راه نیافت    

*******************************************

مقبره باباطاهر عریان

 
 

عارف وارسته باباطاهر همدانی، از شاعران معروف اواسط قرن پنجم هجري ايران و معاصر طغرل بيك سلجوقي بوده است. " بابا " لقبي بوده كه به پيروان وارسته مي داده اند و " عريان " به دليل بريدن وي از تعلقات دنيوي بوده است.

 
 

ترانه ها يا دو بیتی های باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف، و به لهجه لري سروده شده است. دو قطعه، چند غزل با لهجه لري، مجموعه كلمات قصار به زبان عربي و كتاب " سرانجام " از آثار ديگر وي است. اشعار او سرشار از معاني دل انگيز و عواطف رقيق است . كتاب سرانجام، شامل دو بخش "عقايد عرفا و صوفيان" و " الفتوحات الرباني في اشارات الهمداني " است.
از خاندان، تحصيلات و زندگي باباطاهر اطلاعات صحيحي در دسترس نيست . اما در سال 447 هجري با طغرل سلجوقي ديدار كرده و مورد احترام او نيز قرار گرفته است و در يكي از دو بيتي هاي مشهورش، سال تولدش را به حروف ابجد گنجانيده كه پس از محاسبه توسط ميرزا مهدي خان كوكب در عهد قاجار، به سال 326 هجري رسيده

 
 

است و پس از 85 سال زندگي سراسر عشق و شور وفات يافته است. آرامگاه وي در شمال شهر همدان در ميدان بزرگي به نام وي قرار دارد. بناي مقبره باباطاهر در ادوار گذشته چندين با باز سازي شده است. در قرن ششم هجري برجي آجري و هشت ضلعي بوده است، در دوران حكومت رضا خان پهلوي نيز بناي آجري ديگري بجاي آن ساخته شده بود. درجريان اين بازسازي ، لوح كاشي فيروزه اي رنگي مربوط به قرن هفتم هجري به دست آمد، كه داراي كتيبه اي به خط كوفي برجسته و آياتي از قرآن مجيد است و هم اكنون در موزه ايران باستان نگهداري مي شود.

 
 

احداث بناي جديد در سال 1344 شمسي با همت انجمن آثار ملي و شهرداري وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغي انجام شده است. در اطراف بناي جديد، فضاي سبز وسيعي احداث شده، كه زيبائي آنرا دو چندان كرده است. برخي از بزرگان و اديباني كه در جوار مزار باباطاهر آرميده اند، عبارتند از : محمد ابن عبدالعزيز از ادباي قرن سوم هجري، ابولفتح اسعداز فقهاي قرن ششم، حاجي ميرزا عل نقي كوثر از دانشمندان قرن سيزدهم و مفتون همدان از شعراي قرن چهاردهم  (متولد 1268 در  همدان  ،  متوفي به  سال 1330 و

 
 

و صاحب ديوان شعر و انسان كامل) اين بناي تاريخي، طي شماره 1780 مورخه 21/2/1376 به ثبت آثار تاريخي و ملي ايران رسيده است.

************************************************

 


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

 

 

 

 

 

 

 

::  وضعیت کشاورزی ، جنگل و مرتع در استان همدان

 

 

 

استان همدان در گذشته، دارای جنگلهای طبیعی وسیعی بوده است، ولی در حال حاضر، فقط در قسمتی از کوههای نهاوند از سلسله جبال زاگرس باقیمانده است. که بلوط از درختان عمده آن است. این استان همچنین  سالهاست  که  به  عنوان یکی از  مراکز

 
 

تولید گندم، سیب زمینی ، چغندر قند، سیر، یونجه، محصولات باغی و خصوصاً گردو، و انگور در سطح کشور مطرح است.
به طوری که از نظر تولید گندم رتبه سوم ، جو هفتم، سیب زمینی  سوم، چغندر قند هشتم، یونجه اول ، انگور رتبه سوم را در کشور داراست . و هر چند که باغات گردوی استان از نظر سطح زیر  کشت رتبه دوم را در کشور دارد، ولی رتبه اول گردوی کشور را از آن خود کرده است.
کل زمینهای کشاورزی استان 950 هزار هکتار است، که 5/6 درصد از سطح زیر کشت کشور می باشد. به دلیل آب و هوای سرد و زمینهای کوهپایه ای در استان، کشت دیم در آن متداول تر است. چنان که طبق تحقیقات انجام شده ، حدود 630 هزار هکتار از کل زمینهای کشاورزی استان دیمی و تنها 320 هزار هکتار آن، آبی است.
68% زمینهای کشاورزی استان، زیر کشت گندم است. سایر تولیدات به ترتیب سطح زیر کشت عبارتند از: حبوبات، علوفه، جو، سیب زمینی  و چغندر قند.

 

 

 

وسعت باغات استان نیز 1/6% کل زمینه های قابل کشت است. تولیدات سالانه محصولات کشاورزی استان، بین 2/2 تا 8/2 میلیون تن است، که حدود 8/4 درصد کل تولیدات کشاورزی کشور است. ارزش ناخالص تولیدات کشاورزی سال 1379 استان، حدود 180 میلیارد تومان برآور گردیده و تعداد شاغلان استان در این بخش، طبق سرشماری سال 1375 ، 32% شاغلان استان است که 10% بیش از میانگین کشور می باشد.
 

 

 

 

 

::  سوقات همدان

 

 

 

رسم ایرانیان، از دیرباز تاکنون چنین بوده است که معمولاً در هر سفر، ره آوردی به نام سوغات خریداری می کنند و در بازگشت به وطن، به بستگان و نزدیکان خود هدیه می کنند و از همین رهگذر نیز، هر شهر و دیاری به فراخور مزیت های نسبی خود، برای مسافران وارده، تحفه هایی دارند.

 

 

 

 

 

::  صنایع دستی

 

 

 

صنایع دستی، همواره به عنوان یکی از انگیزه های سفر و جاذبه های جالب برای جهان گردان مطرح بوده است. خصوصاً صنایع دستی کشورهایی نظیر ایران، که دارای تاریخی کهن، فرهنگ و هنری متعالی و تمدنها باستانی ارزنده می باشند، حامل بسیاری از ارزشهای فرهنگی، هنری ، تاریخی و اعتقادی است و علاوه بر جنبه یادگاری و ماندگاری خاطرات ، یکی از راههای تعامل فرهنگی و شناسایی مردم یک کشور ، به سایر ممالک است.

 

 

 
منبت چوب
 

 

 

::  صنایع و معادن همدان

 

 

 

استان همدان از لحاظ معادن بسیار غنی است، که مهمترین آنها، عبارتند از : سنگ گرانیت، سنگ آهک، سنگ ساختمانی، فلدسپات، سرب، روی، نقره، گچ، سیلیس، لیمونیت، تراورتن، سنگ آهن، پورد سمباده و مواد اولیه سیمان. به عنوان مثال ، شهرستانهای تویسرکان و همدان درکوهستان الوند، غنی ترین معادن سنگ گرانیت کشور را دارا بوده و از لحاظ مرغوبیت نیز در نوع خود منحصر به فرد می باشند. بدیهی است که با این ذخایر غنی معدنی، بستر لازم برای توسعه صنعت فراهم است.

 
 

در حال حاضر صنایع موجود استان عبارتند از :
:: صنایع سبک
1- صنایع غذایی (شیر پاستوریزه، کمپوت، آرد، قند، شکلات سازی، نوشابه، کشمش پاک کنی، تولید پنیر و غیره)
2- کارخانه شیشه : (با تولید انواع استکان ، لیوان ، شیشه و غیره)
3- صنایع نساجی و چرم سازی (جوراب بافی، سری دوزی، سالامبور سازی و گونی بافی)
4- صنایع سلولوزی (دکوراسیون درب و پنجره، روکش چوبی، دفتر ، کارتن سازی و مقوا سازی)
5- صنایع شیمیایی (پلاستیک سازی، نایلون سازی، مایعات پاک کننده و لوازم بهداشتی)
6- صنایع کانی غیره فلزی(موزائیک سازی، سنگ بری، آسفالت پزی، ظروف چینی و پودرهای صنعتی)
7- برق و الکترونیک (ترانسفورماتور، تابلوهای فشار قوی برق، کلید و پریز و سمی و کابل)
8- صنایع فلزی (ظروف آلومینیوم، لولا سازی، طناب و سیم فولادی، دستگاه های تهویه سرد وگرم)
:: صنایع سنگین
1- ریخته گری چدن و فولاد و دو واحد ذوب نورد آلومینیوم و یک واحد تولی پروفیل آلومینیوم
2- تولید ادوات کشاورزی (ردیف کن یونجه، سیب زمینی کار، بذرکار غلات و بیل سازی)
3- ساخت ماشین آلات ساختمانی و راه سازی (سنگ شکن ، حمل کننده با ظرفیت زیاد، دانه بندی شن و ماسه)
4- ماشین های ساخت گیت سوپاپ و انواع خودرو و فیلتر سازی سرکان
5- ساخت ماشین های راه سازی از قبیل: بتونیر و دامپر توسط شرکت فولاد همدان، در رزن .
ضمناً – کارخانه ذوب آهن غرب کشور نیز ، در اسد آباد در حال احداث می باشد.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]


 هگمتانه : پایتخت هفت دودمان

مادها: قصری مشهور به هفت‌حصار در آن ساختند همچون قصر عجایب هفتگانه‌ی بابل. پادشاهان آن دیاکو، فرورتیش، هووخشتره و اژی‌دهاک و این اوج شکوه هکمتانه بود که به پرجمعیت‌ترین و پررونق‌ترین شهر دنیای زمان خود تبدیل شده بود

هخامنشیان: پایتخت تابستانی ، ضرابخانهٔ هخامنشیان، صدور نخستین فرمان حقوق بشر به دست کوروش کبیر و ملجا استر و مُردِخای تا در نهایت آمدن نام همدان به نام احمتا در تورات عهد عتیق...

سلوکیان: اقامتگاه حکومتی جانشینان اسکندرمقدونی که حدود یک سده بر قسمتی از ایران تجزیه شده حکومت داشتند.

اشکانیان: پایتخت تابستانی

ساسانیان: پایتخت تابستانی

سلجوقیان: در سده ششم هجری سلجوقیان مرکز خود را از بغداد به این شهر منتقل کردند و مدت پنجاه سال این شهر پایتخت سلجوقیان بود

زندیان: علی مرادخان -خواهرزاده کریم خان- والی همدان شد که پس از مرگ کریمخان ادعای استقلال طلبی داشت و همدان را مرکز و پایتخت خود قرار داد. به نام خود سکه ضرب نمود. و شش سالی در برابر شاه قاجار مقاومت کرد.

اکباتان و هفت ویرانی بزرگ

یک زلزله و شش جاه‌طلب مست از جام قدرت، درست به عدد مجد و شکوه‌ها، وگویی به مکافات روزهای اوج، هریک و هربار آنچنان کمر بر حذف شوکت همدان بستند -و نتوانستند- که نوشته‌اند گویی خون ازلی زندگی در رگهای این شهر جاری است که هر بار به سرعت رو به آبادی ونوسازی می‌گذاشته است. و عجیب نیست اگر بعضی مورخین قدیم نقل کرده‌اند از شیرویه بن شهردار که سلیمان نبی از همدان عبور کرد و زیادی چشمه‌ها و آبهای جاری بدید و بنایی ندید. پرسید سبب چیست که اسباب هست و مسبب نیست. گفتند یا نبی! کس را یارای اقامت در این مکان نیست که برف در آن زیاد فرو می‌ریزد که گاهی به طول نیزه برسد و سرمای شدید به مردم مسلط می‌گردد... و به همین شرح، بعضی مورخین را اعتقاد افتاده است سلیمان پیغمبر این ملک را دعا کرده است و همدان حیات ابدی یافته است...

بُختُ‌النَصر: پادشاه بابل و سازنده باغ‌های معلق بابل، که تنگ چشمی وی را سبب حمله و ویرانی هفت حصار هکمتانه نامیده‌اند. گویند او بر اثر شدت خونریزی وسفاکی سالهای آخر عمر را به جنون گذراند.بعدها داریوش هخامنشی شهر را مرمت کرد.

اسکندر مقدونی: با حملهٔ کشورگشای یونانی ، آخرین بازمانده دولت پارس ( داریوش سوم) از مقابل اسکندر گریخت و اسکندر به متعاقب آن به شوش و تخت جمشید دست یافت. در مراجعت در همدان پیروزی خود را جشن گرفت. کشتاری وحشیانه و بی رحمانه بوسیله یونانیان در همدان بوجود آمد .

مردآویج زیاری : لشکر کشی مردآویج به همدان به بهانه انتقام کشته شدن خواهر زاده‌اش بدست مردم همدان و قتل عام دو روزه‌ای که در آن شهر به راه انداخت، در تاریخ، سخت معروف است و زبانزد. وی از جمله نظامیان حکومت علویان طبرستان بود و از خاندان آل بویه. او قصد بردن شیرسنگی را نیز کرد و چون نتوانست دست‌های آن خرد کرد.

زمین‌لرزه مهیب: در زمین‌لرزه سال 345 ه ق شهر به تلی از خاک و ویرانه بدل شد و تمثیل کنند که آجری نبود تا بر دیگری برقرار مانده باشد .

مغول‌ها: یورشهای بی رحمانه مغولان بدنبال ترکان از سال 618 تا 627 ه ق به همدان سبب بسیاری ویرانی و آشفتگی گردید. مغولان که از مقاومت 10 ساله همدان به تنگ آمده بودند. پس از دستیابی به شهر آنچنان قتل و ویرانی در شهر به راه اندا ختند که تا سالها شهری به نام همدان وجود نداشت. ساکنین با تجربه این‌بار نیز راه کوهستان در سر گرفتند و از کنار الوند به تویسرکان رفتند. مغول‌ها به تویسرکان نیز حمله‌ور شدند و چنان کردند در آن شهر مصفا که چندصد سال از دایره حیات پاک بود. تا اینکه افراد متواری و سرگردان در کوهها و روستاها ازنو به شهر آشوب زده برگشتند و شهری دیگر ساخته و همدان بازسازی شد. از آن دودمان، تیمور لنگ نیز کشتارها کرد تا آذوقه‌ای در شهر قحطی زده نماند.

افغان‌ها: در پی حملهٔ افغان‌ها و سقوط دولت صفوی، همدان سالها در محاصرهٔ لشکر پابرهنگان بی فرهنگ مغول قرار داشت و سرمای زمستانی و ناآشنایی با اقلیم مانع از نفوذ آنها میشد تا اینکه فتنه موثر افتاد و شهر سقوط کرد. افاغنه، کینه‌مندانه از سالها انتظار، به مراتب وحشیانه‌تر از آنچه بر اصفهان کردند، شهر و شهریان را نابود کردند ومتواری.

آغامحمد خان قاجار: از میان آن همه مصیبت که بر این شهر قدیمی‌تر از تاریخ رفته و شرحش رفت، همهٔ مسببین ‌ به نوعی انیرانی بودند .یونانی و مغول و ترک‌عثمانی و افغان و... - به استثنای مردآویج-و از دشمن، جز دشمنی توقعی نبوده است. اما خواجهٔ استرآبادی را که اتفاقا از همان خطهٔ مردآویج است را حکایت ستم وبیداد، تلخ‌تر آمد. اگر در کرمان بیست هزار نفر کور کرد در همدان ، شهری که با سردمداری خان زند، شش سال او را پشت دروازه‌هایش نگه داشته بود، با شکست دادن مبارزان، به انتقام این ماجرا یک بار دیگر طعم تلخ قتل و غارت و آتش سوزی و دربدری در کوهستانهای زاگرس را به مردم این خطه چشانید. چندان که تا قد بلند کردن شیخ اسدآبادی چندان نامی از همدان در جریان اتفاقات وحوادث نبود. خان قجر، نوهٔ ناخلف شیخ صفی‌الدین اردبیلی، با آن جیغ‌های زنانه‌اش، فرمان سفاکی‌ها داد که بماند به یادگار.

 

  همدان در تاریخ معاصر

مشروطه خواهی در همدان خصوصاً پیش از دیگر شهرهای ایران رخ نمود که از نتایج آن تأسیس ادارات- انجمن شهر- شهرداری- دادستانی بود. دو سال قبل از آنکه در کرمان و پس از آن در تهران، اجتماعیون به مشروطه برسند، در همدان، به کوشش ظهیرالدله، نخستین مجلس شورای محلی تشکیل شد در دو جنگ جهانی اول و دوم پیاپی به اشتغال قوای روس- عثمانی- انگلیس و آمریکا در آمد و ستاد سپاهیان آنها گردید و قحطی را از سر گذراند .در این دوران روشنفکرانی از این شهر برخاسته‌اند که نقش آنان در مبارزه با استبداد کاملا برجسته است. با آغاز سلطنت رضاشاه، از آنجا که وی سالها مسئول لشکر قزاق همدان بود، توجه خاصی به عمران این شهر نمود و یک طراح آلمانی بر اساس مدل شعاعی، طرح جامع شهری همدان را کشید. هم‌اکنون همدان جزو معدود شهرهای دارای نقشهٔ طراحی شدهٔ شهری ایران است که این موضوع همواره نقشی فراوان در سیال بودن ترافیک و کمی آلودگی این شهر داشته ... در جریان نهضت ملی کردن نفت، کفن پوشان همدان در کنار کفن پوشان کرمانشاه و قزوین در کاروانسرا سنگی به رگبار بسته شدند و برخوردهای زیادی در میان حامیان مصدق و چماق‌داران رخ داد.


 


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

نام‌های همدان در گذر تاریخ (ترتیب خاصی ندارد) : اکباتان ، احمتا ، هنگ متان ، آکسایا ، اهدانه ، هکمتان ، هگمتانه ، آنادانا ، سارو ،  ایپیفانیا ، زینستان ، امدانه ، همدانا ، نازمه و ...

آشوريان باستان به شهرهاي قوم كاسي، عنوان " كاركاشي " داده بودند كه " كار " به معني قرارگاه يا منزلگاه و " كاشي " اسم قوم " كاسي گ است. آشور شناسان و مادشناسان، جملگي اين كار كاشي ( با شهر كاسيان ) را منطقه كنوني همدان دانسته اند. پرفسور گيريشمن، باستان شناس معروف فرانسوي، معتقد است كه اسم قبلي هگمتانه، " اكسايا" يعني شهر كاسي ها بوده است. و در مجموع اعتقاد غالب بر اين است، كه شهر هگمتانه را يكي از اقوام آريايي بنام مادها ساخته اند. و نخستين دولت ايراني را در آن بنا نهاده اند. ولي نتايج تحقيقات بيانگر آن است كه شهر هگمتانه پيش از انتخاب به پايتختي توسط مادها، وجود داشته مردماني از قوم كاسي در آن مي زيسته اند. سپس بازماندگان قوم كاسي، بعدها با طايفه اي از آريايي ها قوم موسوم به ماد را پديد آورده اند. و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوري، دولت ماد را بنيان كذاشته، و پايتخت خود را كار كاشي قرار داده اند. و از آن به بعد، اين شهر هگمتانه نام گرفته است. مادها گروهي از اقوام آريايي بودند، كه از جنوب سيبري به سمت فلات ايران حركت كرده و در غرب ايران ساكن شدند. عواملي مانند رشد اجتماعي و فرهنگي، تماس با گروههاي بومي ساكن فلات ايران، وجود همسايگاني قدرتمند، و احساس نيازهاي جديد سياسي و اجتماعي، آنها را وادار به اتحاد و ايجاد حكومتي مقتدر نمود به طوريكه قوي ترين قوم آن روزگار يعني آشوري را براي هميشه از صفحه روزگار محو كردند. امروز هموم باستان شناسان، تپه باستاني هگمتانه، واقع در مركز شهر همدان را، كه وسيع ترين تپه باستاني ايران است، بقاياي همان ابنيه عهد كاسي، مادي، هخامنشي و بعد از آن مي دانند. مساحت اين تپه حدود 30 هكتار مي باشد. كه با در نظر گرفتن بخش هايي كه جزء محدود تپه باستاني بود، ولي اينك ساختمانهاي مسكوني بر روي آن ساخته شده، به بيش از 40 هكتار نيز مي رسد.

اين تپه بيضي شكل، در داخل محدوده شهر فعلي همدان، و در دو سوي خيابان اكباتان واقع شده است. " هگمتانه"، يا " هنگمتانه " كه به زبان پارسي قديم به معني محل تجمع بوده، تركيبي از دو واژه " هنگ " به معني " جا " و " متانه " به معني " تجمع " است. اين واژه در زبان يوناني به صورت " اكباتانا " در آمده است، و در كتيبه هاي عيلامي به صورت " اك ماتانو " آمده است. برخي ميز معتقدند: " امدانه " يا " آماداي " كه در كتيبه پيلسر پادشاه آشور آمده به اين محل اطلاق مي شده. هگمتانه " در زبان ارمني، " اهمتان " و در زبان سرياني و پهلوي، اهمدان " ، در گويش نويسندگان عرب " همدان " و در تورات، " احتمانا" گفته شده است. همچنين سكه هايي از عهد ساساني كشف شده كه محل ضرب آنها " اهمتان " قيد شده است.

 نخستين اشاره مكتوب به نام مادها و سرزمين ماد، در سالنامه بيست و چهارم شارل مانزر سوم ( 836 قبل ميلادي ) و سارگن دوم ( 715 قبل از ميلادي بوده، كه از اين قوم و سرزمين آنان به نام " ماداي "يا " آماداي " ياد كرده اند. روايات مورخين يوناني نيز حاكي است كه اين شهر در دوره مادها ، ( از اواخر قرن هشتم تا نيمه اول قرن شم قبل از ميلاد) سمدتها مركز امپراتوري مادها بوده است. و پس از انقارض آنها نيز به عنوان يكي از پايتخت هاي دوره هخامنشي ( پايتخت تابستاني و احتمالا" محل خزانه آنها ) به شمار مي رفته است. گفته هاي هرودت مورخ يوناني ، در قرن پنجم قبل از ميلاد،م مهمترين ماخذ تاريخي در اين مورد است. وي بناي اوليه اين شهر را به " ديااكو " نخستين شهريار ماد نسبت مي دهد ( در 728 قبل از ميلاد ). هرودت اوضاع سياسي واقتصادي نا مناسب قوم ماد را در دستيابي ديااكو به قدرت موثر مي داند.
 ديگر مورخين يوناني چون پلي بيوس، كنزياس، ژوستين و گزنفون نيز درباره هگمتانه مطالبي جمه آوري كرده اند. ديااكو پس از اينكه هگمتانه را به پايتختي خود برگزيد، تصميم به ساخت كاخي عظيم و مستحكم به صورت هفت قلعه تو در تو گرفت. به طوريكه كاخ پادشاهي و خزانه ، در درون قلعه هفتم قرار داشته باشد. ديااكو به تقليد از رنگ آميزي قصرهاي بابلي ، دستور داده بود كنگره هاي هر قلعه را به رنگي مخصوص در آورند. به اين ترتيب :رنگ كنگره هاي قلعه اول سفيد ، دومي سياه، سومي ارغواني، چهارمي آبي، پنجمي نارنجي، و كنگره دو با روي داخلي سيمين و زرين بودندو محيط بيروني ترني ديوار قلعه، تقريبا" بهاندازه حصار شهر اتن بوده استقصر شاهي، كه در آخرين قلعه دروني بر پاشده بود، داراي صدها اتاق بوده، و مردم نيز خانه هاي خود را بيرون اين قلعه ها و در كنار آن ساخته بودند.
بنا به در خواست ديااكو، قوم ماد شهرهاي كوچكي راكه در آن مي زيستهاند، رها ساخته و پايتخت ار مورد توجه قرار دادند و در اطراف قلعه شاهي خانه هاي خود را بنا كردند پلي بيوس مورخ يوناني ( 204 تا 132 قبل از ميلاد ) مي نويسد : در دامان كوه اورنت، ( اورنت يا اورنتس = الوند ) شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحكم و حيرت آوري قرار گرفته، و قصر شاهي، در داخل آخرين قلعه آن استوار گرديده است. .ضع ساختماني،آرايش عجيب، و تزئيناتي كه در آن به كار رفته به نحوي بوده، كه توصيف آن مبالغه آميز به نظر مي رسد. چوب هايي در آن به مصرف رسيده پوشيده از زروسيم است. درها، ستون هاي و رواق هاي آن، با هزاران گونه كنده كاري و نقش و نگار آراسته شده اند. يك ديوار بي پيرايه، و يك تير عاري از زيور، در آن كاخ نيست حتي كاشي هايي كه زينت بخش " ازاره ها" و ديوارهاي دورني قصر است، با پوششي از آب نقره، سيم اندود گشته و همه چوب ها از جنس سرو و كاج مي باشند.

 كنزياس مورخ يوناني وپزشك معروف اردشير دوم هخامنشي ( 404 تا 3045 قبل از ميلاد ) مي نويسد " سميرامين " ملكه آشور ، پس از ديدن وضعيت شهر وموقعيت مناسب آن دستور داده، كه براي او در آنجا كاخي بسازند و چون ديده است. كه در شهر جديد الاحداث كمبود آب وجود دارد، دستور داده تا با صرف هزينه اي گزاف ، نهري ساخته و آب درياچه اي را كه در آن سوي كوه اورنت ( الوند ) است به اين شهر سرازير نمايند. ابوبكر احمد بن محمد اسحاق همداني معروف به اين فقيه، در كتاب البلدان خود كه در حدود سال 290 هجري به تحرير در آمده، به نقل از يكي از دانشمندان پارسي مي نويسد" همدان بزرگترين شهر جبال و حدود چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بوده است" بخت النصر بعد از فتح و ويراني بيت المقدس ، فرمانده اي به نام صقلاب را به قصد تصرف همدان مي فرستد، ولي وي با عدم موفقيت مواجه شده و طي نامه اي به بخت النصر مي نويسد: من به شهري آمده ام داراي بارويي بلند و سركش و مردمي بسيار و كوي و برزن هاي فراخ و رودهاي فراوان و ... پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مركزيت نخستين را نيافت، ولي به جهت قرار گرفتن سدر مسير جاده شاهي، كه پارسه ( تخت جمشيد ) را به سارد متصل مي كرد، به عنوان پايتخت تابستاني هخامنشيان مورد توجه خاص بود، و از اين رو آن را آباد كردند. در زماني كه داريوش سوم با اسكندر مواجه مي شود. هگمتانه به صورت ويرانه اي بود. ولي داريوش سوم بنا به پيشنهاد ياران خود دستور مي دهد در ميانه شهر، كوشكي بزرگ كه آن را ساروق مي ناميدند، بسازند. در اين كوشك سيصد مخفي گاه براي گنجينه و دارايي ها بر باشد. و براي آن هشت درب آهنين ساختند، كه همه دو اشكوبي ( دو لختي ) و هر اشكوب، به بلنداي دوازده گز بود.

چنانكه ملاحظه شد درباره چگونگي احداث و نام بنيانگذاران هگمتانه در بين مورخين يوناني، اتفاق نظر وجود ندارد. مورخين اسلامي نيز دراين زمينه با يكديگر اختلاف نظر دارند و در مورد محل دقيق آن هم نظريات متفاوتي ارائه شده است. گر چه اكثر مورخين، پژوهشگران و باستان شناسان مانند مرحوم مصطفوي، پرفسورگير يشمن، اشميت، لوشاي و پرا دارا، تپه اي را كه هم اكنون در شهر همدان به نام هگمتانه معروف است، محل اصلي شهر باستاني هگمتانه مي دانند. حفاري هاي باستان شناسي سالهاي اخير در تپه هگمتانه هم مشخص شده است، كه محل كاخ و بناهاي اشاره شده، در تپه هگمتانه كنوني واقع بوده است. نتايج حفاري هاي تپه هگمتانه – آثار كشف شده حاكي از وجود يك شبكه منظم و پيشرفته آب رساني در شهر حكومتي مادهاو پارت ها مي باشد در فواصل بين كانال هاي آب رساني، معابري به عرض 5/3 متري وجود داشته و كف اين معابر، تماما" با آجرهاي مربع شكل و به منظمي مفروش بوده است. پيشينه حفاري هاي علمي ازاين تپه، به سال 1913 ميلادي بر مي گردد كه هيشي فرانسوي از طرف موزه لوور پاريس به سرپرستي شارل فوسي، كاوش هايي در تپه هگمتانه انجام داد. ولي نتايج اين كاوشها هيچ گاه منتشر نشد.

در طي 10 فصل حفاري انجام شده از سال 1362 تا 1378، كه حدود 14000 متر مربع از بقاياي اين شهر مورد كاوش قرار گرفته يكي از كهن ترين دوره هاي تمدن پشري نمايان شده است. همچنين يك حصار طولاني به ارتفاع 9 متر و دو برج عظيم و كم نظير در درون آن كشف شده، از جمله كاوشهاي علمي سال 1362 تا كنون كه به سرپرستي آقاي دكتر محمود رحيم طراف به انجام رسيده منجر به شناسايي شهر بزرگي در دل تپه هگمتانه شده است. تحقيقات نشان داده كهدر فواصل 35 متري بين معابر دو سري واحدهاي ساختماني قرار دارد كه هر كدام شامل يك هال ( حياط مركزي ) است. با اتاق ها و انبارهايي به صورت قرينه در گرداگرد آن، به شكلي كه هر واحد ساختماني فضايي در حدود 5/17 *5/17 متر را در بر مي گيرد. معابر مذكور با عرض 5/3 و پس بندي آجري در بخش وسيعي از تپه گسترش داشته، و جهت شمال شرقي بهجنوب غربي دارند. همچنين ادامه كاوش ها بخش هايي از حصار عظيم شهر به قطر 9 متر وارتفاع 8 متر را آشكار ساخته است . اين حصار در فواصل معين، داراي برجهاي عظيم بوده، كه هگمتانه قديم را در بر مي گرفته است. به طور كلي اين تپه در طول يكصد سال اخير بارها مورد حفاري باستان شناسان داخلي و خارجي قرار گرفته است. از جمله ويژگيهاي شهر باستاني هگمتانه معماري و طرح و نقشه منظم اين شهر بوده، كه در بين آثار باستاني به سدت آمده كم سابقه است. ضمنا" در طول حفاريهاي انجام شده آثار ارزشمند و بي نظيري كشف گرديده كه اغلب متعلق به دوران هخامنشيان و نياكان آنهاست . تعدادي از اشياء كشف شده از اين تپه در موزه ملي ايران باستان و تعدادي ديگر در موزه ها و يا مجموعه هاي خصوصي خارج كشور نگهداري مي شود كه ذيلا" برخي از آنها معرفي مي گردد.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

مهاجرتهاي اقوام آريائي نژاد ماد ازحدود 3500 سال پيش به منطقه غرب ايران ومحدوده فعلي استان همدان واختلاط وسلوك آنان با اقوام مستقر در منطقه به تدريج منجر به شكل گيري نخستين حكومت فراگيربه مركزيت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ايران گشت واين حكومت در 650  سال قبل از ميلاد در اوج اقتدار خود ضمن غلبه بربزرگترين قدرت سياسي ونظامي آن عصر يعني دولت آشور قلمرو خود اراز شرق به آسياي ميانه ودرغرب به قلب آسياي صغير بسط داد. بر اساس نوشته هاي هرودوت ورخ يوناني بدستور ديااكو نخستين پادشاه ماددرهگمتانه (همدان) پايتخت آنان استحكامات عظيمي شامل قلاع تودرتوو قصرهاي سلطنتي برپا گشت. اكثريت محققين علوم تاريخ وباستان شناسي را عقيده بر اين است كه تپه امروزي هگمتانه در دل شهر همدان برجاي مانده بقاياي همين تاسيسات ميباشد. اين تپه طي چندين سال اخير مورد كاوشهاي باستانشناسي قرارگرفته وكارگاههاي كاوش واشيا ﺀ بدست آمده در معرض ديد علاقمندان قراردارد.همچنين انجام حفاريهاي باستان شناسي در تپه هاي گودين نزديك كنگاور ونوشيجان در ملاير گوشه هائي از فرهنگ وتمدن اقوام ماد رادراين زمان برماآشكار ساخته كه از جمله آنها مي توان به نخستين اشكال خط ونگارش وسكه هاي اوليه ومظاهر فرهنگ ديني ومعماري ايراني اشاره نمود.از دوره هخامنشيان علاوه بر سنگ نبشته هاي ميخي گنجنامه همدان تعداد قابل توجهي اشيا ﺀ زرين وسيمين ونيز بقاياي كاخهاي سنگي بيادگار مانده است كه علاقمندان ميتوانند ازآنها در موزه ملي كشور وموزه تپه هگمتانه بازديد كنند از دوره هاي سلوكي واشكاني در همدان مجسمه شير سنگي وگورستان پارتي ودر نهاوند نشانه هائي از يك معبد برجاي است.

 شهرهمدان دردوره ساساني يكي از ضرابخانه هاي اين حكومت بوده وسكه هاي متعددي از اين دوره در دست مي باشد.شهرنهاوند نيز در اين زمان داراي اهميت ويژه اي بود ودژ مستحكمي در آن قرارداشت ويكي از مراكز ايالات اسپهبد نشين هفتگانه اين دوره بود.اعراب در يورش به ايران فتح نهاوند رافتح الفتوح ناميدند وگشودن همدان را به سال 645 ميلادي پس از فتح نهاوند بزرگترين پيروزي خود برساسانيان شمرده اند. از آثار اين دوره مي توان به غار قلعه جوق درفامنين وبقاياي قلعه اي در همان محل اشاره كرد. نفوذ وگسترش اسلام درايران تغييرات وتكامل شگرفي رابرپايه تعاليم اسلام واصول هنرها ومعماري قديمي كشور سبب شد. ازاين دوره 1400 ساله در نقاط مختلف استان يادمانهاي متعددي برجاي مانده كه اهم آنها عبارتند از:بناي بسيار زيبا وارزشمند گنبد علويان از دوره سلجوقي – برج قربان – بقعه استر ومردخاي – بقعه خضر از قرون 7تا9 هجري درهمدان امامزده ازناو از دوره سلجوقي در فامنين – امامزاده هود واظهر دررزن وبقعه حبقوق نبي در تويسركان از قرن هشتم –امامزاده يحيي – امامزاده حسين وامامزاده اسماعيل د رهمدان ونيز كاروانسراي فرسفج ومدرسه علوم ديني شيخ عليخان زنگنه در تويسركان – آب انبار وسنگ نبشته اي معروف به كتيبه آقاجان بلاغي مربوط به بناي يك سد در اسدآباد – يخچال ميرفتاح در ملاير وحمام حاج آقا تراب در نهاوند ونيز تعدادي پل شامل پل شكسته (خسروآباد)در اسدآباد- پل كوريجان وآبشينه در همدان پل جهان آباد در فامنين – پل فرسفج ومجموعه بازار در تويسركان وپل زرامين در نهاوند جملگي از دوره صفوي وبازار,مسجد جامع وميدان امام همدان وبازارملاير ازابنيه مهم بعداز دوره صفوي.

 درخاتمه شايان ذكر ميداند همدان اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده ، که در آن دوره هگمتانه نامیده شده است. آثارمشکوفه از تپه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه های گنج نامه آثاری از آن زمان می باشند. آثار تاریخی ، فرهنگی متعدد موجود در همدان ، موجب شد تا در جلسه مورخ 2/2/1370 شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی فرهنگی کشور شناخته شود. همچنین این شهر از دير باز مهد پرورش مردان بزرگي د رزمينه علم وهنر – عرفان – دين وسياست بوده است كه ا زجمله اين مشاهير ميتوان به فيلسوف عاليقدر جهان اسلام ابوعلي سينا- شاعر وارسته وعارف بزرگ باباطاهر- عارف دلسوخته وحق طلب عين القضاه همداني ونيز مردان علم وسياست نظير,خواجه رشيد الدين فضل اله همداني وزير مشهور ايلخانيان مغول وهمچنين ادبا وشعراي گرانقدري چون ميرزاده عشقي- مفتون همداني وعارف وهمچنين مردان دين وسياست چون سيد جمال الدين اسدآبادي اشاره نمود. بدين لحاظ عاشقان وشيفتگان مظاهر فرهنگ وتمدن ايران واسلام مي توانند علاوه بر آثار وابنيه تاريخي استان از بناهاي يادبودي كه براي برخي از اين بزرگان برپا شده نظير آرامگاه بوعلي وباباطاهر نيز بازديد نمايند. گذشته از آثار تاريخي استان همدان از لحاظ طبيعي نيز داراي جاذبه هاي خاصي است كه از جمله آنها مي توان به غار بي نظير وبسيار زيباي عليصدر در شهرستان كبودرآهنگ – گردشگاههاي گنجنامه وعباس آباد در همدان – پارك زيباي ملاير- سراب گيان نهاوند وييلاقات خوش آب وهواي شهرستان اسدآباد اشاره نمود. وجود مجموعه جالب وبي بديل جاذبه هاي فرهنگي – تاريخي وطبيعي وارتباطات سهل اين استان با مركز كشور ونيز آب وهواي خنك آن در فصل بهار وتابستان استان همدان را به عنوان يكي از مهمترين قطبهاي گردشگري مطرح نموده ودرسال جاري اين استان بلحاظ جذب گردشگر در كشور توانست رتبه چهارم را احراز نمايد همچنين درراستاي برنامه ملي توسعه گردشگري كشور شهرهمدان به عنوان منطقه مدل گردشگري انتخاب گرديده است


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

  « امامزاده حسین » که در همدان بیشتر به «شاهزاده حسین» معروف می باشد ، در سمت شمالی اول خیابان شهدا در کوچه ای به نام خود امامزاده قرار دارد. بقعه بنای امامزاده حکایت از دوره صوفهی  می نماید. شبستان اصلی (زیر گنبد) هشت ضلعی است به طول هر ضلع 30/3 متر ، اکثر مورخان احتمال می دهند این شبستان مربوط به دوره قاجار است شاید در زمان فتحعلیشاه قاجار بازسازی شده باشد.

بنا به قول معمرین همدان و اشاره ای که در زیارتنامه شده است. نخستین بنای آرامگاه در قرن پنجم به سال 423 هـ .ق بوده ، لیکن در طول تاریخ چند بار بازسازی شده است. گفته می شود در زمان هلاکوخان مغول در وسعتی بیشتر تجدید بنا شده است.

 امامزاده اسماعیل

در حاشیه جنوبی بلوار بین میدان فلسطین به میدان باباطاهرهمدان در مجاورت مسجد قدیمی « حاج کلبعلی» و زینبه بنای آجری قدیمی به شکل مربع وجود ارد  که به امامزاده اسماعیل معروف است. ساختمان و بقعه موجود حکایت از دوره صفوی می کند و تاریخ احداث آن سال 1135 هـ .ق است که مصادف با دوره حکومت آخرین شاه صفویه « شاه سلطان حسین »  صفوی می باشد. 

فضای داخل شبستان مربعی کوچک با ضلع 5 متر است دارای چهار طاق نماست بیش از یک متر که به فضای زیارتگاه تا حدی افزوده است.

امامزاده  یحیی

در حاشیه شمالی بلوار آیت اله مدنی زیارتگاهی با بنائی مانده از روزگار صفویه وجود دارد که به «امامزاده  یحیی » معروف است. در پیرامون نسب نامه این بقعه متبرکه آگاهان علم الانساب سخن بسیار گرفته اند و آنچه معلوم است فرد مدفون شده در این امامزاده یکی از سادات علوی حسنی همدان که با فاصله چند پشت به حضرت امام حسن مجتبی می رسد.

بنای کنونی امامزاده از بناهای دوره صفویه است. که در دوره قاجار برخی تعمیرات روی آن انجام شده است. ایوان ورودی به شبستان حرم فضائی است به نسبت بزرگ و آئینه کاری دو رواق مربوط به امیر افخم یکی از امرای دوره قاجار درهمدان و دو رواق دیگر مربوط به زن امیر افخم است.

امامزاده عبداله

امامزاده عبداله در گذشته در میان کوچه های تنگ و پرپیچ و تاب قدیمی همدان قرارداشت. کوی و برزنی که این امامزاده در آن بود به نام « باغ میر عقیل» معرف بوده هنگام احداث خیابان باباطاهر، تقاطع بلوار به جهت خیابان شریعتی و میدان عین لقضات سبب شد درصد زیادی از کوچه ها در مسیر خیابان کشی قرارگیرند و بنای قدیمی امامزاده در تقاطع بلوار و خیابان باباطاهر واقع شد. همین امر باعث شد کوچه و پس کوچه ها خارج شده در میانه میدان بزرگی قرار می گیرد. اخیراً امامزاده بازسازی شده و باغائی زیبا آغوش به روی زائران خود گشوده است.

در شبستان امامزاده عبداله دو قبردر جوار هم وجود دارد. یکی منسوب به «عبداله» از نواده های حضرت موسی بن جعفر (ع) و قبر دیگر منسوب به دایه آن حضرت می باشد.

امامزاده « اهل بن علی »

در حاشیه جنوبی خیابان شهدا، در یکی از محلات قدیمی به نام « کوی پای مصلی قدیمی به نام امامزاده « اهل بن علی » قرار دارد به قول مورخان بنای امامزاده از دوره صفویه و زمان شاه طهماسب اول (984- 930 هـ .ق ) است و در تاریخ مفصل همدان آمده در صحن این امازاده قبر «شاملا» وجود دارد. صاحب « جراب الحکمه » کرمانشاهی تنزیل همدان آن قبر را «امین الدین» معروف به «مولی شاملو» می داند و می گوید امین الدین حسین ابن عبدالغنی الفتوحی اصفهانی مشهور به شاملا از شاگردان سید عبدالحی بن عبداوهاب بن علی جرجانی معاصر سلطان شاه طهاسب و شاه حسین ماضی صفویه بوده است.


امامزاده هادی بن علی

در میانه سمت غربی میدان بزرگ باباطاهر ، بقعه ای وجود دارد که به نام « امامزاده هادی بن علی » معروف است . امامزاده دارای بنای محکم و استوار است و از بناهای قرن ده هجری می باشد احتمالاً از بناهای دوره شاه طهاسب اول ( 980 – 930 هـ .ق ) است

در زیارتنامه نام فرد مدفون شده « هادی ابن امام زین العابدین (ع)» آمده است . از ویژگیهای شبستان این امامزاده وجود محراب است.

 قاسم بن احمد قاسم معروف به بطحائی از اعقاب امام سجاد (ع)

در شمال شرقی همدان روستای قاسم آباد قرار دارد . این روستا به سبب داشتن امامزاده ای در بین اهالی همدان و روستاهای اطراف معروف و شناخته شده است.

قاسم آباد و امامزاده اش به خاطر داشتن آب و هوای ییلاقی و مناظر طبیعی زائرین زیادی در فصل تابستان دارد. فرد مدفون شده این امامزاده در زیارتنامه « قاسم بن احمد قاسم معروف به بطحائی از اعقاب امام سجاد (ع) معرفی می نماید. در روی قبر ضریحی قدیمی قرار دارد که احتمال داده می شود مربوط به دوره سادات حسنی در همدان باشد برخی دیگر فرد مدفون شده را « قاسم بن موسی و علی جیرانگ » معرفی کرده اند.

 امامزاده خضر

در بلندی تپه خضر در شمال شرقی همدان گنبدی چهار گوش قرار دارد. این گنبد به نظر می رسد از آثار دوره صلاجقه و علویان همدان است سطوح دیوارهای داخلی بقعه با آیاتی از قران مجید و اشعار فردوسی گچبری شده است . در بقعه مجرابی زیبا ومزین به گل و بوته آیات قرآنی از گچ ساخته و گچبری شده است. گفته می شود در بقعه قبر چندین تن از امرای سادات علوی و « مجدالدین علاء امدوله» قرار دارد.

بقعه خضر به نام امامزاده خضر (خدر) هم نامیده می شود، و زیارتگاه اهالی روستای خضر = خدر و همچنین مردم حاشیه نشین همدان است و به نظر می رسد بقعه باقی مانده از بنای بزرگی باشدکه در بالای تپه بوده ، برخی دیوارها فروریخته در مجاور آن بازگو کننده این واقعیت می باشد.

 مسجد جامع

در سمت غربی خیابان اکباتان از میدان ام خمینی (ره) همدان و در فاصله تقریباً د متری از میدان امام، یکی از قدیمی ترین و در عین حال بزرگترین مساجد همدان به نام مسجد جامع (مسجد جمعه) قرار دارد. گر چه قدیمی ترین بخش بنای کنونی مسجد بیش از 160 سال قدمت ندارد، مکان آن به شهادت تاریخ بیش از هزار سال نمازگاه همگانی مردم شهر بوده است.

عظیم ترین قسمت جامع همدان  «شبستان طاق بزرگ» است که باقی مانده از دوره قاجار می باشد به تاریخ (1253 قمری) یکی دیگز از شبستانهای این مسجد شبستان 55 ستونی ات که قدیمی تر از طاق بزرگ است.

مسجد جامع همدان در میان بازار قرارداردو درهای آن به راستای بزارهای اطراف باز می شوند. اخیراً دری به خیابان اکباتان برای این مسجد گشوده اند شبستان رو به روی طاق بزرگ به شبستان قدیمی «چهل ستون» بود که تخریب و به جای آن شبستان جدیدی بنا گردید.

مسجد جامع همدان دارای 3 جفت مناره است که یک جفت آن در کنار خیابان اکباتان می باشد.

 

     كليساي حضرت رافائيل
 
محل این کلیسا میدان آرامگاه بوعلی سینا می باشد.

 

      كليساي پروتستان

محل این کلیسا در خیابان شهدا می باشد.

 


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

آثار به دست آمده از تپه ي باستاني گيان در شهرستان نهاوند نشان دهنده ي سكونت اقوام بومي ايراني در اين منطقه در 37 قرن پيش از ميلاد ( 7500 سال قبل ) است . در هزاره ي دوم قبل از ميلاد قلمرو اين استان مورد توجه اقوام كوچ نشين آريايي قرار گرفت . اقوام آريايي دام پرور بودند اما پس از اسكان عده اي از آنها در نواحي كوهستاني همدان به كشاورزي نيز پرداختند  عده اي هم چنان كوچ نشين باقي ما ندند . آب بازگشت زمان و تكامل ابزار توليد شكل بهره برداري از محيط طبيعي نيز تغيير كرد و شيوه هاي مختلف معيشت شكل گرفت . در اينجا  به اختصار به شيوه هاي گوناگون زندگي در اين استان مي پردازيم .

 


در استان همدان وجود آب و خاك حاصل خيز در پيدايش و تكوين سكونت گاه ها نقش تعيين كننده اي داشته است . تپه ي باستاني گيان در نهاوند در 5700 سال قبل محل سكونت بوميان ايراني بوده است .

الف -نقش آب : شكل گيري سكونت گاه ها در استان همدان همانند ساير نقاط ايران بيش از هر چيز به ميزان دسترسي به آب بستگي داشته است . به طوري كه مي توان گفت تمام روستاها در كنار منابع آب به وجود آمده اند . به ويژه در نواحي اي كه در آن چشمه هاي آهكي ( كارستي)‌ وجود دارد سابقه ي سكونت به زمان هاي بسيار دور برمي گردد.

ب - نقش خاك : علاوه بر آب . خاك قابل كشت نيز در پيدايش و توسعه ي روستاهاي استان نقش داشته است وجود دشت هاي حاصلخيز و هموار در اين منطقه بستر مناسبي براي فعاليت هاي كشاورزي به وجود آورده است . روستاهاي استان همدان عمدتا"‌در مجاورت و روي پادگانه هاي آبرفتي و مخروط افكنه ها استقرار يافته اند اين مناطق علاوه بر آب خاك حاصل خيز نيز دارند .

 


آب عامل شكل گيري روستاهاي اوليه استان بوده است . به عبارت ديگر نخستين روستاها در پيرامون منابع آب به وجود آمده اند و شكل تمامي آنها نيز ازنوع متمركز است .

انواع روستاهاي متمركز در استان همدان با توجه به وضعيت ناهمواري ها و شيب زمين به سه دسته تقسيم مي شوند:

الف - روستاهايي كه در دشت ها به وجود آمده اند و شكل آنها تقريبا" مدور است.

ب - روستاهايي كه درپاي كوه ها ودامنه ها و در شيب هاي تند به وجود آمده اند و به صورت پلكاني هستند .

پ - روستاهايي كه در طول رودخانه ها تكوين يافته اند و به روستاهاي طولي معروف اند .

در گذشته در روستاهاي استان ساختمان ها را از مصالحي مي ساختند كه در محيط طبيعي اطراف روستايافت مي شد. اين مصالح با توجه به اقليم و طبيعت گل . خشت . سنگ و چوب بود كه براي ساختن بناهايي با سقف هاي مسطح از آنها استفاده مي كردند . در سالهاي اخير در بناي اغلب خانه هاي روستايي از مصالحي مانند آجر . سيمان . آهن و ... استفاده مي كنند .

 


منابع درآمد روستاييان استان متنوع است و روستاييان اغلب به كارهاي چون زراعت. باغداري. دامداري. صنايع دستي . حمل ونقل . معدن وخدمات مشغول اند . زندگي يك خانوار روستايي ممكن است تنها از طريق يكي از منابع ياد شده يا تركيبي از آنها تامين شود .

 


عوامل متعددي در توسعه ي زندگي شهري در استان همدان موثر بوده اند كه به اختصار به نقش هر يك از آنها اشاره مي كنيم.

الف - آب : همه ي شهر هاي استان در مناطقي به وجود آمده اند كه در آن مناطق دسترسي به منابع آب امكان پذير بوده است .

اين عامل به عنوان عامل اصلي و تعيين كننده بيش ترين نقش را درپيدايش و توسعه ي شهرها داراست . ساير عوامل موثر در پيدايش و توسعه ي شهرها پس از اين عوامل قرار مي گيرند.

- ناهمواري: عامل ارتفاع و ناهمواري در پيدايش شهرهاي استان بي تاثير نبوده است . در شكل گيري و توسعه ي شهرهايي مثل همدان و تويسركان علاوه بر عامل آب . عامل ارتفاع نيز نقش مهمي داشته است .

اين عامل در دسترسي آسان تر به منابع آب سطحي در دامنه هاي كوه ها و دفاع در برابر دشمن نيز اهميت خاصي برخوردار بوده است .

پ - عامل ارتباطي : عامل ديگري كه در ايجاد و توسعه ي برخي از شهرهاي استان همدان دخالت داشته عامل ارتباطي است

مثلا" شهر رزن به دليل قرار گرفتن در مسير جاده اصلي همدان - تهران توسعه يافته ويه شهر تبديل شده است . اين عامل در توسعه ي شهر هاي ملاير و اسدآباد نيز بي تاثير نبوده است .

ث - موقعيت جغرافيايي : كبودر آهنگ يكي ديگر از شهرهاي استان است كه علاوه بر دارا بوده منابع غني آب هاي زير زميني نسبت به روستاهاي اطراف خود مركزيت هندسي دارد و به سبب موقعيت برتر جغرافيايي اين منطقه به تدريج توسعه يافته و به شهر تبديل شده است .

 


با توجه به سوابق تاريخي و نوع فعاليت هايي كه در شهرهاي استان صورت مي گيرد شهرهاي مختلف نقش هاي متفاوتي را ايفا مي كنند . شهر همدان علاوه براين كه از كهن ترين شهرهاي ايران است . به دليل داشتن مركزيت سياسي - اداري و نيز گسترش فعاليت هاي خدماتي درآن مهم ترين نقش را در استان ايفا مي كند . شهر لالجين  به دليل توسعه ي صنايع دستي سفال وسراميك در آن يك شهر صنعتي ( صنايع دستي ) محسوب مي شود ملاير در گذشته بيش تر نقش كشاورزي داشته ولي امروز نقش غالب را خدمات و پس از آن در كشاورزي دارد شهر رزن به دليل موقعيت ويژه ي خود يعني قرار گرفتن در مسير همدان - تهران نقش ارتباطي دارد و اين نقش در توسعه ي سريع آن موثر بوده است . شهر نهاوند به دليل قرار گرفتن در يك حوزه ي پرتراكم كشاورزي نقش كشاورزي و خدمات رساني به روستاها ي اطراف خود و پشتيباني ازآنها را برعهده دارد. ساير شهر هاي استان نيز داراي نقش هاي كشاورزي مي باشند.

 


در سالهاي اخير به موازات افزايش جمعيت روستاها و مها جرت آنان به شهرها. توسعه ي شهرها با شتاب بيش تري صورت مي گيرد در شهرها هم گسترش افقي و هم - به دليل برخي محدوديتها - رشد عمودي دارند.

از ميان شهر هاي استان طي اين سالها همدان بيشترين تغييرات را داشته است طرح جامع همدان كه در سال 1352 به تصويب رسيد حدود شهر همدان را براي بيست و پنج سال آينده تعيين كرد ولي با تغييراتي كه بعدا" در اين طرح داده شد كوي هايي در اطراف شهر همدان به وجود آمدند استان همدان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي شامل يازده نقطه ي شهري به نامهاي همدان . ملاير . نهاوند . تويسركان . كبودر آهنگ . اسدآباد . بهار . لالجين . سامن . مريانج و سركان بوده است .

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي وبر اساس قانون قبلي تقسيمات كشوري . قروه نيز به شهر تبديل شد و پس ازآن هم با تجديد نظر در قانون قبلي تقسيمات كشوري بخش هاي فامنين . رزن . فيروزان . دمق . قهاوند. صالح آباد . ازندريان و جورقان به شهر تبديل شده اند.

 


در استان همدان نوع ديگري از زندگي وجود داردكه به زندگي عشايري موسوم است . دامنه هاي شمالي و جنوبي الوند و ارتفاعات نيمه ي جنوبي استان با مراتع . چمنزارها . چشمه ها. رودهاي متعدد و آبو هواي متعدل در تابستان براي برخي عشاير و كوچ نشينيان كشور جاذبه ي زيادي دارد. به همين دليل عشاير تركاشوند . يارمطا قلو . جمور و بنفشه ييلاق  خود را در دامنه هاي اين كوهستان هاي اين استان سپري مي كنند.

اين عشاير قشلاق را دراستان هاي مركزي . لرستان . كرمانشاه . ايلام و خوزستان سپري مي كنند. زيان آنان لري . كردي و تركي و مذهب آنان شيعه و سني است . عشاير درمدت توقف خود در مناطق ييلاقي استان . محصولات دامي و لبني خود را به بازارهاي محلي عرضه مي كنند.

 
 

آب و هواي استان همدان معتدل كوهستاني است .ميزان بارش در اين استان مطلوب نيست هر چند كه ميانگين بارش سالانه ي اين استان از ميانگين بارش كشور بالاتر است . استان همدان از نظر منابع خاك وضعيت مطلوبي دارد ولي ميزان بارش جواب گوي منابع خاك در بخش كشاورزي استان نيست.

استان همدان با مشكل كم آبي رو به روست . اين امر علاوه بر لطمه زدن به بخش كشاورزي در برخي سال ها مشكلاتي را در زمينه ي تامين آب آشاميدني ايجاد مي كند. مطالعه ي مجدد و دقيق منابع آب استان بازنگري شيوه هاي استفاده از اين منابع و اقدام به ذخيره سازي آ ب ممكن است مشكلات كمبود آب و توزيع نا برابر را در فصول مختلف سال حل كند.

 


الف - منابع آب سطحي : استان همدان در محدوده ي سه حوضه ي آبريز عمده ي كشور قرار دارد. هر يك از رودهاي گاماسياب . قره چاي و تلوار به ترتيب به حوضه ي آبريز خليج فارس و درياي عمان . حوضه ي آبريز مركزي و حوضه ي آبريز درياي مازندران تعلق دار ند.

1- رود گاماسياب : اين رود دائمي . پر آب ترين رود استان است و با شعبه هايش . بين كوه هاي مياني و جنوبي استان جريان دارد . رود كاماسياب در مسير خود شاخه هاي مهمي به نامهاي  رود ملاير . قلقل رود و خرم رود را دريافت مي كند . گاماسياب پس از سيراب كردن دشت نهاوند و از جنوب غربي استان همدان وارد كرمانشاه مي شود . اين رود يكي از شاخه هاي مهم رود كرخه به شمار مي رود و در نهايت به خليج فارس مي ريزد .

2- رود قره چاي : اين رود فصلي بين كوه هاي مياني و شمالي استان جاري است . شعبه هاي مهم آن مانند رود آبشينه  و رود صالح آباد و ساير شعبات فرعي آن از قله هاي كوهستان الوند سرچشمه مي گيرند.

رود قره چاي از كوه هاي شمالي استان نيز شعبات ديگري به نامهاي خميگان . زهتران و دمق را دريافت مي كند . قره چاي پس از زهكشي بخش مهمي ازسطح استان از شرق استان همدان وارد استان مركزي مي شود و درنهايت به حوضه ي مسيله در حوضه ي آبريز مركزي مي ريزد .

3- رود تلوار : اين رود فصلي در شمال غربي استان جريان دارد و پس از طي مسافت كوتاهي وارد استان زنجان مي شود . تلوار از شاخه هاي رود قزل اوزن به حساب مي آيد كه در گيلان به سفيد رود معرف است و به درياي مازندران مي ريزد.

 


مهمترين سدهاي استان دو سد مخزني است كه برروي رود آبشينه ( يلفان ) احداث شده اند و به سد اكباتان و سد آبسينه معروف اند. هدف از احداث اين سدها در درجه اول تامين آب آشاميدني شهر همدان و سپس تامين بخشي از نيازهاي آبي زمين هاي كشاورزي پايين دست سدها بوده است .

ب - منابع آب زير زميني : استان همدان از نظر آب هاي زير زميني در بعضي از مناطق مثل دشت هاي قهاوند . رزن - فامنين . كبودر آهنگ و همدان - بهار در گذشته وضعيت مطلوبي داشته ولي درسالهاي اخير به علت بهره برداري بي رويه . سطح آب هاي زير زميني در اين دشتدها با كاهش شديد مواجه شده و وضعيت بحراني پيدا كرده است . از ميان چهار دشت نيمه ي جنوبي استان . دشت هاي اسدآباد و نهاوند از نظر آب هاي زيز زميني غني هستند . بهره برداري از منابع آب زير زميني در سطح استان به ترتيب اهميت توسط چاه هاي عميق و نيمه عميق . چشمه ها و قنات ها صورت مي گيرد . پيش ترين استفاده از منابع آب استان در بخش كشاورزي است و پس از آ? مصارف شهري و روستايي و سپس بخش صنعت و معدن قرار دارند.

 


مشكلات آب در سطح استان دو نوع است : مشكلات طيبعي و مشكلات اجرايي.

الف - مشكلات طيبعي : اين مشكلات عمدتا" به عوامل نامساعد طبيعي مربوط مي شوند. مانند :

- توزيع نامناسب زماني بارش

- توزيع نامناسب مكاني بارش

- پوشش فقير گياهي در حوضه ي آبخيز رودها

- شوري آب در بخشي از مناطق استان مثل قسمت هايي از دشت قهاوند

- وضعيت خاص ناهمواري هاي استان كه باعث مي شود همه ي رودها به خارج از استان سرايز شوند و هيچ رودي به استان وارد نشود و....

ب- مشكلات اجرايي : اين مشكلات بيش تر به نحوي بهره برداري از منابع آب استان مربئط است كه از جمله ي آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:

- سيستم قديمي آبياري ( اتلاف آب در شبكه هاي انتقال . رو باز بودن نهرها و تبخير شديد آب اتلاف آب توسط گياهان هرز كنار نهرها و روش آبياري غرقابي)

- سيستم سنتي بهره برداري ( احداث بندهاي خاكي و چوبي ناپا يدار كه اولين سيل آنها را تخريب مي كند ودر نتيجه . نهرها پر از رسوب مي شوند)

- آشنا نبودن كشاورزان با شيوه هاي آبياري كم مصرف ( مثل آبياري باراني و قطره اي )

- خشك شدن و كم آبي يا تخريب قنات ها در اثر بي توجهي يا حفر بي رويه ي چاه هاي عميق و نيمه عميق

- وجود خرده مالكي ( يك پارچه نبودن زمين هاي كشاورزي كه باعث كاهش بازدهي آبياري مي شود)

طرح ها و اقدامات جاري در زمينه ي منابع آب . طرح هاي موجود در زمينه ي منابع آب به دودسته تقسيم مي شوند: طرح هاي مربوط به تامين آب آشاميدني شهرها و روستاها و طرح هاي مربوط به تامين آب كشاورزي .

الف - طرح هاي مربوط به تامين آب آشاميدني شهرها و روستاها

- حفرچاه هاي عميق در دشت هاي استان .

- احداث سدهاي مخزني مثل سد آبشينه يا سدهاي در دست مطالعه مثل سد سياه كمر در شهرستان همدان . سد كلان در ملاير و سد امام زاد عسگر در شهرستان بهار .

ب - طرح هاي مربوط به تامين آب كشاورزي .

- سدهاي مخزني در دست مطالعه . شيرين سو.آلان عليا . قاباق تپه در شهرستان كبودر آهنگ . سد شنجور در شهرستان رزن . سد نعمت آباد در شهرستان اسد اّباد و سد ملوسان در شهرستان نهاوند.

- احداث بندهاي انحرافي در نقاط مختلف استان .

- تغذيه ي مصنوعي و كنترل سيلاب در دشت هاي اسدآباد . همدان - بهار. كبودر آهنگ . رزن

- فامنين و قهاوند.

- انجام دادن كارهاي مطالعاتي براي احداث شبكه هاي آبياري و زه كشي و ايستگاه پمپاژ در شهرستان نهاوند.


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

سلام و عرض ادب ،چند تا آهنگ سنتی برای RingTone و SMS گوشي هاي همراه آماده كردم كه مي تونيد دانلود كنيد!

هم نوازي(چهارمضراب)            سنتور ۱              سنتور ۲            سنتور۳               تار(چهارمضراب)

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

استان همدان

موقعیت نسبی

استان همدان به وسعت 19493 كيلومتر مربع از شمال به استان زنجان و قزوين ، از جنوب به استان لرستان، از مشرق به استان مركزي و از مغرب به استانهاي كرمانشاه و كردستان محدود مي شود . و بين مدار هاي (33  درجه و 59 دقيقه ) تا (35 درجه و 48  دقيقه ) عرض شمالي از خط استوا  و ( 47 درجه و 34 دقيقه ) تا (49 درجه و 36 دقيقه ) طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است.

  ناهمواریها

ناهموارها ي استان چه تحولاتي را پشت سر گذاشته اند ؟ ناهمواري هايي كه امروزه استان همدان را تشكيل داده اند در طي دوران هاي زمين شناسي دچار تغييرات زيادي شده اند يكي از عوامل تغيير شكل اين ناهمواري ها آبهاي روان بوده است آبهاي روان در برخي مناطق با تخريب ارتفاعات و انباشتن مواد در چاله ها به ويژه طي دوره ي كواتر نر سبب كاهش ارتفاع كوه هاو پيدايش دشتهاي متعددي شده اند در برخي مناطق نيز شدت عمل آب هاي روان به اندازه اي بود كه شكل ناهمواري ها را معكوس كرده است مثلا" كوه به دره تبديل شده يا دره ي عميق دوره هاي گذشته اكنون به صورت كوه در آمده است . كوه (( خان گر مز )) در غرب تويسركان نمونه اي جالب از اين پديده است .

اشکال ناهمواریها

الف - كوه ها
‌ارتفاعات استان عموما" جهت شمال غربي -  جنوب شرقي دارد و به طور كلي شمال مركز و جنوب استان قرار گرفته اند . هر يك از اين ارتفاعات شامل بخشي از كوه هاي مختلف ايران است

 1 -  كوه هاي شمالي : اين كوه ها در قسمت شمال غربي كوه هاي مركزي ايران قرار دارند و خط الراس آنها مرز بين استان همدان و استان قزوين است جنس كوه هاي شمالي عمداتا" از سنگهاي آذرين بيروني و سنگهاي آهكي است

2 -  كوه هاي مياني : اين كوه ها شامل كوهستان الوند است كه به موازات ارتفاعات شمالي از مرزهاي غربي استان شروع مي شود و تا حوالي شهر (( ازندريان )) در نزديكي جاده ي همدان -  ملاير ادامه دارد . قله الوند با ارتفاع 3363 متر در اين كوه ها واقع است مرتفع ترين نقطه ي استان قله ي ( گاو بره ) با ارتفاع 3384 متر مي باشد . كوهستان الوند از نظر زمين شناسي يك باتوليت به حساب مي آيد و جنس آن از سنگهاي آذرين دروني ( گرانيت ) است پيرامون اين سنگها هاله اي از سنگهاي دگرگوني قرار گرفته است .

3 -  ارتفاعات جنوبي : اين ارتفاعات كه به كوه هاي گرو موسوم اند همانند ارتفاعات شمالي و مياني استان جهت شمال غربي جنوب شرقي دارند و بخشي از رشته كوه زاگرس محسوب مي شوند . به عبارت ديگر از مجموعه ي ارتفاعات استان اين ارتفاعات جزء كوه هاي زاگرس به حساب مي آيد اين كوه ها به صورت ديواره اي بين استانهاي همدان ولرستان كشيده شده اند و جنس آنها همانند رشته كوه زاگرس -  عمدتا" از سنگهاي آهكي است .

4-  كوه هاي پراكنده : در حدفاصل ارتفاعات شمالي و مياني استان كوه هايي به طور پراكنده واقع اند كه از جمله آنها مي توان قلي آباد و قره داغ را نام برد در حد فاصل ارتفاعات مياني و جنوبي نيز كوه هايي مانند خان گرمز كوه سفيد سياه دره و كمر زرد واقعند . در غرب استان و در شمال دشت همدان -  بهار بلنديهاي قرار دارد كه ارتفاع زيادي ندارد اين كوه ها عمدتا" از  آهكهاي بلورين تشكيل شده اند غار معروف عليصدر در اين تشكيلات بوجود آمده است . در جنوب شرقي استان نيز كوه هاي پراكنده اي ديده مي شود كه از مهمترين آنها مي توان كوه سرده و كوه گرمه نام برد .شهر ملاير در دامنه كوه گرمه قرار دارد.

 ب- دشت ها:

 دشت هاي استان همدان از نظر نحوه ي پيدايش به دو دسته تقسيم مي شوند  

1 - دشت هاي تراكمي  

2 - دشت هاي فرسايشي ( كاوشي)  

دشت هاي تراكمي در اثر انباست آبرفت ها در مناطق پست به وجود آمده اند و دشت هاي فرسايشي در اثر تخريب و جابه جايي مواد سازنده ي ارتفاعات ايجاد شده اند . دشت هاي ملاير و تويسركان از نوع فرسايشي و بقيه ي دشت هاي استان انوع تراكمي است بافت خاك دشت ها در نزديكي ارتفاعات درشت دانه است و با دور شدن از كوه ها بافت خاك ريزدانه مي شود برهمين اساس فعاليت كشاورزان در قسمت هاي مركزي دشت ها به زراعت و در حاشيه ي آنها به باغداري اختصاص يافته است . پست ترين اراضي استان در دشت نهاوند ودر محل خروج رود گاماسياب از استان همدان قرار دارد كه داراي 1420 متر ارتفاع است . دشت هايي كه بين ارتفاعات مختلف استان گسترده شده اند عبارت اند از   

   -  دشت رزن - فامنين
   -  دشت اسد آباد
   -  دشت كبود آهنگ
   -  دشت تويسرکان
   -  دشت همدان - بهار
   -  دشت ملاير
   -  دشت قهاوند
   -  دشت نهاوند 

تاثيرات نا همواري ها بر زندگي مردم استان :

كوهستان الوند به عنوان مهم ترين ارتفاع استان سبب جدايي مردماني شده است كه طول تاريخ در دو طرف اين كوهستان زندگي مي كرده اند . مردمان نيمه ي جنوبي استان از وحدت و تجانس فرهنگي بيش تري برخوردارند . درعين اين كه مردمان نيمه ي شمالي نيز اشتراكات فرهنگي زيادي دارند. در فصل تابستان كه در بيش تر مناطق كشور گرماي شديدي حاكم است در استان همدان به دليل ارتفاع زياد و وجود كوهستان هوا معتدل است . به همين جهت اين استان يكي از مراكز جذب گردشگر در ماه هاي گرم سال محسوب مي شود . تابستان خنك كوهستان الوند و گرو وجود مراتع در دامنه هاي شمالي و جنوبي اين كوه ها سبب جذب عشاير از استان هاي همجوار مي شود . ذخيره نزولات جوي ( به صورت برف ) تا فصل تابستان در كوه هاي الوند و گرو باقي مي ماند و منبع اصلي تامين كننده ي آب كشاورزي و آشاميدني مردم استان است . جنس سنگ هاي كوه الوند از نوع آذرين دروني ( گرانيت ) است . اين سنگ از جمله سنگهاي معدني مرغوب است و در ساختمان سازي كار برد زيادي دارد . دامنه هاي ارتفات الوند انواع سنگ هاي گرانيتي استخراج مي شود.

 

 جنگلها و مراتع استان

 به علت تنوع آب و هوا و جنس خاك اب توجه به عامل ارتفاع انواع پوشش ها يا گونه هاي متفاوت گياهي در نقاط مختلف استان مشاهده مي شود.
 

جنگل

دراستان پوشش گياهي به صورت (( جنگل متراكم )) وجو ندارد ولي پوشش گياهي جنگلي در سطوح محدود و پراكنده مشاهده مي شود . اين پوشش گياهي جنگلي از نظر وضعيت به دودسته جنگل هاي تنك و جنگل هاي مخروبه تقسيم مي شود.

جنگل هاي تنك در گيان و زرين باغ نهاوند و جنگل هاي مخروبه در ارتفاعات گرو در شهرستان نهاوند و بخشي نيز در شهرستان هاي تويسركان . ملاير و همدان مشاهده مي شوند.

از گونه هاي درختي اين جنگل ها : بلوط .كيكم ( افرا جنگلي) دغداغان . گلابي وحشي و زبان گنجشك و از گونه هاي درختچه اي : بادام كوهي . ارژن. دافنه و سماق را مي توان نام برد.


مرتع

عكس هاي هوايي و تصاوير ماهواره اي نشان مي دهند كه وسعت مراتع استان در حدود900 هزار هكتار است كه 5/46 درصد مساحت استان را به خود اختصاص مي دهد . اين مراتع در سرتاسر استان پراكنده اند و گونه هاي گياهي بسيار متنوعي در آنها ديده مي شود.

گياهان مرتعي كه عمدتا" در مراتع استان ديده مي شوند . عبارت اند از : گندميان يك ساله. گندميان چند ساله ( علفي ها) غير چوبي هاي يك ساله . غير چوبي هاي چند ساله ( پهن برگان ) بوته هاي چوبي و درختچه ها.

از نظر وضعيت بهره برداري مراتع استان به سه دسته تقسيم مي شوند.

1- مراتع خوب ( 5 درصد از كل مساحت مراتع استان )
2- مراتع متوسط( 5/32 درصد از كل مساحت مراتع استان )
3- مراتع فقير ( 5/62 درصد از كل مساحت مراتع استان)


اهميت پوشش گياهي استان :

وجود پوشش گياهي در منطقه فوايد متعددي دارد كه در اين جا فقط به موارد ي از اهميت پوشش گياهي در استان همدان اشاره مي شود.

- حفاظت خاك در برابر فرسايش
- كند كردن حركت آب و جلوگيري از ايجاد سيل
- كمك به تغذيه آب و هواي زيرزميني
- حفظ حياط وحش و محيط زيست
- منبع اصلي توليدات دامي ( به ويژه گوشت قرمز)
- تلطيف هوا . كاهش تبخير سطحي خاك . كاهش آلودگي هوا و زيبايي چشم اندازهاي طبيعي و حفظ رطوبت.
 

عوامل تخريب پوشش گياهي دراستان :

- تخريب درختان جنگلي توسط عشاير و روستاييان باري تامين سوخت .
- قطع درختان جنگلي به منظور گسترش زمينهاي كشاورزي .
 

مهم ترين عوامل موثر در تخريب مراتع استان عبارت اند از :

- چراي مفرط و بي رويه ي مراتع توسط عشاير و روستاييان . به گونه اي كه تعداد دام هايي كه از مراتع استفاده مي كنند بيش از ده برابر ظرفيت مراتع استان است .
- چراي زود هنگام مراتع .
- استخراج كتيرا از گونه هاي مختلف گون كه سبب شسته شدن خاك و تخريب پوشش گياهي مي شود.
- شخم زدن اراضي مرتعي به منظور تبديل كردن آنها به زمينهاي كشاورزي.
 

طرح هاي عمراني براي حفاظت از پوشش گياهي :

- اجراي عمليات آبخيزداري شامل علوفه كاري . بذر پاشي و بذر كاري . كپه كاري .نهال كاري . حفاظت و قرق . بانكت بندي . تراس بندي و... در مساحتي حدود 96 هزار هكتار . در مناطق مختلف استان .
- احداث جنگل هاي دست گاشت.
- ايجاد ذخيره گاه هاي جنگلي جهت حفظ گونه هاي گياهي نادر


موضوعات مرتبط: پایتخت تاریخ و تمدن همدان
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

بسیاری از افراد به خوبی از دیدگاه و نظرات دقیق اسلام درمورد فقه موسیقی اطلاع دقیقی ندارد ندارند و چون به طور دقیق اطلاعی در این زمینه ندارند دائما در تشویش هستند که آیا موسیقی از نظر اسلام کلا حرام است ؟ یا برخی اوقات با خود می گویند چه نوع موسیقی از نظر اسلام حرام است ؟ من در مقاله اول خود در مورد (( حقیقت موسیقی در دین مبین اسلام )) در مقدمه ابتدائی آن این عباراتی را بیان کرده بودم اما باز هم برای یادآوری آن را بیان می کنم تا مطلب بهتر و بیشتر روشن شود ...


پرسش حق ماست حق همه ی انسانها ست . خیلی طبیعی است که بپرسید :چرا موسیقی حرام است ؟که می پرسید ولی سئوال اشتباهی را مطرح می کنید .چون موسیقی حرام نیست بلکه(غنا)حرام است و تازه در همین هم شک وتردید و(اگر و اما )زیاد است . بسیاری از شما می پرسید :(غنا چرا حرام است ؟)

ما برای بررسی این موضوع ابتدا به تعریف موسیقی پرداخته و بعد به انواع آن اشاره کرده و نظر اسلام – که برگرفته از قرآن کریم و سنت رسول الله صلی علی علیه وآله وسلم ـ واهل بیت رسول خدا (ع) – می باشد را بیان و به نتیجه گیری می پردازیم ...

تعریف موسیقی ...

موسیقی عبارت است از اصوات و آهنگ هایی که انسان را در عالمی که برای وی قابل توصیف نیست سیر می دهد ، و چنان بر اعصاب آدمی مسلط می شود که گاهی می گریاند و غمگین می کند و گاهی می خنداند و شاد می کند و گاهی اعضا و جوارح انسان را بدون اختیار به حرکت در می آورد و زمانی تهییج عشق و شهوت و آدمی را برده و غلام خود ساخته و براعصاب ، عقل ، فکر و روانش فرمانروائی و حکومت می کند .[1 ]              

انواع موسیقی ...

موسیقی بر دو نوع است :

1- موسیقی طبیعی
2- موسیقی غیر طبیعی (مصنوعی )

موسیقی طبیعی عبارت است از صدای دلنواز ریزش آبشارها ، آوای روح بخش و روح پرور بلبل ، نغمه مسرت بخش جویبارها ، صدای فرح بخش شاخه های درختان به هنگام وزش باذ و ...این اصوات و آهنگ ها نه تنها دور از صدمه و آسیب و زیان است بلکه نیروی تفکر و تعقل را زیاد می کند . اما موسیقی مصنوعی و آهنگ های مصنوعی است که دست بشر آن را بوجود می آورد که این نوع موسیقی خود انواع مختلفی دارد . پاره ایی از این موسیقی ها احساسات متعالی و معنوی را در شنونده بر می انگیزد و او را به یاد خداوند و بهشت می اندازد و دلبستگی به دنیا را در وجود او کاهش می دهد . در یک کلام زمینه ساز تجربه دینی است که غایت القصوای عارفان است (موسیقی متعالی ) و پاره ایی دیگر صرفا به منظور تحریک شهوت و برانگیختن گرایش های مادی و حیوانی تولید و مصرف می شود . این نوع موسیقی مستلزم فساد اخلاقی و رواج بی دینی و لاقیدی و دنیا گرایی و خودفراموشی و گسترش فحشا و گرایش به منکرات و زیر پا نهادن ضوابط دینی و اخلاقی است .

با مطالعه تاریخ موسیقی و غنا از زمان جاهلیت و ظهور اسلام ، به این نتیجه می رسیم که با توجه به موقیت های مختلف ، موسیقی و غنا هم دستخوش تحولات عظیمی شده است . به طوری که در روزکاری بزم مجالس و محافل شده و در روزگاری با افت کاملی مواجه می شود ، رونق و رواج نسبی آن در جاهلیت و از رونق افتادن آن در ظهور اسلام و زمان حیات پیامبر (ص) و خلفای راشدین حکایت از بی اهمیت بودن این کار در نزد صدر اسلام و شارع مقدس و خلفای اسلام دارد آن هم به دلیل استفاده ناصحیح موسیقی در زمان جاهلیت برای هوس رانی و شهوت رانی بوده است .[2]

با ظهور حکومت به ظاهر اسلامی امویان و با سر کار آمدن خلفای عیاش و هوس باز دوباره باز از موسیقی آن هم به صورت (( مطرب و لهوی )) که برازنده مجالس عیش و نوش و شهوت رانی بود رواج پیدا کرد و این وضع تا ظهور حکومت صفوی به صورت آشکار و پررونق ادامه داشت و اکثر اعراب وابسته به دستگاه اموی و عباسی چه متحجر و غیر متحجر شاهد نوازندگان و مجالس عیش و نوش و هوس رانی و شهوت رانی بودند و هیچ عکس العملی منفی نشان نمی دادند . با روی کار آمدن دولت صفوی دوباره بند و بساط موسیقی درباری و مطرب و لهوی به فراموشی سپرده شد . و این نه به آن معنی که موسیقی مطلقا حرام شد ، بلکه به علت توجه دولتمردان صفوی و علما و دانشمندان به مسایل ناب اسلامی و مذهبی بود که خود به خود موسیقی در این مقطع به دست فراموشی نسبی سپرده شد که این وضع هم خیلی دوام نیاورد و در دوره های بعد دولت صفوی رواج پیدا کرد . پس از زمان امویان که اسلام و منصب خلافت از مسیر اصلی و واقعی خود منحرف شد تا این زمان به قول برخی از نویسندگان هیچ عرب متحجری فتوا به حرمت مطلق موسیقی نداده بلکه آنها درصدد رواج آن بودند .[3 ]

و باید از آن نویسندگان پرسید منظورشان از اعراب متحجر چه کسانی هستند ؟ چون از زمان ظهور اسلام بجز شارع مقدس و پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) هیچ کس دیگری موسیقی را محدود و در بعضی جاها (موسیقی مطرب و لهوی و غنا ) را حرام ، دانسته اند و آن هم به دلیل استفاده ناصحیح آن در مردمان عصر جاهلیت و در میان خلفای اوباش و پست اموی و عباسی .و آیا اسلام غیر از قرآن و پیامبر(ص) می باشد ؟؟؟                            

نظر و دیدگاه اسلام در مورد موسیقی و غنا ...

آنچه از موسیقی در شرع مقدس اسلام حرام گردیده است ، قسمتی از نوع دوم موسیقی ( مطربی و لهوی و غنا ) است که حرمت این نوع موسیقی نه ساخته فکر متحجران عرب بلکه طبق آیات و سنت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) می باشد که بعضی  آنها در این جا اشاره می شود .

از آیات فراوان و روایات عدیده استفاده می شود موسیقی که در شرع اسلام حرام است موسیقی لهوی است ( یعنی آهنگ های متناسب با مجالس اهل گناه و فساد و برای شهوت رانی و هوس رانی ) آیاتی مثل [[ واجتنبوا قول الزور ]][4 ] و [[ ومن الناس من یشتری لهوالحدیث ]] [5] دلالت بر این امردارند چون طبق نظر و اجماع علمای شیعه و سنی منظور از لهوالحدیث در این آیه (( غنا )) می باشد .[6 ]

روایاتی بسیار از شارع مقدس در این زمینه وارد شده است که بیانگر حرمت موسیقی مبتذل و مطرب می باشد . رسول خدا(ص) در این مورد می فرمایند :

(( استماع صوت الملاهی معصیة والجلوس علیها فسق و التذذ بها من الکفر)) [7 ] گوش دادن به صدای لهوی گناه است و نشستن در مجلس آن فسق و لذت بردن از آن کفر می باشد .

بعد از رحلت پیامبر بزرگوار (ص) سیره خلفا نیز بر همین حکم بود به طوری که در زمان ابوبکرصدیق غنا به عنوان یکی از (( ملاهی )) اکیدا ممنوع بود .[8 ] و عمربن خطاب هم از این لحاظ با ابوبکر فرق چندانی نداشت و همواره موسیقیدانان و خوانندگان را به دلیل جلوگیری و از بین بردن موسیقی غنایی که در آن زمان رواج داشت  مورد عتاب قرار می دادند .[9]                              

در اعصار بعدی نیز سیره اهل بیت (ع) بر حرمت موسیقی لهوی استوار بود و همه ائمه (ع) بدون استثنا مسلمانان را از این کار منع و نهی می کردند .


امام محمد باقر(ع) فرموده اند :
(( غنا ، گناهی است که خداوند به سبب آن وعده ی آتش داده است )) [10 ] از همه ی این مطالب استفاده می شود که اولا اسلام همه ی موسیقی ها را حرام نکرده است بلکه موسیقی لغوی و لهوی و مناسب با مجالس گناه و شهوت رانی و هوس رانی را حرام کرده و این حرمت از سوی اسلام و رهبران و امامان می باشد نه متحجران عرب .
 
علاوه بر همه ی این مطالب دانشمندان غربی – نه متحجران عربی – خود معترفند که موسیقی مبتذل و شهوانی وپوچ انسان را از واقعیت های زندگی جدا می کند و انسان را در سراشیبی حقیقی قرار می دهد ... 

آرتور شوپن هاور آلمانی می گوید : عیبی که موسیقی مبتذل و موسیقی بد و ناهنجار دارد این است که ما به طور کامل از واقعیات برکنار می کند .

ویلیام جیمز در مورد مضرات موسیقی مبتذل می گوید : ممکن است خداوند از گناهان ما بگذرد ولی ضعف اعصاب دست از سرما بر نمی دارد .[11 ]

مراجع بزرگ تقلید نیز در این عصر موسیقی مبتذل و مطرب را حرام می دانند مه مطلق موسیقی را ، که در این جا قسمتی از بیانات برخی از آیات عظام را بیان میداریم  ...

آیت الله خامنه ایی رهبر انقلاب اسلامی ایران در این خصوص نظرشان این است که ....

ایشان می فرمایند : موسیقی اگر انسان را به ابتذال و بی حالی و واخوردگی از واقعیت های زندگی بکشاند حرام است . موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوت رانی تشویق کند این نوع موسیقی حرام است . بنابراین مرز موسیقی حرام و موسیقی حلال عبارتند از ایرانی بودن ، سنتی بودن ، قدیمی بودن ، کلاسیک بودن ، غربی بودن یا شرقی بودن آن نیست . مرز آن چیزی است که من گفتم و آن (( ابتذال )) است . [12 ]  

نظر آیت الله خامنه ایی در مورد غنا ...

غنا ترجیح صدا به نحوی که متناسب با مجالس لهو و لعب باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است ولی موسیقی نواختن و آلات آن است که به نحو معمول در مجالس لهو و لعب گناه باشد برنوازنده و شنونده حرام است وگرنه نواختن و استفاده از ابزار آلات موسیقی فی نفسه جایز است و اشکالی ندارد ...                  
موسیقی لهوی و لعبی چیست ؟ موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب خصوصیاتی که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقی دور نموده و به سمت بی بند و باری و گناه سوق می دهند و مرجع تشخیص موضوع عرف است .[13]

نظر امام خمینی در مورد غنا ...

غنا گویی عقل انسان را از کار می اندازد . تعریف فوق را حضرت امام خمینی در کتاب (( مکاسب محرمه )) از استادشان آیت الله محمد رضا اصفهانی نقل کرده و فرموده اند در صفحه 202 غنا را چنین معرفی می کنند :

بهتر آن است که غنا را چنین معرفی کنیم ...

صوت نازک (زیر ) انسان که –احتمالا – زیبایی داشته و به خاطر طرب انگیزی برای متعارف مردم (عرف معمول ) داشته باشد یا به طوری که انسان از خود بی خود شده و عقل را به کلی از کار می اندازد ...

به این ترتیب ملاحظه می شود که امام خمینی برای غنا حدود و مراتبی را در نظر می گیرند و دیگر اینکه ایشان صدای نازک را که عقل را از کار می اندازد و مایه پستی و خواری و فساد می شود غنا می دانند.
امام خمینی می گویند : آنچه از نظر فیض کاشانی در کتاب ((الوافی )) و ((مفاتیح )) و محقق سبزواری در کتاب (( کفایة الاحکام )) گفته اند این است .

غنا دو نوع است :

غنای حق و غنای باطل

غنا حق آن است که تغنی (با غنا خواندن ) به اشعاری که بهشت و دوزخ را به یاد می آورد و انسان را به توجیه و یادآوری به دارالقرار و زیبایی های نعمات خداوند تشویف کند .
 
و غنای باطل آن است که متناسب با مجالس فسق و فساد لهو و لعب ( رقصیدن ، پایکوبی و شراب خواری و تداخل نامحرمان ) باشد مانند مجالس بنی امیه و بنی عباس به شکلی که مردان برزنان خواننده وارد می شده اند و با کلمات باطل اجرا می کرده اند و شراب می نوشیدند و با وسایل موسیقی مانند نی و تار همراه بوده است .[14 ]

این عبارات بررسی کارشناسانه حضرت امام خمینی درباره نظرات و گفتارهای فیض کاشانی و محقق سبزواری پیرامون غنا است ..

با غنا خواندن به اشعاری که متضمن مصالح دینی و اخروی و موجب توجه به زهد و عبادت و یاد خدا باشد مطلقا حرام نیست ..بنابراین شنیدن غنایی که متضمن اشعاری است که بهشت و دوزخ را به یاد انسان می آورد و به آخرت ترغیب می کند یا نعمات و نعمت های خداوند و عبادات و یاد خداوند را متذکر و انسان را در عمل به خیرات و خوبی ها تشویق نماید .دراین صورت هیچ مانعی ندارد . زیرا چه جملگی انسان را به یاد حق می آورد و بسا پوست های بدن را به حرکت و دل های حق جویان را نرم می کنند و این جاست که هر فرد خردمندی پس از شنیدن و استماع انواع آوازها غنای حق را از غنای باطل تشخیص می دهند .

آیت الله العظمی صانعی  در این خصوص در مورد استفتایی که  ایشان بیان کردند فرموده اند :
                      
سئوال : به نظر حضرت عالی استماع غنا چه حکمی دارد و چه غنایی حرام است ؟

جواب : به نظر این جانب تبعا لبعض الاعلام من الفقها (قدس سره ) حرمت موسیقی غنا ، حرمت محتوایی است و هر صوت و غنا و موسیقی ایی که در آن ترویج بی بند و باری و بی عفتی باشد و یا برای عیاشی و هوس رانی عیاشان و هوسرانان خودخواه و غیر متعهد و یا ترویج باطل و تخدیر افکار و به انحراف فکری کشاندن انسان ها باشد و یا از اسلام ، چهره ایی ناخوشایند و خلاف سهولت و عدالت نشان دادن وامثال موارد باشد ، در همه و همه غنا و موسیقی اش هم حرام است و عامل و خواننده و مستمع ، مرتکب دو حرام شده اند و حتی اگر آیه ایی از قرآن هم برای ترغیب به کار حرام و باطل با غنا خوانده شود ، غنای آن هم حرام است چه رسد به غنا و موسیقی نسبت به سنت و مسائل دیگر اسلامی .... [15]

 

 


طبق فتاوی آیت الله العظمی سید علی سیستانی ...

مسئله 539 – موسیقی هنر و فنی است که از هنر ها و فنون بشری و در زمان های اخیر رواج بیشتری دارد . برخی از انواع آن حلال است و می توان به آن گوش داد و برخی حرام می باشد و گوش دادن به آن جایز نمی باشد.                                                 

مسئله 540 – موسیقی حلال ، آن است که با مجالس لهو و لعب تناسب ندارد و به عکس آن ، موسیقی حرام به موسیقی ای گفته می شود که با مجالس لهو و لعب هماهنگی دارد.

مسئله 541- مقصود از (( متناسب با مجالس لهو و لعب )) این نیست که آن موجب آرامش روحی و تغییر حال و وضع انسان می شود که چنان چیزی خوب است و احیانا موسیقی و آواز حلال نیز آن وضع را به وجود می آورد بلکه مقصود از آن ، این است که شنونده آن خصوصا اگر با هنر و فن موسیقی آشنا باشد می داند که کدام یک با مجالس لهو و لعب و مشابه آنها ، تناسب دارد [16 ]


نظر عالم فقید آیت الله مرتضی مطهری ...

البته قدر مسلم در غنا است و آن این است که آوازهایی موجب خفت عقل ((حال می خواهد اسمای خداوند باشد یا غیر اسمای خداوند)) می شود . یعنی شهوات را آنچنان تهییج می کند که عقل به طور موقت از حکومت ساقط می شود و همان خاصیتی را دارد که شراب و قمار داراست غنا محسوب می شود . تعبیر (( خفت عقل )) هم تعبیر فقها از جمله شیخ انصاری است . آنچه مسلم این است که اسلام خواسته است از عقل انسان حفاظت و حراست کند و عمل هم نشان داده که مطلب هم از همین قرار است . [17 ] 

اعتقادات و نظرات امام موسی صدر در مورد موسیقی ...

امام موسی صدر با این که یک فقیه عالم بودند موسیقی را هم آموختند . ایشان دستگاه های موسیقی را می شناختند و به یکی از خواهر زاده هایشان که پدر او موسیقیدان بود ، حتی توصیه کرده بودند: (( سعی کن هفته ایی یک پرده موسیقی را از پدرت یاد بگیری )) در این صورت دریچه ایی علمی به رویت باز خواهد شد که خود جهان دیگری است . ایشان نسبت به برگزاری سرودی در حسینیه ارشاد در سال 1348 خشنود شدند و گفتند :
(( بالاخره هنر و موسیقی دارد در پناه امام حسین (ع) و حسینیه ، خود را از چنگال جمود نجات می دهد . )) انشاالله یواش یواش پای ارکستر بزرگ به حسینیه ها باز شود و هنر های زیبا در خدمت مذهب قرار گیرند . علی حجتی کرمانی در این باره گفته بود : (( امام موسی صدر نه تنها موسیقی را به طور کامل حرام نمی دانستند ، بلکه برخی از انواع آن را جلوه های زیبایی روح انسان تلقی می کردند . امام موسی صدر موسیقی شناس بودند و انواع موسیقی ها را درک می کردند به قول استاد مرتضی مطهری امام موسی صدر 50 سال از حوزویان زمان خود جلوتر بودند . امام موسی صدر تضادهای فکری یادی با حوزویان زمان خود داشتند ، چراکه امام موسی صدر معتقد بودند:

فقهای ما نباید ببینند رسول خدا(ص) 1400 سال پیش چه کردند .آنها باید فکر کنند که اگر ایشان امروز می بودند چه می کردند .

امام موسی صدر آنگونه حوزه های علمیه را نسبت به مسائل روز بی تفاوت و عقب می دیدند که درباره ی دو روحانی نو گرای دیگرمحمد حسین بهشتی و مرتضی مطهری گفته بودند .آقای بهشتی و مطهری محصول حوزه نیستند و مثل آقای بهشتی شاید در ایران به 3 یا 4 نفر نرسد . علت مخالفت امام موسی صدر با رویه حوزه این بود که بنابر باورش متاسفانه علمای ما آنچنان خودشان را به گذشته وصل کرده اند که هر ابزاری نویی می آید فورا نسبت به آن موضع نسبی می گیرند اما امام موسی صدر این رویه را نمی پسندیدند و همچون گذشته که خلاف رویه ی حوزویان بود به دانشگاه رفتند و زبان انگلیسی و فرانسه را آموختند و موسیقی را هم فرا گرفتند.[18 ]

این فقها و علما تمام نظراتشان برگرفته از شرع اسلام می باشند و همه ی آنها با درنظر گرفتند شرایط زمانی و مکانی و موقعیت و عرف جامعه خودشان فتوایی را صادر کردند و نظری را بیان نموده اند ...                    

و اما در مورد مسئله ایی که مورد شبهه خیلی از افراد می باشد این که آیا صدای زن و آواز خواندن زن در اسلام حرام است یا حلال است؟         

نظرات آیت الله العظمی خامنه ایی ...

مجرد صوت زن نا محرم حرام نیست و استماع صدای زن فی نفسه منعی ندارد ، ولی اگر به ملاحظه وضع خاص خواننده در حال خواندن ، یا وضع خاص مجلس و محل خوانندگی ، یا به ملاحظه مضامین موضوعی که خوانده می شود ، از مصادیق مطرب لهوی به حساب آید یا مستلزم مفاسد باشد جایز نیست ..

س-1146 – گوش دادن به صدای زن هنگامی که شعر و غیر آن را با آهنگ و ترجیح می خواند اعم از این که شنونده جوان باشد یا خیر ، مذکرباشد یا مونث چه حکمی دارد ؟ و اگر آن زن از محارم باشد حکم آن چیست ؟

جواب – اگر صدای زن به صورت غنا نباشد گوش دادن به صدای او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده ایی هم بر آن مترتب نگردد اشکال ندارد و فرقی بین موارد فوق نیست ...

س-1143 – خواندن به صورت غنا توسط هریک از مرد و زن چه از طریق نوار کاست باشد و یا از طریق رادیو و چه به همراه موسیقی باشد یا نباشد چه حکمی دارد ؟

جواب – غنا حرام است و خواندن به صورت غنا و گوش دادن به آن جایز نیست اعم از این که توسط مرد باشد یا زن باشد یا به طور مستقیم باشد یا از طریق نوار و همراه نواختن آلات لهو باشد یا نه .

کلا احکام حرام بودن برای صدا و آوازی است که غنا است حال می خواهد خواننده زن باشد یا خواننده مرد باشد و اگر غنا باشد و باعث فساد و فساد انگیزی باشد حرام است حال می خواهد خواننده مرد باشد یا زن باشد یا محرم یا نا

نظر آیت الله سیستانی ...

سئوال- آیا آواز خواندن زن حرام است ؟

جواب- آواز خواندن زن حرام نیست مگر این که مهیج شهوت اجانب باشد . بلی غنا که آوازخوانی لهوی است بر مرد هم حرام است ...[20 [ {
و علما و آیات عظام مانند امام خمینی ، آیت الله تبریزی ، آیت الله نوری نیز چنین نظری دارند که :

اگر صدای زن غنا نباشد و باعث لذت جنسی و تهییج شهوت نشود و مفسده ایی نداشته باشد اشکال ندارد ..

واما حرف آخر...

در مورد موسیقی خوب باید یک حدودی را رعایت کرد که اگر از ابتذال درآید نه تنها حرام نیست ، بلکه بعضی گفته اند که واجب هم است ، امام محمد غزالی در کتاب کیمیای سعادت گفته است که موسیقی 3 نوع است یک نوع واجب است ، یک نوع حرام است و یک نوع مباخ می باشد فقط یک نوع موسیقی خوب نیست زیرا اگر انسان گوش به هر انکرالاصواتی بدهد دیگر نمی تواند موسیقی خوب گوش کند باید خیلی مراقب باشید تا بوی خوش به مشامتان برسد . موسیقی خوب را بشنوبد و با تمام وجود آن را حس و لمس کنید …

نوای بلبلت ای گل کجا پسند آید                        که گوش هوش به مرغان هرزه گر داری

موسیقی زیبا می باشد که همیشه ماندگار باشد و گوش دادن آن هیچ وقت تکراری و یک نواخت نباشد یعنی بعد از یک مدت زیاد باز هم دوست داشته باشی و باز هم آن را گوش دهی و در خاطر به عنوان یک موسیقی جذاب بماند و ما می توانیم این مسئله را تجربه کنیم این طور نیست که همه ی انواع موسیقی جایز نباشد اگر هنر موسیقی رنگ دینی پیدا کند نه تنها حرام نیست بلکه می تواند به عنوان بهترین نوع هنر موسیقی از آن بهره برد و استفاده کرد می گویند همه باید برگردیم به دامن عشق ودامن دین و دامن الیت .

یک جمله بسیار زیبا از استاد حسین الهی قمشه ایی …

موسیقی یکی از معجزات پیغمبرخدا یعنی حضرت داوود (ع ) می باشد…

فهرست منابع :

1- سید مرتضی علم الهدی – ساز و آواز –پیام اسلام –قم –ص5

2- جعفر مرتضی عاملی ، الصحیح من سیرة النبوی – انتشارات دارالهادی-بیروت –ج4 –ص 199

3- حسن مشحون – تاریخ موسیقی ایران – نشر سیمرغ –ج 1 –ص 77

4- سوره حج –آیه 30
5- سوره لقمان –آیه 6

6- ابن عبد ریه اندلسی ، عقدالفرید ، داراحیاء التراث العربی – بیروت – ج 6 – قرطبی – تفسیر سوره لقمان – آیه 6

7- به نقل از مجالس الادب و الغنا – محمد عرفه المغربی – فصل موسیقی بعد از اسلام

8- غلام رضا جوادی – تاریخ موسیقی ایران – انتشارات هنری تهران –ج1 –ص 133

9- عقد الفرید –ابن ریه اندلسی – داراحیاء التراث العربی – جلد 6 –ص 11

10- علامه امینی – ج 8 –ص 72 تا 74
11-حسین میرزائی –مبانی فقهی و روانی موسیقی –ص 19
12- برگرفته از کتاب (( دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان )) نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه ها ، چ اول -1378

13- رساله اجوبه – بخش استفتائت .
www.khamenei.ir


مکاسب محرمه – امام خمینی (ره ) ص 202

15- پایگاه اطلاع رسانی و دفتر آیت الله العظمی صانعی ..

www.saanei.org

- پایگاه اطلاع رسانی ایت الله عظمی سید علی سیستانی ...

www.sistani.org


17- کتاب تعلیم و تربیت در اسلام – استاد مرتضی مطهری –ص 53

18- مقاله فقیدی که برای مسیحیان موعظه می خواند.

19-سایت آیت الله خامنه ایی
20- سایت آیت الله سیستانی
گردآورنده و نویسنده : سارا یوسف رحیمی

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
از ديدگاه روانشناسي اگر موسيقي بر مبناي آهنگ ضربان قلب تدوين شده باشد و داراي روح سازندگي و بالندگي و نيز حامل پيام ارزشي باشد، مي تواند تأثيرات مثبتي بر فرد و جامعه بجا بگذارد. همچنين اکثر روانشناسان متفق القولند که موسيقي يکي از عوامل اصلي ايجاد هيجان بوده و موجب افزايش برانگيختگي در افراد مي شود.

در شريعت اسلامي آن بخش از موسيقي که حکم غنا را در بر مي گيرد، به خاطر ضرر و فسادي که بر روح انسان واردمي سازد، منع گرديده است و از مطالعه مجموع روايات و احکام اسلامي ملاحظه مي شود که موسيقي حرام (غنا) موجب اثرات منفي روحي و معنوي بسياري همچون: غفلت زدگي، افزايش دلبستگي هاي مادي و دنيوي، کوتاهي عمر، محروميت از رحمت الهي، فقر و تهي دستي، عدم استجابت دعا و تخدير مغز انسان مي گردد.
مقدمه

در مورد موسيقي بايد گفت همانطور که دراسلام خوردن برخي خوراکي ها منع گرديده است و در ديدني ها، ديدن برخي چيزها جايز نمي باشد، درشنيدني ها نيز اسلام شنيدن برخي از موسيقي ها را به خاطر ضرر و فسادي که در روح انسان ايجاد

مي کند منع نموده است و براي موسيقي محدوديت ها و موازيني را وضع نموده چرا که اسلام معتقد است که انسان نبايد اسير احساسات شود ؛ لذا بايد توجه داشت که اسلام مخالفتي با ذات موسيقي ندارد. استاد حسين الهي قمشه اي مي گويد: "موسيقي يکي از معجزات پيامبر خدا يعني حضرت داوود (ع) مي باشد". خداوند رحمان نيز در بهشت انسان را به شنيدن موسيقي هاي دلنواز و صداي خوش وعده داده است.
در اينجا بايد به اين نکته اشاره کرد که هيچگاه در تعريف و تشخيص دقيق مسائل نمي توان دست به کلي گويي زد؛ مثلاً اينکه بگوييم کتاب خوب است يا بد است، آب خوب است يا بد است، چرا که هر آبي يا هر کتابي نمي تواند براي انسان مفيد باشد. لذا در اين مقاله تلاش شده است تا ميان موسيقي هاي سالم و ناسالم تفکيک لازم صورت گيرد و سپس به اثرات انواع خاصي از موسيقي اشاره گردد.
موسيقي ازديدگاه روانشناسي
عموماً موسيقي موجب افزايش برانگيختگي در افرادي مي شود که به آن علاقه دارند و در واقع حالتي از هوشياري، آگاهي، دلبستگي و تهييج درآنها افزايش مي يابد. درنتيجه افراد در اين حالت احساس اجبار مي کنند که پا بکوبند يا با انگشتان خود ضرب بگيرند. البته گفته مي شود شنيدن موسيقي‌ هايى که بر مبناى آهنگ ضربان قلب تدوين شده‌اند، در آرامش اعصاب و کاستن تنش افراد مؤثر است. شواهدي نيز وجود دارد که موسيقي از تمرکز عميق جلوگيري مي کند، همان گونه که زاکرکاندل، موسيقي شناس آلماني خاطر نشان مي کند مسابقات شطرنج هرگز با موسيقي همراهي نمي شوند.
موسيقي‌ وقتي‌ با آهنگهاي‌ نشاط‌انگيز يا با نواهاي‌ حزن‌انگيز و مخصوصاً اگر با ارتعاشات‌ عجيب‌ وغريب‌ موسيقي‌ (سمفونيك‌ يا جاز) همراه‌ گردد مسلماً تعادل‌ لازمي‌ را كه‌ بايستي‌ بين‌ دو دسته‌ عصب ‌سمپاتيك‌ و پاراسمپاتيك‌ وجود داشته‌ باشد بر هم‌ زده‌ وشخص‌ را به گرفتاري ها و امراضي مبتلا‌ مي‌سازد. مثلاً آهنگهاي‌ افراطي‌ نشاط‌انگيز مي‌تواند نوعي‌ تحريكات‌ اعصاب‌ ياد شده را ايجاد كرده‌، بطوري‌ که آنها را تهييج‌ نمايد و‌ بتدريج فرد را دچار ناراحتي هاي‌ رواني‌ مي کند ودرنتيجه علائمي همچون بيداريهاي ‌شبانه، فعاليتهاي‌ بي‌ موقع‌، خوشيهاي‌ ناگهاني‌، خنده‌هاي‌ بي‌ جا، پرگوئي‌، اداي‌سخنان‌ مسخره‌ و حالت‌ عصبانيت‌ در فرد پديد مي آورد. همچنين‌ با ادامه‌ اين وضعيت ممكن‌ است‌ شخص‌ دچار علائمي شبيه مرض ماني(Mania‌) كه‌ نوعي‌ اختلال خلقي است‌ گردد.
به طور کلي موسيقى تند، بدون آنکه تحريک يا تهديدى در آن وجود داشته باشد احساسات خصمانه را در افراد افزايش مي‌دهد. ازجمله بيماري هايي‌ كه‌ در اثر تحريكات‌ موسيقي‌ ايجاد مي‌شود را مي توان به شرح زير نام برد:
1. هيجان: روانشناسان متفق القولند که موسيقي يکي از عوامل اصلي هيجان مي باشد و براي آن شواهدي ذکر نموده اند.
2. اختلالات دماغي: در اين بيماري خرد و انديشه از انسان سلب مي شود و به تدريج آشفتگي هاي روحي و فکري و نگراني هاي رواني پديد مي آيد.
3. ضعف اعصاب: ويليام جيمز در مورد مضرات موسيقي مبتذل مي گويد: ممکن است خداوند از گناهان ما بگذرد ولي ضعف اعصاب دست از سرما بر نمي دارد. [1 ]
4. پارانويا (بد بيني)
5. سيکلوتمي(دوره هاي متناوب سرخوشي خفيف و افسردگي)
آثار موسيقى بر فرد و اجتماع
اگر موسيقي، روح سازندگي و بالندگي داشته و احساسات دروني و پسنديده را به ترسيم كشاند، هم براي هنرمند و هم براي جامعه پيام دارد. اما اگر موسيقي حامل پيام ارزشي نباشد، موجب بطالت و بيهودگي، لهوو لغو و در نهايت انحراف و افسردگي در فرد و جامعه مي گردد.
- تشديد استعدادات روحاني
نوع خاصي از سبک هاي موسيقي موجب همبستگي روحي و اجتماعي گرديده و ميل به همدردي را در فرد بيشتر و وجدان انساني را تحريک مي کند.
- بيان عواطف و احساسات
موسيقي به عنوان وسيله ي ارتباط کلامي و غير کلامي مي تواند عامل ابراز عواطف و احساسات باشد.
- برقراري ارتباطات اجتماعي
موسيقي در جايي که کلمات به تنهايي ناتوان هستند در ايجاد ارتباط کمک مي کند و چون موسيقي فعاليتي مثبت و لذت بخش است بخاطر ترغيب هاي ذاتي و نيروهاي ارتباطي آن غالباً مي تواند انگيزش هايي را فراهم کند که باعث پيوستن به گروه و ارتباط با ديگران شود.
- موسيقى بم و غم‌انگيز
صداهاى بسيار بم و غير قابل شنيدن موسوم به اصوات زير آستانه اي و مادون صوت (Infrasound)، براى انسانها مضر بوده و موجب بروز حالات غير طبيعى از قبيل اضطراب، نگرانى، غم شديد، ترس و نااميدى در افراد مي‌شوند. همچنين آهنگهاي‌ غم‌انگيز موسيقي ‌باعث ايجاد اختلال در خواب، سستي‌ و بي حالي، غفلت‌ و فراموشي، بي‌ رغبتي‌ به‌ دنيا، بدبيني‌ به‌ جامعه‌، غم‌ و غصه‌هاي‌ بي‌ مورد، سير شدن‌ از زندگاني و خودکشي، افكار درهم‌ و برهم‌ و درجا زدگي فکري مي گردد.
اثرات مثبت موسيقي
جان بلکينگ نويسنده کتاب " نگاه عرف و عقل به موسيقي" معتقد است که موسيقي در تربيت حواس و پرورش عواطف مي تواند بسيار مؤثر واقع گردد. حال در اينجا به برخي ديگراز اثرات مثبت موسيقي اشاره مي کنيم:
1. دادن انگيزه و طرز برخورد مثبت به شنونده.
2. کاهش فشار کار و آسان تر نمودن آن.
3. کمک به درمان برخي بيماري ها همچون آلزايمر، دمانس، آسيب هاي مغزي، ناتواني هاي جسمي حرکتي، اسكيزوفرني و پارکينسون.
4. ايجاد تغييرات مثبت در خلق وخو
5. حل تضادهاي رواني درفرد
6. کمک به برقراري ارتباط با ديگران
تاثير موسيقي بر کودکان
موسيقي يکي از عوامل مؤثر براي تخليه روح و روان شناخته شده است. حال اگر موسيقي اي که مربوط به سنين کودکي باشد براي آنها گذاشته شود مي تواند تأثيرات مثبتي را در بر داشته باشد که از جمله آنها: شادابي و نشاط، آرامش روحي و رواني، آمادگي ذهني براي فراگيري مي باشد.
نظم و سا ختار موجود در موسيقي براي کودکان و سالمنداني که دنياي ذهني پراکنده اي دارند مي تواند مفيد بوده و آنها را از آشفتگي احساسي دور کند.
بررسي ها نشان مي دهد که گوش دادن به موسيقي هاي خاص و شاد بدون کلام به تعادل روحي و عاطفي کودکان کمک مي کند. همچنين موسيقي باعث افزايش رشد جنين و رشد ذهني کودك مي گردد.
مفهوم غنا
صاحب نظران، غنا را عبارت از «آوا» و«صوت» مي دانند. بعضي از صا حب نظران ديگر نيز هرگونه «آواي داراي موسيقي ويژه را غنا مي دانند اعم از آن كه از انسان باشد يا از ابزار و آلات و اعم از آن كه كلامي همراه آن باشد يا خير؟ [7]
شرتوني (1849-1912 م) در اقرب الموارد مي گويد: غناء عبارت از آوازي است كه آدمي از طريق آن به وجد مي آيد؛ [8] لذا هرگونه آوا را غنا نمي گويند و آواي طرب انگيزي كه آدمي را به وجد آورد و عنان اختيار از او بربايد را غنا گويند. به عبارت ديگر غنا آواي جذاب و دلكشي را گويند كه داراي موسيقي خاصي بوده، نفس آدمي را تحت تاثير قرار دهد و داراي دو ويژگي«ترجيع» و «طرب انگيزي» باشد.
از مطالعه مجموع روايات صوت و غناء ملاحظه مي شود كه غناء عملاً در دستگاه اهل فسق و همراه با لهو و لغو و گناه بوده، لذا غنائي كه از مصاديق لهو و لغو و الفاظ باطل و قول زور باشد از نظر شرعي حرام گرديده است.
مقام معظم رهبري در تعريف غنا فرموده اند: موسيقي که مناسب مجالس لهو و لعب و گناه و شهوت باشد غنا محسوب مي شود. يا به عبارتي موسيقي که مناسب رقصيدن باشد (بتوان با آنان رقصيد) غنا محسوب مي شود که اينان انسان را از خدا دور مي کند.
در اينجا نتيجه مي گيريم، اولاً واژه غنا مترادف با واژه موسيقي نبوده و دوماً مفهوم اصطلاحي غناء در شريعت اسلامي كه مورد منع قرار گرفته است با مفهوم لغوي و عرفي آن تفاوت دارد و هر آواي خوشي در اسلام حرام نيست.
اثرات روحي و معنوي موسيقي

بزرگ‌ترين هنر موسيقي اين است که انسان را خواسته و ناخواسته به سفري در دنياي ذهني و خيالي دعوت مي‌کند و بر او سايه‌اي مي‌سازد و او را بالا مي‌برد و بعد از پايان موسيقي، فرد خود را در يک سرازيري احساس مي‌کند و سرانجام سرگردان و متحيّر و لبريز از احساساتي که به طور مصنوعي تحريک شده‌اند رها مي‌شود و او مي‌ماند و انبوهي از احساسات تخليه نشده، که نه مي‌تواند از آن دنياي خيالي دل بکند و نه با زندگي واقعي کنار آيد، با تکرار اين صحنه‌ها و اعتياد به موسيقي، چيزي جز تخدير روح و روان حاصل نمي‌شود. [2]

اينک به چند نمونه از تاثيرات منفي موسيقي حرام، به نقل از علامه جعفري (ره) اشاره مي‏نماييم:
1- عدم ايجاد تعادل بين اعصاب سمپاتيک و پاراسمپاتيک
2- ضعف اعصاب
3 - اختلالات دماغي (اغتشاشات مغزي، هيجانات روحي، جنون)
4- سلب اراده و شکست ‏شخصيت
5 - از دست دادن نيروي فکري و امتيازات بشري.
6- افسردگي و خمودي
7- اتلاف وقت
8- لذت نبردن از مناجاتهاي طولاني با خداوند
9- هميشه در تيررس شيطان بودن
10- کوتاهي عمر
11- از بين رفتن غيرت و حيا
12- کشيده شدن پرده اي روي قلب و درک نکردن بسياري از اسرار هستي. [3]
- از دست‌ دادن‌ توانايي هاي‌ فكري‌ و امتيازات بشري‌
يكي‌ ديگر از تأثيرات‌ موسيقي‌ علاوه‌ بر از بين‌ بردن‌ توانائيهاي‌ فكري‌، ايجاد اختلال در تدبير امور و از دست دادن‌ ملكات‌ فاضله‌ و صفات‌ عاليه‌ انساني است.‌
- تضييع‌ نيروي قضاوت
موسيقي‌ در اثر تسلط‌ يافتن‌ بر اعصاب‌ و روان‌، حالتي‌ در شخص‌ ايجاد مي‌كند كه‌ انسان‌ را به‌ كلي‌ از قضاوتهاي‌ صحيح‌ و انديشه ‌هاي‌ درست‌ باز مي‌دارد و گاهي‌ مي ‌شود همه‌ چيز را در نظر يكسان‌ نمايش ‌مي‌دهد؛ راست‌ و دروغ‌، نيكي‌ و بدي‌ و..
- غفلت زدگي و دوري از ياد خدا
موسيقي صرف نظر از حلال يا حرام بودنش موجب تخدير مغز انسان مي شود و فرد را از جديت بيرون مي کند، لذا موسيقي انسان را از مسائل جدي بکلي غافل و به يک موجود بيهوده مبدل مي سازد. امام صادق (ع) غنا و موسيقي را يكي از مصداق هاي گفتار بيهوده دانسته كه انسانها را از راه خدا گمراه مي كند.
- بي شرمي و سلب غيرت و حيا
موسيقي و غنا حيا و عفت را از دل انسان بيرون مي برد. امام صادق (ع) فرمود: «کسي که چهل روز در خانه اش بربط نواخته شود، خداي تعالي شيطاني را بر وي چيره مي گرداند و آن شيطان بر تمام اعضاي او مي نشيند، هنگامي که چنين شد، شرم از وي گرفته مي شود پس باکي ندارد که چه مي گويد و يا چه درباره اش گفته مي شود». امام صادق(ع) فرمود: اگر در منزل فردي چهل روز نواي موسيقي پخش شود شيطاني به نام قضدر وارد آن منزل و مکان مي گردد و چنان در آنجا قدرت مداري مي کند که غيرت و حفظ ناموس را از او بر مي دارد. [4]
- کوتاهي عمر
امام صادق (ع) فرمود: موسيقي برکت را از (مال، سلامتي وعمر) اهل خانه مي برد. [5]
در بررسي‌هايى که محققّان از بين 46 نفر موسيقي‌دان و نوازندگان مشهور غرب انجام داده‌اند، متوسط عمر آنان 47 سال بوده است. [6 ]
- محروميت از رحمت الهي
امام صادق (ع) مي فرمايد:
«غنا در دل روح نفاق را پرورش مي دهد و بدنبال خود بدبختي و فقر مي آورد».
«خانه اي که در آن غنا و آواز شهوت انگيز باشد ؛ از درد و بلا ايمن نباشد».
«خانه و محلي که در آن غنا باشد دعا مستجاب نگردد».
«مجلس غنا و خوانندگي، مجلسي است كه خدا به اهل آن نمي نگرد و آنها را مشمول لطفش قرار نمي دهد».
امام صادق (ع) فرموده اند: گوش کردن به لهو (موسيقي) و آوازه خواني، مايه رويش دوروئي و تهيد ستي است، همانگونه که آب مايه رويش کشت (گياه) است.
امام رضا (ع) در بيان گناهان کبيره فرموده اند: از جمله اين گناهان، سرگرم شدن به آلات موسيقي است.
امام صادق(ع) فرمود: در بهشت درختي است وقتي نسيم بر آن مي وزد صداي دلربائي از آن شنيده مي شود كه گوشي دلنوازتر از آن نشنيده است و سپس افزود: اين لذت براي كسي است كه به خاطر خدا از شنيدن غنا در دنيا خودداري كرده باشد.
موسيقي در سخنان امام راحل
از نظر حضرت امام (ره) و بسياري از مراجع ديگر موسيقي كه مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب و مروج فساد باشد حرام است. حضرت امام خميني (رضوان الله عليه) در تحرير الوسيله پيرامون حكم غناء مي فرمايند: «اشتغال به كار غناء و شنيدن آن و معامله با آن حرام است».
امام راحل همچنين مي‌فرمايد: از جمله چيزهايي که مغز جوان‌ها را تخدير مي‌کند موسيقي است که انسان را از جديّت بيرون مي‌برد؛ يک جواني که عادت کرده روزي چند ساعت را با موسيقي سروکار داشته باشد، از مسائل جدّي به کلّي غافل مي‌شود. [9]
احکام موسيقى
در اسلام صدا و آوازي كه انسان را از ياد خدا دور بدارد و موجبات برانگيختن گرايش هاي مادي و حيواني و دلبستگي به دنيا را درانسان فراهم آورد منع گرديده است وبه طور کلي در شرع اسلام آن غناء و آوازي حرام است كه يكي از شرايط زير را دارا باشد:
1ـ غناء و آوازي كه به گونه لهو و لغو يا باطل كه با مجالس لهو مناسبت داشته باشد.
2ـ غناء و آوازي كه در بردارنده الفاظ و مفاهيم پست و جنبه هاي شهواني باشد.
3ـ غناء و آوازي كه داراي لحن اهل فسوق و گناه باشد.
4ـ صدا و آوازي كه انسان را ازياد خدا دور بدارد.
5ـ آوازي كه همراه با معصيت باشد مانند آواز زن در حضور مردان نامحرم.
در پاسخ به عموم استفتا آتي كه از مراجع عظام شده است فرموده اند: غنا صوتي است كه با ترجيع و طرب همراه بوده و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد كه به‌طور مطلق حرام است حتي اگر در دعا و قرآن و اذان و مرثيه و غير آن باشد.
موسيقي سرگرم كننده و غفلت آور كه بخاطر ضرر و فسادي كه به بار مي آورد حرام است. بنابراين هرگاه غناء و ساير آهنگها و موسيقي ها مانع ازياد خدا نباشد بلكه انسان را به ياد خدا بيندازد حرام نيست. همچنين استفاده از آلات موسيقي اگر به منظور اجراي سرودهاي انقلابي و مذهبي يا اجراي برنامه هاي مفيد و ارزشمند و امثال آن از اموري كه غرض عقلايي بر آن مترتب است اشكالي ندارد به شرط آنكه مستلزم مفسده نباشد.
صدا و آواز زنان
در اين باره بايد گفت كه بين صداي زن و آواز زن تفاوت است و آنچه كه در اسلام ممنوع است آواز زن است نه صداي زن.
آوازي كه همراه با معصيت باشد مانند آواز زن كه با حضور نامحرمان پديد آيد در اسلام حرام شناخته شده، ولي اگر نامحرم و مردان اجنبي حضور نداشته باشند و آن را نشنوند و خود آواز و محتواي آن ممنوع نباشد اشكالي ندارد.
مشهور فقهاء آواز خواني زن در عروسي ها را مجازدانسته اند؛ البته‌ به ‌شرط اينكه‌ سخنان‌ و حرفهاي‌ باطل‌ و يا آلات‌ موسيقي‌ حرام‌ با آن همراه‌ نگردد و نيز مردهاي‌ نامحرم‌ برمجلس‌ زنها داخل‌ نشوند. آيت الله مكارم شيرازي نيز گوش دادن به سرودهايي كه يك زن تك‌خواني كرده است را حرام دانسته است.
منابع
- چيت سازيان، مرتضي. موسيقي در اسلام. تهران: باشگاه انديشه، 1386.
- فاطمي، ولي. نت شياطين. قم: حضور، 1386.
- اشميت پترز، ژاکلين. مقدمه اي بر موسيقي درما ني. تهران: اسراردانش، 1384.
- استور، آنتوني. موسيقي و ذهن. تهران: نشر مرکز، 1383.
- اساتيد معارف و مشاوره دانشجويي. آثاردنيوي موسيقي. مرکز مشاوره حوزه علميه قم.
- شرفخا ني خويي، احمد. انسان، غنا، موسيقي. انتشارات مشهور قم، 1380.
- زاده محمدي، علي. کاربرد هاي موسيقي در زمينه هاي روانپزشکي، پزشکي و روانشناختي. تهران: اسرار دانش، 1384.
- جهانشير، گيتا. تاثير موسيقي بر روان انسان. اردبيل: مغان ارس (http://www.moghanaras.com).
- رساله اجوبه – بخش استفتائت. (www.khamenei.ir).
[1]. حسين ميرزاخاني. مباني فقهي و رواني موسيقي: از ام‍ام‌ ال‍م‍ج‍ت‍ه‍دي‍ن‌ ش‍ي‍خ‌ اع‍ظم‌ ان‍ص‍اري‌ و اس‍ت‍اد م‍ح‍م‍دت‍ق‍ي‌ ج‍ع‍ف‍ري‌.ص 19
[2]. شهيد مرتضي مطهري. تعليم و تربيت در اسلام. چاپ دهم؛ تهران: انتشارات الزهراء، 1366، ص 44 و 45 و مباني فقهي و رواني موسيقي.
[3]. حسين ميرزا خاني. مباني فقهي، رواني موسيقي: از ام‍ام‌ ال‍م‍ج‍ت‍ه‍دي‍ن‌ ش‍ي‍خ‌ اع‍ظم‌ ان‍ص‍اري‌ و اس‍ت‍اد م‍ح‍م‍دت‍ق‍ي‌ ج‍ع‍ف‍ري‌.ص 34 و 33
[4]. وسائل، ج12، ص231. کافي، ج6، ص433.
[5]. وسائل، ج12، ص235 و مستدرک، ج2، ص458
[6]. سيد جواد حسيني. نشريه الکترونيکي پرسمان. شماره 48- 15/3/87 (http://porseman.org)
[7]. ابن خلدون، مقدمه، ج 1، فصل 23 في صناعه الغنا، ص.453.
[8]. اقرب الموارد، ج 2، ص 890، ماده غناء.
[9]. صحيفه‌ي نور، ج 8، ص 197 تا 201، و ج 9، ص 155.
تعاريف
1. موسيقي طرب انگيز: موسيقي که احساس خوشايندي درانسان ايجاد کند و نا خود آگاه فرد اعضاي بدن خود را به حرکت در بياورد. مانند آهنگها و ترانه هاي عروسي بندري و تکنو.
2. ترجيع: گرداندن صدا يا آواز در گلو.
3. قول زور: سخن باطل.
4. لعب: وسايلي مي گويند که باعث غفلت از ياد خدا مي شوند مثل: آلات موسيقي، آلات قمار و...
5. بربط: عود، يکي از آلات موسيقي شبيه تار.
6. فسوق: ارتکاب اعمال غير اخلاقي و ضد دين.
7. مترتب بودن: بر چيزي نتيجه گرفتن يا حاصل شدن از آن.
[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

دستگاه همايون يکي از هفت دستگاه موسيقي ايراني است.

به دليل استفاده از يک گام خاص و تفاوت محسوس در گام بالا رونده و پايين رونده دستگاه همايون منحصر به فردترين دستگاه موسيقي ايراني به شمار مي‌رود. مقايسه ساير دستگاه‌هاي موسيقي ايراني با موسيقي ديگر ملل و خصوصاً کشورهاي هم‌جوار تشابه و يکسان بودن ريشه برخي را نشان مي‌دهد. اما اين مطلب در مورد دستگاه «همايون» صادق نيست.

دستگاه همايون و يا به تعبيري «دستگاه عشاق»، با حالت محزون و اسرار آميز خود گوشه‌هاي متعددي دارد که گوشه «بيداد» اوج اين دستگاه تلقي مي‌شود.

آثار ارزشمندي از موسيقي ايراني در سده قبل در اين دستگاه ساخته و اجرا شده‌اند. «رنگ فرح» از جمله اين آثار است.

از لحاظ مرکب خواني اين دستگاه به دستگاه‌هاي سه‌گاه و شور ارتباط دارد و وسعت اين دستگاه را بيشتر مي‌کند.

يکي از آوازهاي ايراني که اسم آن در کتب موسيقي هست آواز اصفهان است که آن را از متعلقات دستگاه همايون دانسته‌اند. يکي ديگر از آوازهايي که از متعلقات دستگاه همايون است، آواز شوشتري است. فواصل پرده‌ها در اين دستگاه به صورت زير است:

سل(بکار).لا(کرن).سي(بکار).دو(بکار)ر(بکار)مي(بمل).مي بم(کرن).فا (بکار).

نت شروع اين دستگاه به طور معمول «فا» است. البته اين دستگاه در کوک‌هاي ديگري با نام‌هاي همايون «دو» و «رِ» نيز نواخته مي‌شود. در رديف مرحوم کريمي از شوشتري به عنوان يکي از گوشه‌هاي اين دستگاه نام برده شده است. گوشه‌هاي رديفي اين دستگاه عبارت‌اند از:

   1. چهارمضراب
   2. درآمد اول
   3. درآمد دوم: زنگ شتر
   4. مواليان
   5. چکاوک
   6. طرز
   7. بيداد
   8. بيداد کت
   9. ني‌داود
  10. باوي
  11. سوز و گداز
  12. ابول چپ
  13. ليلي و مجنون
  14. راوندي
  15. نوروز عرب
  16. نوروز صبا
  17. نوروز خارا
  18. نفير
  19. فرنگ و شوشتري گردان
  20. شوشتري
  21. جامه‌دران
  22. راز و نياز
  23. ميگلي
  24. موالف
  25. بختياري با موالف
  26. عزال
  27. دناسري
  28. رنگ فرح

همچنين آلبوم بیداد استاد شجريان با آهنگ‌سازي استاد مشکاتيان از جمله آهنگ‌هايي است که در اين دستگاه ساخته شده است.


[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

دستگاه نوا نام يکي از هفت دستگاه موسيقي سنتي ايراني است. اين دستگاه در گذشته جزئي از دستگاه شور بوده است.دستگاه نوا را آوازى در حد اعتدال که آهنگى ملايم و متوسط ، نه زياد شاد و نه زياد حزن‌انگيز دارد ، مي شناسند. نوا يک از دستگاه هايي است که به ندرت توسط اساتيد اجرا مي شود و آوازخوانان جوان بيشتر به سمت شور و متعلقات آن ( به علت سادگي و روان تر بودن ) تمايل دارند. جالب اينکه بسياري از اساتيدي هم که اين دستگاه را اجرا کرده اند ، آن اثر تبديل به يکي از ماندگارترين آثار آنان شده است مثل چهره به چهره محمدرضا لطفي ، ني نوا عليزاده ، نوا و مرکب خوانی شجريان و دود عود مشکاتيان. هر چند که بعضي از اساتيد مثل وزيري و خالقي نوا را مشتق از شور شناخته اند. اما اين دستگاه داراي تفاوت در نت شاهد و ايست و همچنين شخصيت مستقل آوازي با شور و مشتقات آن مي باشد.

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
اواز دشتي از متعلقات دستگاه شور است، از مشهورترين آثار در آواز دشتي به سرود اي ايران اثر روح‌الله خالقي مي‌توان اشاره کرده، عارف قزويني نيز بسياري از تصنيف‌هاي خود را در اين آواز ارايه کرده است.

    * درآمد دشتي
    * اوج
    * بيدگاني
    * ديلمان
    * دشتستاني
    * پيش درآمد دشتي
    * حاجياني
    * چوپاني
    * غم‌انگيز
    * مثنوي
    * گيلکي
    * کوچه باغي
    * سملي
    * سارنگي

استاد شجریان: رازدل  معمای هستی

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
آواز بيات ترک يا بيات زند از آوازهاي چهارگانه دستگاه شور است که از لحاظ رابطه? فواصل با درآمد، قدري يکنواخت به گوش مي‌رسد. نُت شاهد آن، درجه? سوم گام شور و نت ايست، درجه? هفتم آن است.
هم رود زنان به زخمه راندن   هم فاختگان به زَند خواندن

بيات ترک به دليل نزديکي به ماهور، قابليت اجرايي بسياري از گوشه‌هاي ماهور را دارد. بيات ترک تنوعي در تغيير بنيه? شور است که در انتها نيز به شور ختم مي شود؛ زيرا اختلافي در فواصل شور و ترک (با علامت تغيير دهنده) وجود ندارد.

فواصل بيات ترک را دوم و سوم بزرگ، چهارم و پنجم درست، ششم بزرگ، هفتم نيم بزرگ و هنگام تشکيل مي‌دهند که با رعايت تطابق فواصل با مقام ملايم دلگشا در موسيقي مقامي منطبق است.

استاد شجریان:  درخیال   آستان جانان و ...

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

آواز افشاري، منسوب به ايل افشار از طوايف ترک ايراني و از متعلقات چهارگانه? دستگاه شور (به همراه ابوعطا، دشتي و بيات ترک) است.

گام افشاري به سه‌گاه نزديکتر از شور است. در افشاري درجه? چهارم دستگاه شور نت شاهد و درجه? دوم آن نت ايست و درجه? پنجم نت متغيير محسوب مي‌گردد.

افشاري را مملو از شکايات و غم و اندوه دانسته‌اند. الحان و نغمات (گوشه‌هاي) افشاري بعد از درآمدهاي مختلف عبارت‌اند از: کرشمه، جامه‌دران، بسته‌نگار، قرايي، مثنوي پيچ، نهيب (نحيب)، عراق (برومند، صبا)، حصار (کريمي)، مسيحي (موسي معروفي)، تخت طاقديس و صدري (صبا)، قره‌باغي (کسايي)، آقا حسينقلي (صلحي) و شاه ختايي (شر-مو).

ميان قطعاتي که در موسيقي ايراني، مطابق سبک معمول ساخته شده روي تنيک افشاري کمتر فرود آمده‌اند؛ بلکه هميشه روي تنيک شور رفته‌اند. البته فرود بر تنيک افشاري يک قرارداد معمول نيست.

فواصل افشاري: دوم بزرگ، سوم نيم بزرگ، چهارم و پنجم درست، ششم نيم بزرگ، هفتم کوچک و هنگام است.

استاد شجریان : دل مجنون و...

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

آواز ابوعطا، يکي از آوازهاي چهار گانه? متعلق به شور در موسيقي امروز (به همراه افشاري، دشتي و بيات ترک) است. ابوعطا با القاب ديگري مانند سارنج (صلحي) و دستان عرب نيز شناخته مي‌شود.

گام آن با گام شور يکي است و تنها اختلاف آن با شور در توقّف مکرّر ابوعطا روي درجه? چهارم (نت شاهد) و درجه? دوم (نت ايست) مي‌باشد و درجه? پنجم ثابت است. در نغمه? ابوعطا، نت متغيير وجود ندارد.

در رديف موسيقي موسي معروفي گوشه‌هاي ابوعطا بعد از شش درآمد، عبارت‌اند از: محمد صادق خاني، کرشمه، سيخي، تک مقدم (که نوعي تحرير است)، حزين، حجاز (که در سه قسمت ذکر گرديده و مهم‌ترين گوشه? ابوعطاست)، بسته نگار، بغدادي (که شبيه حجاز است)، دوبيتي، شمالي، چهار باغ، گبري، رامکلي، فرود و مثنوي.

در رديف منقول ابوالحسن صبا، گوشه? خسروشيرين نيز در ابوعطا ذکر شده‌است. آواز ابوعطا در ميان مقام‌هاي قديم به چشم نمي‌خورد اما از مقام‌هاي قديم، فواصل جان فزا، بوستان و حسيني با ابوعطا مطابقت دارند.

در رديف ميرزا عبدالله، متعلقات شور از جمله آواز ابوعطا به صورت خلاصه آمده اند. روايت‌هاي کامل را بايد در رديف‌هاي ديگر جستجو کرد.

ابوعطا در محدوده? حجاز داراي نغمه‌هايي نزديک به الحان عربي است، اما آواز ابوعطا خود مورد پسند و به ذوق ايرانيان است

استاد شجریان: عشق داند   بهاردلکش گلهای تازه 104 ابوعطا   پیام نسیم  پیوند مهر و...

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

دستگاه شور
غالب آوازهايي که خواننده آموزش نديده ايراني مي‌‌خواند در يکي از مايه‌هاي اين آواز مي‌‌گنجد، از اين رو اين دستگاه را مادر موسيقي ايراني هم خوانده‌اند.
در ميان دستگاه‌هاي ايراني شور از همه بزرگ‌تر است. زيرا هر يک از دستگاه‌ها داراي يک عده آوازها و الحان فرعي‌ست ولي شور غير از آوازهاي فرعي داراي ملحقاتيست که هر يک به تنهايي استقلال دارد. آوازهاي مستقلي که جزء شور محسوب مي‌شود و هر يک استقلال دارد از اين قرار است: ابوعطا، بيات ترک، افشاري و دشتي.
آواز بيات ترک در پرده‌هاي شور نواخته مي‌شود و جزو ملحقات آن طبقه بندي مي‌شود، ولي چون از نظر شنوايي حسي شبيه دستگاه ماهور ايجاد مي‌‌کند، برخي قايل به طبقه بندي آن تحت دستگاه ماهور هستند.
در مکتب آوازي اصفهان آواز بيات ترک در مشتقات دستگاه ماهور به حساب مي‌‌آيد اما در مکتب تهران، مايه بيات ترک را جزء دستگاه شور به حساب مي‌‌آورند.

مايه‌ها (متعلقات)
    * آواز ابوعطا
    * آواز دشتي
    * آواز افشاري
    * آواز بيات ترک - گاه بيات زند نيز براي اشاره به اين آواز بکار برده شده
    * آوازبيات کرد - کردِ بيات نيز گفته مي‌شود

گوشه‌ها
گوشه‌هاي رديفي اين دستگاه عبارت‌اند از:

   1. درآمد اول
   2. درآمد دوم
   3. درآمد سوم: کرشمه
   4. درآمد چهارم: گوشه‌ي رهاب
   5. درآمد پنجم: اوج
   6. درآمد ششم: ملانازي
   7. نغمه‌ي اول
   8. نغمه‌ي دوم
   9. زيرکش سلمک
  10. ملانازي
  11. سلمک
  12. گلريز
  13. مجلس‌افروز
  14. عزال
  15. صفا
  16. بزرگ
  17. کوچک
  18. دوبيتي
  19. خارا
  20. قجر، فرود
  21. حزين
  22. شور پايين دسته
  23. گوشه‌ي رهاب
  24. چهار گوشه
  25. مقدمه‌ي گريلي
  26. رضوي، حزين، ‌فرود
  27. شهناز
  28. قرجه
  29. شهناز کت (عاشق‌کش)
  30. رنگ اصول
  31. گريلي
  32. رنگ شهرآشوب

 

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]

دستگاه راست پنجگاه نام يکي از هفت دستگاه موسيقي سنتي ايراني است.

دستگاه راست پنج گاه را ميتوان يكي از دستگاههاي بسيار قديمي ناميد. اين دستگاه بسيار شبيه به ماهور ميباشد و بايد گوش نوازنده ويا خواننده بسيار دقيق و آشنا به اين دستگاه باشد. تفاوت اين دستگاه با ماهور اين است كه در ماهور تحريرها بالا رونده است ولي در راست پنجگاه تحريرها پايين رونده است از اين دستگاه مي توان به پرده گرداني به دستگاههاي ديگر وارد شد. برخي از گوشه هاي اين دستگاه كه در رديفهاي رايج آمده عبارتست از: 1-درآمد 2-راست 3-سپهر 4-خسروي 5-پروانه و...

کاست های استاد شجریان: راست پنجگاه و ...

[ ] [ ] [ جواد حبیبی ]
درباره وبلاگ

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.

سهروردی می گوید موقعی که قران می خوانی طوری بخوان که انگار قران تنها برای تو نازل شده و تو مخاطب قرانی.
(دکترعلی شریعتی)
موضوعات وب
امکانات وب